پایان نامه ارشد درباره سود حسابداری، عملکرد مالی، دارایی ها، بهای تمام شده

تفسیری نمیباشند. اگر یک یا چند قلم از اینها دارای محتوای تفسیری نباشند و از اهمیت زیادی بر خوردار باشند، در آن صورت نمیتوان سود خالص را به صورت معنی دار تفسیر کرد حتی اگر در بازار سرمایه محتوای اطلاعاتی داشته باشند (پارساییان به نقل از هندریکسن،۱۳۸۸، ۴۴۹-۴۵۱)
در سطح تفسیری برای ارائه تعریفی از سود بر دو مفهوم اقتصادی تغییر رفاه و حداکثر سازی سود تحت شرایط خاص ساختار بازار، تقاضا برای محصول، ارزش جاری تاکید میشود. هیئت استاندارد های حسابداری مالی نیز به صورت تلویحی به این دو مفهوم در قالب حفظ سرمایه و به حداکثر رساندن سود اشاره کرده است. حفظ سرمایه یکی از اصلی ترین مفاهیم سود است زیرا این مفهوم بر پایه تئوری اقتصادی سرمایه قرار دارد. این دیدگاه مبتنی بر تغییرات ارزش فعلی مورد انتظار است؛ ولی قیمت جاری بازار و گزینه های مشابه را نیز میتوان از این دیدگاه توجیه کرد و مدعی شد که اقلام مزبور میتوانند جایگزین مناسبی برای ارزش جاری باشند (کردستانی و کشاورز،۱۳۸۹).
مفهوم سود از دیدگاه رفتاری ( عملگرایانه ) در رابطه با مواردی نظیر فرایند های تصمیم گیری سرمایه گذاران و بستانکاران ، واکنش قیمت اوراق بهادار در برابر گزارش سود، تصمیمات مدیریت در خصوص هزینه های سرمایه و واکنش مدیران وحسابداران در برابر بازخورد اطلاعات سود مطرح است( پارساییان به نقل از هندریکسن، ۱۳۸۷، ۴۶۱). در این دیدگاه دو رویکرد برای ارئه سود مورد توجه است. اولی، رویکرد اطلاعاتی در گزارش سود است، رویکردی به گزارشگری مالی با پذیرش مسئولیت فردی سرمایه گذار در خصوص پیش بینی عملکرد آتی شرکت و معطوف شدن به فراهم آوردن اطلاعات سودمند برای این هدف. رویکرد مزبور فرض را بر کارای بازار اوراق بهادار میگذارد و ادعا میکند که بازار به اطلاعات سودمند از هر منبعی از جمله صورت های مالی واکنش نشان خواهد داد. دوم، رویکرد اندازه گیری به سودمندی در تصمیم دیدگاهی نسبت به صورت های مالی است که طی آن حسابداران مسئولیتی در قبال تهیه صورت های مالی به ارزش منصفانه میپذیرند ، با این شرط که این گزارش ها بطور منطقی قابل اتکا باشند ، ازینرو حسابداران مسئولیت بیشتری جهت کمک به سرمایه گذاران در پیش بینی ارزش بنیادی شرکت تقبل میکنند(اسکات، ۲۰۰۳، ۱۳۸ و ۱۷۶).
۲-۸-۲)شرحی از سود حسابداری
از دیدگاه عملگرایانه سود حسابداری را بدین گونه تعریف کردند: تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معامله های دوره و بهای تمام شده تاریخی منقضی شدهی مربوطه، تعریف مزبور بیانگر آن است که سود حسابداری دارای پنج ویژگی میباشد:
۱ . سود حسابداری مبتنی بر معاملات واقعی است که شرکت آنها را انجام داده است؛ سود حسابداری اساساً از تفاوت درآمد فروش کالاها یا ارئه خدمات با هزینه های لازم برای محاسبه سود از رویکرد معاملاتی استفاده میکند. این معامله یا داد و ستد میتواند درون سازمانی یا برون سازمانی باشد.
۲ . سود حسابداری بر مبنای فرض دوره زمانی، بعنوان یک امر بدیهی، قرار میگیرد و به عملکرد مالی شرکت در طی یک دوره زمانی مفروض اشاره دارد.
۳ . سود حسابداری که بر مبنای اصل تحقق درآمد قرار دارد ایجاب میکند تا درآمد تعریف، انازه گیری و ثبت شود. به طور کل، اصل تحقق درآمد معیار یا آزمونی است برای شناسایی درآمد و بالنتیجه شناسایی سود.
