پایان نامه مدیریت در مورد : سیاست گذاری فرهنگی

دانلود پایان نامه

اسکیریلوف، 1999، اسکیریلوف و کارنیچر 1999).
کالاهای قومی ممکن است به صورت بارزی اشکال ظاهری قومیت مربوط را در خود داشته باشد. برای مثال لباس های قومی، غذاهای قومی یا هنرهای دستی و … ( فکوهی، 1385: 132). اما مفهوم کالاهای قومی در این مطالعه بشتر مطوف به صنایع و هنر دستی است که اقوام از دیرباز برای رفع احتیاجات خود، آن ها را تولید می کنند.
صنایع دستی بیانگر صنعت و هنر نیاکان و نشان دهنده ی ذوق و هنر مردم هر منطقه از یک کشور است. در روزگاران گذشته صنایع دستی پیوندی عمیق با زندگی روزمره ی مردم داشته است. در دورهای که انسان زندگی ماشینی را تجربه نکرده بود، این صنایع دستی بود که حامی تمام استعدادها، ذوق، سلیقه و آفرینش های سازندگی بشر بود. امروزه با نگاه به صنایع دستی هر قوم و قبیله ای به روشنی می توان دریافت که آن قوم چه مرحله ای از صنعتگری را تجربه کرده و اکنون در چه جایگاهی قرار دارد. استعداد و روحیهی خلاق و قدرت ابتکار صنعتگران در کنار عواملی مانند: شرایط اقلیمی و محیطی، مواد اولیه، شرایط زندگی و علاقهی انسان های گذشته به تولید آثار هنری موجب شده است که کشور ما از گذشته های بسیار دور تا حال همواره در تولید صنایع دستی موقعیتی ویژه و ممتاز داشته باشد( پاپ زن و همکاران، 1390: 15) به نظر می رسد با حفظ و نگهداشت این هنر دیرینه پیشینان و با ایجاد تحولاتی مثبت در جهت امروزینه کردن آن و هدایت در جهت تامین نیازهای بازار می توان امید داشت این هنر-صنعت بتواند در راستای پایداری اقتصادی که خود در همپیوندی کامل با ابعاد دیگر پایداری نظیر پایداری اجتماعی و اقتصادی قرار دارد بتواند به معیشت پایدار خانوارهای مرتبط با این بخش یاری رساند ( افشار زاده و همکاران، 1390: 2).
اگرچه با توجه به خصوصیات و ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صنایع دستی، شاید نتوان تعریف دقیق و پذیرفتنی از سوی همه ی صاحبان ذوق و اندیشه برای صنایع دستی ارائه داد، اما از میان تعریفهای گوناگونی که تاکنون از این « هنر- صنعت» ارائه شده، در سال 1348 از طرف شورای صنایع دستی ایران چنین خوانده شد :« صنایع دستی به آن دسته از صنایع اطلاق می شود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده های آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بینشهای فلسفی و ذوق و هنر انسانهای هر منطقه با توجه به میراثهای قومی آنان ساخته و پرداخته می شود»؛ و در سال 1362 گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران آن را چنین تعریف کرده اند : « صنایع دستی به مجموعه ای از « هنر- صنعت» اطلاق می شود که عمدتاً با بهره گرفتن از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی می شود که در هر واحد آن، ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این گونه از محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای است» ( یاوری، نورماه، 1384: 10). تعریف جامع تر آن مبنی بر این است که « صنایع دستی: کارهای تولیدی با بهره گرفتن از آلات و ابزارهای ساده ( مثلا قالب بافب، سفالگری، سوزن دوزی، خاتم کاری و غیره) و نیز کالاهایی که بدین گونه و طبق یک طرح ساخته می شود. اغلب آثار هنری سنتی و هنرهای تزئینی را می توان در این زمره به شمار آورد» ( پاکباز، 1387: 343) در دایره المعارف هنر ارائه شده است. در تقسیم بندی دیگری، هنر به طور عمده به دو گروه محض و کاربردی تفکیک شده است و شاخص ترین هنرِ کاربردی یعنی هنری که علاوه بر دارا بودن زیبایی وارسته و مفهومی می تواند سودمندی مشخص و کاربردی معین داشته باشد، صنایع دستی یا به عبارت دقیق تر هنرهای صنایعی است؛ که اشاعه دهنده ی فرهنگ معنوی و عامه، حاصل از معرفت شهودی و جاری بودن در متن زندگی افراد اجتماع است ( افشارزاده، 1390: 3).
2-4-4 سیاست های چند فرهنگی
