پروپرویوسپشن چیست

دانلود پایان نامه

شرینگتون  (1906) نخستین بار از واژه  پروپرویوسپشن استفاده کرد. پروپرویوسپشن شرینگتون که از واژهای”proprius” به معنای مربوط به خودش و” reception” به معنای دریافت اقتباس شده است. تمامی حس های برخواسته از عضلات و ساختمان های فرعی انها (به جز درد و حرارت) را در بر می گیرد این حس ها شامل حس وضعیت مفصل[1] حس حرکت اکتیو یا پاسیو[2] و حس مقاومت میباشد. حس های ذکر شده از پروپریوسپتور[3]ها منشا می گیرد. پروپروسپتورها گیرنده های مناطقی از بدن هستندکه منحصرا نسبت به تغییرات داخل همان منطقه حساس هستند و پاسخ می دهند، چون در این منطقه این گیرنده ها توسط خود ارگانیسم تحریک میشوند؛ او این منطقه یا محدوده را منطقه پروپریوسپتیو[4] نام گذاری کرده است(14).

منطقه پروپریوسپتیو، منطقه ایست که توسط سلول های سطحی از محیط جدا می شود. منطقه اینترو سپتیو[5]، یا ارگانهای احشایی و مجازی گوارشی از این منطقه جدا میباشد. بر اساس  نوشته های  شرینگتون اطلاعات پروپریوسپشن برای تنظیم پاسچر کلی بدن و پاسچر مفصلی مورد استفاده قرار می گیرد اگر چه او اطلاعات سیستم وستیبولار را جزئی از اطلاعات پروپریوسپتیو میداند اما عمل لابیرنت ها را از گیرنده های محیطی جدا کرده است، همچنین با اینکه شرینگتون منطقه پروپریوسپتیو را از منطقه اکستروسپتیو[6] متمایز کرده است. اما او وجود تداخل عمل گیرنده های محیط داخلی و محیط خارجی بدن را مطرح کرده است(14). و انجمن فیزیکال تراپی آمریکا در سال 1995 “kinesthesia” را به عنوان حس حرکت تعریف کرده است “kinesthesir” از واژه های یونانی”kineim” به معنای حرکت و “aisthesis” به معنای دریافت اقتباس شده است(47).

مطلب مرتبط :   اگه شمام این مشکلات رو دارین پس واقعا باهوش هستین 

باستین[7] واژه “kinesthesis” را به صورت زیر معرفی کرد که ” من پایه اصلی حس ها که از حرکت ناشی و یا مستقیما توسط حرکت ایجاد می شود اشاره می کنم این احساس حالت پیچیده- ای را تشکیل می دهد که می توان آن را kinesthesisنامید. با وجود این حالت حسی پیچیده است که ما نسبت به وضعیت اندامهایمان و حرکات آنها ادراک پیدا می کنیم و نیز می توانیم بین درجات مختلف وزن و مقاومت تفاوت قائل شویم همچنین با وجود این حس است، که مغز میتواند از بسیاری  راهنمایی های غیر آگاهانه در اجرای حرکات استفاده نماید (48).” باستین اظهار می دارد که”kinesthesis” شامل حس وضعیت حس حرکتی و حس مقاومت می باشد. این تعریف با ویژگی هایی که انجمن فیزیکال تراپی آمریکا در سال 1995 و باراک و اسکینر[8] (1990) برای “kinesthesis” قائل شده اند تفاوت دارد. در تعریف اخیر”kinesthesis” صرفا برای حس حرکت استفاده  شده است.

باستین گیرنده های پوستی را یک عامل مهم در ایجاد حس وضعیت در نظر گرفته اما شرینگتون گیرنده های سیستم و ستیبولار و عضلانی- اسکلتی جدا کرده است و گیرنده های اخیر را منبع دو حس حرکت و وضعیت میداند (48). گاندبیا[9] (1987) و واژهای”proprioception” و  “kinesthesis” را مترادف یکدیگر در نظر گرفته و اظهار می دارد که هر واژه را میتوان برای توصیف وضعیت، حرکت و سایر حس هایی برای سیستم عضلانی اسکلتی فراهم می شود به کار برد(49).

بر خلاف پروپریوسپشن. واژه حسی قامتی[10] واژه ای کلی تر است و در بر گیرنده تمامی اطلاعات گیرنده های مکانیکی، حرارتی و درد است (50). درک آگاهانه اطلاعات حسی پیکری منجر به احساس های درد، حرارت، تماس (لمس ، فشار و …) و احساس های آگاهانه از پروپریوسپشن می شود. بنابراین درک آگاهانه پروپریوسپشن، جزیی از حس قامتی است (50) و نباید این دو را به جای یکدیگر استفاده کرد

مطلب مرتبط :   طرح توجیهی- 4 دلیل اینکه چرا یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) اهمیت دارد

[1]. Joint Position Sense (JPS)

[2]. Kinesthesia

[3]. Proprioceptor

[4]. Proprioceptive field

[5]. Interoceptive field

  1. Extoroceptive field
  2. Bastian
  3. Barrack & Skinner

[9]. Gandevia

[10]. Somatosensory (Somatosensation)