۴ . سود حسابداری ایجاب میکند که بهای جاری را بر حسب بهای تاریخی اندازه گیری کرد یعنی باید اصل بهای تاریخی را رعایت نمود. معمولاً یک دارایی بر حسب بهای تمام شده تاریخی ثبت میشود تا زمانی که فروش تحقق یابد، و در آن زمان هر نوع تغییر در ارزش شناسایی میشود از اینرو هزینه های جاری عبارتند از دارایی های منقضی شده یا بهای تمام شدهی اقلام خریداری شده ای که منقضی شدند.
۵ . سود حسابداری ایجاب میکند که درآمد های تحقق یافته دوره، در رابطه با هزینه های مربوط مناسب، یا ذیربط مورد توجه قرار گیرند. از اینرو سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارد.
۶ . اصولاً برخی هزینه ها، هزینه های دوره هستند که به درآمد تخصیص مییابند و برخی دیگر بصورت دارایی به دوره بعد منتقل میشوند. فرض بر این است که هزینه های دوره ( بهای تمام شده اقلام ) با درآمد های دوره تطبیق داده میشوند، به دوره مزبور تخصیص مییابند تا به طور بالقوه به صورت خدمات منقضی شده درآیند(سمیعی)
یکی از اهداف اصلی صورت های مالی گزارش اطلاعات درباره عملکرد مالی است. عملکرد مالی در برگیرنده منافع تحت کنترل واحد تجاری است. اطلاعات مربوط به عملکرد مالی در صورت سود و زیان و سود وزیان جامع ارائه میشود. اطلاعات در مورد عملکرد مالی و تغییر پذیری آن، برای پیش بینی ظرفیت واحد تجاری جهت استفاده موثر از منابع موجود آن و قضاوت درباره میزان اثر بخشی استفاده احتمالی از منابع اضافی توسط واحد تجاری، است. صورت های عملکرد مالی در قالب موارد زیر به اهداف گزارشگری مالی کمک مینمایند:
الف . ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان به منظور قادر ساختن ایشان در امر بررسی ارزیابی های قبلی از عملکرد مالی دوره های گذشته و در صورت لزوم اصلاح ارزیابی های آنها از عملکرد دوره های آتی.
ب . ارائه گزارشی از نتایج وظیفه مباشرت مدیریت به منظور قادر ساختن استفاده کنندگان به ارزیابی عملکرد گذشته مدیریت و ایجاد مبنایی جهت شکل گیری انتظارات آتی در مورد عملکرد مالی(سازمان حسابرسی،۱۳۸۷)
واحد های اقتصادی که با هدف کسب سود تاسیس میگردند وظایفی بر عهده میگیرند و فعالیت خود را تداوم میبخشند. سهامداران و سرمایه گذاران با هدف کسب سود سهام یک واحد انتفاعی را خریداری میکنند و امکان فعالیت آن را موجب میشوند اهمیت سود در شرایط کسب و کار بیشتر میشود. همچنین همگامی با تغییرات اقتصادی زمانی امکان پذیر است که واحد انتفاعی سود آور باشد(سمیعی به نقل از اقبالی ،۸۸).
۲-۸-۳) اهداف گزارشگری سود
هندریکسن میگوید هدف اصلی گزارشگری سود این است که برای کسانی که به گزارش های مالی علاقه بیشتری دارند یا بدان توجه مینمایند اطلاعات سودمندی ارئه شود. مهمترین هدف گزارش سود ، که بنا به فرض، برای همه استفاده کنندگان از گزارشهای مالی دارای بیشترین اهمیت است نیاز به تمایز سرمایه از سود است یعنی بین آنچه در شرکت موجود است و آنچه به بیرون قابل جریان یافتن است تمایز ایجاد کند(پارساییان به نقل از هندریکسن،۱۳۸۸، ۴۵۰). به گفته ایروینگ فیشر، اقتصاد دان آمریکایی، سرمایه موجودی ثروت در یک لحظه از زمان است و سود جریان خدمات در طی زمان. سرمایه مظهر یا نمادی از خدمات آتی است و سود بهرهمندی از این خدمات طی یک دوره زمانی خاص. صرف نظر از هرگونه تعریفی راجع به این تمایز، تفکیک سود و سرمایه به چند دلیل اهمیت دارد. نخست، تغییر سرمایه واحد تجاری بر مبلغ جریان های نقدی آتی دارندگان حقوق مالکانه اثر میگذارد و این در حالی است که ارزش این اوراق در هر لحظه از زمان در حال تغییر کردن هستند. دوم، تغییر سرمایه بر رابطه بین دارندگان حقوق مالکانه و سایر دارندگان اوراق بهادار نظیر دارندگان اوراق بهادار بدهی و سهامداران ممتاز تاثیر گذار است. دارندگان اوراق بهادار نه تنها میخواهند بدانند که در آینده باید منتظر چه مبلغی باشند بلکه به خالص تغییرات، که از توانایی شرکت در ایجاد جریان های نقد آتی ناشی میشود نیز علاقه مندند. آنها نه تنها توجه خود را معطوف به توانایی شرکت در حفظ و دوام سود تقسیمی مینمایند بلکه در بسیاری از موارد به رشد بالقوه آن توجه زیادی میکنند. سوم، تمایز قائل شدن بین سود و تغییر سرمایه یکی از راههایی است که میتوان بدان وسیله حدودی که مدیریت وظیفه خود در شرکت را انجام میدهد، تعیین کرد( پارساییان به نقل از هندریکسن، ۱۳۸۷، ۴۰۷ – ۴۰۹) .