اصطلاح سیاست گذاری فرهنگی معادل (سیاست های فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی) است. ژیراره درتعریف این مفهوم چنین می‌گوید: نظامی از هدف های غایی ، شیوه ها و برنامه های فرهنگی که برای توسعه فرهنگ جامعه در نظر می گیرند . ژیراره توضیح می دهد مهمترین رکن مساله ، هدف های غایی است. طبق تعریف ژیراره سوالی مطرح می شود مبنی بر اینکه : آیا می توان برای یک جامعه هدف های غایی تعیین کرد ، آیا امکان پذیر است یا خیر ؟ ( فاضلی، 1386: 3). به طور ساده می‌توان گفت که سیاست فرهنگی با مدیریت نهادهای تولیدکننده و اداره‌کنندهی شکل و محتوای محصولات فرهنگی مربوط می‌شود. سیاست فرهنگی نوعی توافق رسمی و اتفاق نظر مسؤلان و متصدیان امور در تشخیص، تعیین و تدوین مهم‌ترین اصول و اولویت‌های لازم و ضروری در فعالیت فرهنگی است و راهنما و دستور العمل برای مدیران فرهنگی خواهد بود (محبی، اینترنت، سیاست). سیاست فرهنگی دراین چارجوب شامل موزه‌ها، وزارتخانه‌های عهده‌دار امر آموزش، هنرها، فرهنگ، رسانه‌ها، ورزش، مدارس، مؤسسه‌های آ‌‌موزش عالی، سازمان‌های تلویزیونی، شرکت‌های ضبط، مؤسسه‌های تبلیغاتی و بسیاری عناصر دیگر است (Barker,2002:223). سیاست فرهنگی در قالب مفاهیم گوناگونی مورد توجه برنامه ریزان بوده که درطول دهه اخیر در کشورهای صنعتی مفهوم «مهندسی فرهنگی» مطرح گردیده است. مهندسی فرهنگی عبارت است: ازعلم و فن وتوانایی ارائه پاسخ‌های مناسب از نظر کیفیت، هزینه، و مدت به درخواست‌هایی است که از سوی کارشناسان امور فرهنگی در جهت تحقق اهداف فرهنگی، اجرای برنامه‌ها، تأمین سرمایه برای برنامه‌ها و
تحقق فنی برنامه‌ها صورت می‌گیرد (Mollard,1994:3).
سیاست فرهنگی مجموعه ارزش‌ها، باورها و راهبردهایی است که کنش‌ها و عملکرد افراد یا گروه‌های اجتماعی را هدایت می‌کند یا بر آن‌ها تأثیر می‌گذارد .”این ارزش‌ها و باورها که راهنما، هدایت‌کننده و تأثیرگذار برعملکرد یک‌گروه، یک‌ مجموعه و یا یک‌ ملت است به دو بخش تقسیم می‌شود: یک‌ بخش، آن‌هایی است که توسط دولت بیان و مدون می‌شود و معمولاً به صورت قانون اساسی، برنامه‌های توسعه و غیره است . بخش دوم راهبردهایی است که افراد، گروه‌ها و ملت‌ها بدون تدوین یا قانون رسمی کردن آن برای تحقق هدف‌ها و منافع خود به‌کار می‌گیرند. بنابراین دو سیاست فرهنگی داریم: یکی آن که دولت مدون کرده، دوم آن‌که به صورت اصل مدون دولتی درنیامده . درنتیجه باید گفت به صورت کلی یک سیاست فرهنگی است که بخشی از آن آشکار است و بخشی پنهان و بخشی رسمی و بخشی غیررسمی.( محسنی، 1386: 24). به‌طورکلی می‌توان گفت که سیاست گذاری فرهنگی عبارت است از فرایند اخذ تصمیم در مورد یک خط مشی فرهنگی درجهت هدایت و کنترل فرهنگ به منظور حفظ مواریث فرهنگی، بسط و گسترش آن، تا در آینده باید پیگیری ومورد عمل قرار گیرد.
الگوی چند فرهنگ گرایی به عنوان رویکرد سیاست گذاری عمومی برای مدیریت تنوع فرهنگی در جامعه چند قومی که بر مبنای ابراز رسمی احترام متقابل و رواداری نسبت به تنوع فرهنگی در قالب مرزهای ملی استوار است. شهروندی و سیاست چند فرهنگی، الگوی مناسب سیاست گذاری راهبردی و دراز مدت در مواجهه با مساله تنوع قومی و فرهنگی در جامعه ایرانی است و می تواند مبنایی برای تفاهم، تعامل و گفتگوی میان سیاست گداران و نخبگان قومی باشد ( تقی لو، 1386: 11-12).
برنامه های سیاست چندفرهنگی جامعه ی امروز ایران برخلاف دوران پهلوی، به دنبال شیوه ای است که مردم به شکل خود جوش و بدور از الزام نسبت به فرهنگ خویش حس عرق داشته و امور فرهنگی خویش را به راحتی انجام دهند. در سیاست تنوع، دولت مرکزی با شناسایی، مدارا و رواداری میان تنوعات فرهنگی و قومی گوناگون به ارتقا ء، انسجام و وحدت ملی می اندیشد و به رعایت حقوق همه اقلیت های قومی در حفظ و پرورش شاخص های هویتی آنان نظیر زبان، سنت ها، هویت و … می کوشد . همچنین از تحمیل قوانین و مقررات مغایر با علایق فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی گروه های اقلیت اجتناب می کند (صالحی، 1388: 151)
به عقیده اندیشمندان حوزه تنوع فرهنگی، به رسمیت شناختن تفاوت های فرهنگی از طریق اعطای حقوق شهروندی چند قومی متمایز، به انسجام کامل جوامع کمک می کند؛ در حالی که الگوی همگون سازی و جذب موجب محرومیت کسانی که با فرهنگ مسلط انطباق ندارند می شود. به نظر «کمیلیکا» بر خلاف آنچه نظریه پردازان همگون سازی از آن وحشت دارند، حقوق فرهنگی خاص به هیچ وجه به شقاق و گسیختگی جامعه منجر نمی شود، بلکه اقلیت ها را قادر می سازد تا به طور کامل در یک جامعه چند فرهنگی مشارکت نمایند. به علاوه، به ندرت اتفاق می افتد که گروه های اقلیت قومی اعمال محدودیت های درون گروهی و عدم برخورداری از قدرت قانونی و تحمیل هنجارهای فرهنگی بر اعضا ی شان را بپذیرند ( نش، 1382: 222).
2-4-5 مهاجرت
منگالم (1968)، مهاجرت را یک حرکت بالنسبه دائمی عده ای از یک مکان به مکان دیگر دانسته، که مقدم بر آن، مهاجران بر اساس مراتبی از ارزش ها یا هدف های با ارزشی که تعلیم می گیرند، حرکت می کنند. نتیجه ی این حرکت تغییراتی در نظام کنش متقابل مهاجران است ( لهاسایی زاده، 1368: 14).

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   فایل رایگان پایان نامه مدیریت :معادلات ساختاری

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهاجرت از یک ناحیه به ناحیه دیگر صرف نظر از تاثیری که در شئون زندگی دار، از نظر فرهنگی دارای مسائلی متعدد خواهد بود و این اساسا ناشی از نحوه ی تطابق روانی- اجتماعی افراد است که دارای آداب و رسوم خاصی هستند (جعفری نیا و بذر افشان، 13920: 31).
مهاجرت در لغت به‌معنای حرکت افراد یا گروه‌هایی است، که مستلزم تغییر دائمی یا موقت محل سکونت است. لفظ مهاجرت در مقابل اصطلاح تحرک به‌کار میرود که به همه اشکال تحرک فضایی (موقت و دائم) ( پهلوان، 1381: 3) اطلاق میشود و معنای عام کلمه عبارت است از ترک سرزمین اصلی و ساکن شدن در سرزمین دیگر به‌طور موقت یا دائم.
مهاجرت در مفهوم جمعیتشناختی کلمه، با کوچ مداوم انسان در جوامع ابتدایی و کوچ عشایری و همچنین حرکات جغرافیایی کوتاه‌مدت مانند مسافرت متمایز است و در مورد جمعیتهایی به‌کار میرود که نسبتاً استقرار یافتهاند. مهاجرت به‌عنوان یک واقعه تأثیرگذار بر رشد و تغییر جمعیت مورد توجه قرار میگیرد. مهاجرت همچنین انعکاسی از تغییراتی است که در تار و پود جامعه رخ میدهد. مهاجرت و آوارگی همزاد و هم سرنوشت آدمیان است و از ابتداء تاریخ بشری تا امروز به شیوه‌ها و چهره‌ های گوناگون جریان داشته و دارد. نمی‌توان فصل و مقطعی از تاریخ و سرگذشت آدمیان را یافت که عاری و تهی از هجرت و نقل افراد و گروه های بشری باشد. انسان ها همیشه و همواره برای جستجوی مأوای بهتر و زندگی پر رونق‌تر و گاه به دلیل تهدیدها، کشتارها و سرکوبها و گاه به دلیل تغییرات ناگهانی محیطی و سایر عوامل و دلایل؛ مشغول هجرت و تغییر موطن خود بوده اند. مهاجرت و نقل مکان از یک نقطه به نقطۀ دیگر گسترده و دوام‌ دار بوده که به دلایل و انگیزه های مختلف در گذشته و حال جاری وساری است که امروزه جوامع و انسان های که خارج از زیست بوم اولیه و اصلی خود زندگی میکنند بسیار بیشتر از کسانی است که هم چنان در زیست و بوم اولیه خود بسر می‌برند منتهی مهاجرت در صده اخیر همانند سایر پدیده های اجتماعی دارای تفاوت های؛ نسبت به گذشته می‌باشد که متاثر از شرایط کنونی جهان است.

تفاوت های مهاجرت در گذشته و امروزآن است که درگذشته ها، سیل مهاجرین تازه وارد، سر زمینی را به تصرف در می‌آوردند و درآن فرهنگ و تمدن جدیدی را پایه گذاری می‌کردند؛ و یا تمدن جدیدی مرکب از فرهنگ و داشته های اقوام بومی و اقوام مهاجر شکل می‌گرفت؛ هما نندی مها جران که وارد قاره آمریکاه شدند. مجتبی صادقی می‌گوید: «در تهاجم مهاجران اروپای به قاره جدید آمریکا فرهنگ بومی آمریکایی که در طی هزران سال سا خته شده بود در کمتر از صدسال تقریبا به طور کامل نابود شد، سرخ پوستان آمریکایی جمعیت عمده این بومیان را تشکیل می‌دادند ( صرفی، 1374: 106). اما در دنیای امروز مهاجران تازه وارد اغلب در جامعه و فرهنگ جدید جذب و هضم می‌شوند و به مرور زمان، فرهنگ ملی و بومی خود را از دست می‌دهند و در نهایت با بحران هویت و گم کردن اصل خویش مواجه می‌شوند. جامعه پذیری یا انطباق اجتماعی از پیامدهای قهری مهاجرت‌های امروزی است. در پرتو این پروسه، جوامع و گروه‌های مهاجر، آرام آرام بخشی از هنجارها، ارزشها و باورهای بومی و ملی خود را از دست می‌دهند و عناصر و سازه های از فرهنگ مسلط در موطن جدید را می‌پذیرند.
2-4-5-1 تفاوت مهاجرت‌های داخلی با خارجی
مهاجرتهایی را که در درون مرزهای سیاسی یک کشور صورت میگیرد مهاجرتهای داخلیو مهاجرتهایی که به خارج از مرزهای سیاسی یک کشور صورت میگیرد، مهاجرت خارجی مینامند (کلانتری، 1378: 63). مهاجرتهای خارجی در سه سطح مورد بررسی قرار میگیرد: منطقهای، درون‌قارهای و میان‌قارهای. در مورد یک سرزمین، مهاجرت خارجی یا “برون‌مرزی” متضمن عبور از مرزهای آن سرزمین است. هرگاه سرزمین مورد بحث کشور مستقلی باشد، عبور از مرزهای آن را مهاجرت بین‌المللی میخوانند ( تقوی، 1378: 130).
اما آنچه در این گفتار مد نظر است مهاجرت خارجی و یا بین المللی است. چراکه ترک دیار مادری و قرارگیری در سرزمینی که کاملاً با داشته های فرهنگی وی متفاوت است، می تواند پیامدهای مثبت و منفی تری نسبت به مهاجرت داخلی داشته باشد که البته من با دیدگاه مثبت به آن نگاه می کنم.
بحث تکثر فرهنگی تقریبا همزمان با  بالا گرفتن مباحث مربوط به جهانی شدن آغاز شد اما ریشه آن در  مناقشاتی بود که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای توسعه یافته بر سر چگونگی جای دادن «اقلیت» ها در فرهنگ های ملی آنها در گرفته بودند. ورود میلیون ها کارگر مهاجر  در سال های پس از جنگ جهانی دوم به اروپا و آمریکا، تعادل شکننده ای را که در حوزه مهاجرت در طول دو قرن قبلی وجود داشت به کلی از میان برد. در واقع مسئله مهاجرت ، سوای پیشینه باستانی آن (از جمله در یونان و رم باستان)، به مثابه فرایندی  دائم در تاریخ  جوامع انسانی وجود داشته و  دارد. انسان ها دائما برای به دست آوردن موقعیت های بهتر معیشتی و رسیدن به آرزوهایی کمابیش واقعی یا خیالین، و یا تحت تاثیر فشار های بیرونی (جنگ، خشکسالی و قحطی، بی رحمی حاکمان و…) دست به مهاجرت زده و تلاش کرده اند در جوامعی به جز جامعه خود و یا در سرزمین های دوردست، به حداقلی از رفاه و آسایش برسند. با وصف این، آنچه پس از جنگ جهانی دوم رخ داد تفاوتی اساسی با امواج مهاجرت پیشین داشت:  اقشار بزرگی از مردم  به ویژه از کشورهای فقیر با فرهنگ هایی بسیار متفاوت از لحاظ ریشه ای (زبان ، دین، آداب و رسوم) از جهان سوم روانه کشورهای اروپای غربی و آمریکا شدند. تصور اولیه درباره این مردم آن بود که بزودی جذب کشورهای میزبان شده و در نسل های دوم و سوم به شهروندانی همچون دیگران تبدیل خواهند شد. این تصور صرفا یک اندیشه نظری نبود و پایه تجربی آن در  جذب امواج پیشین مهاجرتی بود که در قرون هجده و نوزده در اروپای غربی و آمریکا اتفاق افتاده بود و سبب شده بود که مهاجران عموما اروپایی اما روستایی بتوانند در فرهنگ هایی عمدتا شهری جا افتاده و به شهروندانی جدید و با اراده و امید بالایی نسبت به آینده تبدیل شوند.

 
 
مهاجرتها ممکن است علل مذهبی، سیاسی و یا اقتصادی داشته باشند. ولی در حال حاضر آرزوی رفاه بیشتر، انگیزه اصلی انسانها برای مهاجرت است. جاذبه شهرهای بزرگ و امید کسب مزد بیشتر در صنایع شهری، وجود بیکاری در روستاها، ازدیاد جمعیت و جستجوی سرزمینهای تازه از جمله انگیزههای اصلی مهاجرت هستند. بیگمان از مهاجرتهای بزرگ قرون 17 تا 19م کمتر در عصر ما روی میدهد، ولی هنوز هم بسیارند کسانی که برای کسب شغل و مزد بهتر یا ادامه تحصیل، ترک دیار می کنند و به مناطق دیگر، سایر کشورها و حتی قاره‌های دیگر میروند و یا به امید بهرهمند شدن از امکانات شهری از روستاها به شهرها کوچ میکنند ( کاظمی، 1383: 102).
2-4-5-2 انواع مهاجرتهای بینالمللی
بعضی از جابه‌جاییهای بین مرزهای ملی، مهاجرت‌های تودهای هستند که به انتقال تعداد زیادی از مردم با ویژگیهای اجتماعی و قومی مشترک منجر میشود. جابه‌جایی تودهای که معمولاً در پاسخ به عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص انجام میشود، میتواند انواع متفاوتی داشته باشد: ( Shryock & Siegel, 1973: 580):
 
1) فتح ، تهاجم و مستعمرهسازی؛ فتح و تهاجم در دوران جنگ اتفاق میافتند و مستعمرهسازی که بعد از فتح اتفاق میافتد، یک جابه‌جایی آرام‌تر میباشد و استقرار خانوادههایی از کشور مستعمرهساز در کشور ملحق‌شده را دربر میگیرد. به‌هرحال تمایز بین این انواع ممکن است شفاف نباشد. بومیان

پاسخی بگذارید