تمایز سود دلالت بر بازده سرمایه گذاری دارد. بازده سرمایه گذاری فقط هنگامی که مبلغ سرمایه گذاری قابل حفظ و بازیافت باشد تحقق مییابد. بنابراین، مفهوم حفظ سرمایه به منظور تعیین تفاوت بین بازده سرمایه گذاری به کار میرود. مفهوم حفظ سرمایه در برگیرنده دو مفهوم حفظ سرمایه فیزیکی و سرمایه مالی است. حفظ سرمایه مالی زمانی شکل میگیرد که ارزش پولی خالص دارایی ها در انتهای دوره به استثنای مبادلات با مالکان، حداقل به اندازه ارزش پولی خالص دارایی ها در ابتدای دوره باشد. این دیدگاه همان دیدگاه قدیمی حفظ سرمایه است که توسط حسابداران مالی بکار گرفته میشود. سرمایه فیزیکی یک واحد اقتصادی که دلالت بر بازده سرمایه دارد هنگامی حفظ
میشود که ظرفیت تولید فیزیکی یک واحد اقتصادی در انتهای دوره ، به استثنای مبادلات با مالکان، حداقل به اندازه ظرفیت فیزیکی تولیدی در ابتدای دوره باشد. این مفهوم به این نکته اشاره دارد که سود فقط بعد از جایگزینی فیزیکی دارایی های عملیاتی قابل شناسایی است. ظرفیت فیزیکی تولیدی در یک نقطه از زمان برابر با ارزش جاری خالص دارایی های بکار گرفته شده برای ایجاد سود است. ارزش جاری، در برگیرنده انتظارات مربوط به میزان سودآوری خالص دارایی ها است. تفاوت بین این دو مفهوم در سود وز یان نگهداری دارایی ها است. سود و زیان نگهداری هنگامی اتفاق میافتد که ارزش اقلام ترازنامه در یک دوره حسابداری تغییر میکند. طرفداران حفظ سرمایه فیزیکی، سود و زیان حاصل از نگهداری را بازگشت سرمایه میدانند و معتقدند باید بعنوان تعدیلات مستقیم در حقوق صاحبان سهام بیاید.با این وصف، طرفداران حفظ سرمایه مالی معتقدند سود و زیان نگهداری بازده سرمایه تلقی شده و در صورت سود وزیان باید لحاظ شود ( کردستانی و هدایتی ، ۱۳۸۹ ) .
مسئله زیربنایی تفکیک سود از سرمایه مسئله زمانبندی، یعنی تخصیص درآمد و هزینه به دوره های حسابداری مناسب است. زمانبندی پایه و اساس تمامی مفاهیم سود است. اگرچه انتخاب بین اصول بدیل حسابداری احتمالاً تاثیر قابل ملاحظه ای روی سود خالص دوره های زمانی به وجود میآورد اما مجموع سود طی این دوره های زمانی صرفنظر از اینکه کدام روش حسابداری استفاده شود دقیقا یکسان خواهد بود. مشکل تمایز سود و سرمایه در این نیست که درآمد یا هزینه چیست بلکه مسئله این است که چه زمانی درآمد باید شناسایی شود و چه زمانی بهای تمام شده یک قلم باید به عنوان هزینه، به منظور تطابق صحیح با درآمد های مسبب آن هزینه، به حساب گرفته شود ( گراهام۳۶ ،۱۹۶۵).
سوئینی ۳۷(۱۹۶۴) سیستم حسایداری ریال ثابت را مطرح میکند؛ پیتون ۳۸(۱۹۲۲) و ادوارز و بل۳۹ (۱۹۶۲) از سرشناسترین طرفداران سیستم حسابداری مبتنی بر بهای جاری بودند. پژوهشگرانی نظیر مکنیل۴۰ (۱۹۷۰)، استرلینگ۴۱ (۱۹۷۰) و چمبرز۴۲ (۱۹۵۵) نیز سیستم حسابداری مبتنی بر ارزش های خروجی حمایت کردند ( پارسائیان به نقل از دیگان ۴۳،۱۳۹۱).بعبارت دیگر، برای تمایز مفاهیم سرمایه و سود

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *