پایان نامه ارشد درباره سهامداران، شرکت سهامی عام، شرکت سهامی، تصمیم گیری

نقطه ای از این پیوستار قرار میگیرد. همانگونه که در هنر درجه زیبایی هر چیزی بسته به دید بیننده دارد افراد و اشخاص مختلف عقاید متفاوت درباره تهورمالیاتی معاملات دارند (هانلون و هیتزمن۲۷،۲۰۱۰).
۲-۶-۲-۲-۲) اصول عمومی مالیات پرهیزی
اگرچه دولتها از طریق تغییر و تکامل قوانین دائماً درصدد محدود کردن فرصتهای پرهیز از مالیات هستند امّا بطور ریشه ای سه اصل اساسی مالیات پرهیزی در درون هر سیستم مالیات سود باقی میماند: (الف) به تعویق انداختن مالیات ها با این منطق که ارزش فعلی یک ریال بدهی مالیاتی آتی بسیار کمتر از ارزشی است که در حال حاضر باید پرداخت شود. نمونه بارز آن تعجیل در شناسایی کسورات قابل قبول مالیاتی است؛ (ب) آربیتراژ مالیاتی با استقاده از طبقات مالیاتی متفاوت، بعبارت دیگر وضعیتیکه شخص با نرخ های مالیات نهایی متفاوت در زمان های متفاوت، رو به رو است. این اصل بویژه روش موثر کاهش دادن بدهی مالیاتی گروه شرکتهایی که در حوزه هایی با نرخهای مالیاتی گوناگون فعالیت مینمایند است؛ (ج) آربیتراژ مالیاتی با استفاده از رویه های متفاوت مالیاتی در قبال مسیل های متفاوت سود، مثلاً استفاده از تفاوت مشی مالیاتی سود های سرمایه ای و سایر اشکال سود. اکثر اُفته های مالیات پرهیزی ترکیبی از سه اصل عمومی فوق هستند
(استیگلیتز۲۸،۱۹۸۸).
۲-۶-۲-۲-۳)چارچوب مالیات پرهیزی شرکت سهامی عام
چارچوب مالیات پرهیزی ساختاری از عقاید زیربنایی است که اصول و رهنمودهایی برای ایجاد، تحلیل و تفسیر مالیات پرهیزی فراهم میآورد (فیوکوفیوکا۲۹،۲۰۱۳). در تئوری، تمکین مالیاتی فرد توسط نرخهای مالیات، احتمال لو رفتن و مجازات، میزان جرائم، درجه ریسک پذیری و نیز خصائص ذاتی نظیر متعهد بودن در برابر وظیفه شهروندی تبیین میشود (هانلون و هیتزمن،۲۰۱۰). اجتناب از مالیات تصمیم گیری یک فرد ریسک گریز در شرایط عدم اطمینان است. جرائم و مجازات رفتار فرد را در قالب موازنه هزینه-فایده محدود مینماید و عدم اطمینان مرتبط با ممیزی و محکومیت ریسک پذیری فرد را افزایش میدهد. مالیات سود رابطه ای بین تحصیل دار مالیاتی (نمایندهی دولت) و مودی است. سود متغیری تصادفی است و مودی بی هیچ هزینه ای قادر به مشاهدهی میزان واقعی آن است اما دولت تنها با تحمل هزینه (هزینه حسابرسی) میتواند سود واقعی را مشاهده نماید.گزارشگری و ممیزی مالیاتی یک بازی سه طرفه است که تضاد منافع بر آن حاکم است؛ بازیگران این صحنه اشخاصی فکور و منطقی هستند که رفتاری راهبردی جهت حداکثر سازی منافع خویش بروز میدهند. دولت به دنبال حداکثر سازی درآمد های مالیاتی پس از کسر هزینه های ممیزی است و مودی نیز حداقل کردن مالیات های پرداختی را تعقیب میکند. سود گزارش شدهی مودی اطلاعاتی راجع به عملکرد واقعی وی منتقل مینماید. دولت مودی را موظف مینماید تا عملکرد خویش را به وی گزارش نماید و آنگاه دولت سود اظهار شده را جهت تایید درستی و صحت آن ارزیابی مینماید و در صورتیکه سود اظهاری بیش از حد اندک باشد به یک حسابرسی میاندیشد. دولت تحصیل دار مالیاتی را تشویق میکند تا رشوه نپذیرد و سیستم مالیات سودی پیاده سازی میکند که مودی را از طفره رفتن از مالیات باز دارد. با این حال احتمال رشوه خواری در فرایند وصول مالیات بین تحصیل دار مالیاتی و مودی هنوز باقی میماند (فیوکوفیوکا،۲۰۱۳).
بسیاری از عقاید فوق در خصوص مودیان شرکتی نیز کاربرد دارد با این حال، بخاطر تفکیک کنترل و مالکیت مشکلات دیگری علاوه بر مسائل زیر ساختی این تعمیم، بوجود میآید (هانلون و هیتزمن،۲۰۱۰). اولاً، در تئوری مالیات پرهیزی فرد، مودی مالیاتی شخصی حقیقی است که دانسته و عمداً اظهاری دروغین یا گمراه کننده مینماید یا هرگونه مورد بخصوصی که بدهی مالیاتی وی را تقلیل میدهد از قلم میاندازد. شرکت سهامی عام یک شخصیت حقوقی ایجاد شده توسط قانون تجارت است که جدا و متمایز از شخصیت حقیقی سهامداران خویش است و البته، عاجز از دانستن و درک مالیات پرهیزی. اگرچه شرکت حقوق و تعهدات قانونی، همانند یک شخص حقیقی دارد اما در هر صورت به یک فرد، یک نماینده جهت تصمیم گیری و اجرا به وکالت از سوی خویش نیاز دارد. بنابراین، در وضعیت شرکتی، تاکید بر اداره کننده است تا خود شرکت. این تفویض اختیار، شرکت را از جریمهی طفره رفتن از مالیات رها نمیسازد زیرا تا اندازه ای همانند شخص حقیقی، در برابر تصمیمات نماینده مسئولیت دارد (فیوکوفیوکا،۲۰۱۳).
ثانیاً، تئوری مالیات پرهیزی فرد، رویکردی رفتاری دارد، یعنی رفتار انسان تحت شرایط ریسکی تببین مینماید و در نهایت، این رفتار انتخابی اخلاقی است. شخصیت حقوقی فاقد خصایص طبعی فوق است. چنین انتخابی تنها توسط فرد صورت میگیرد زیرا فقط انسان خصایصی نظیر محافظه کاری، میانه روی، تهور، انصاف، ایمان و امید دارد همان ویژگی هایی که توسط علم اخلاق و مذهب تعریف میشوند. هنگامیکه قانون برای شرکت حقوق، مزایا، مسئولیت ها و تعهدات، به مثابه یک فرد همانند یک سرمایه گذار، وام گیرند، عرضه کننده و غیره توصیف میکند فی الواقع، شرکت را به اخلاقیات انتخاب ( علم الاخلاق)، نتیجه انتخاب (نتیجه گرایی) و بده-بستان اخلاقی در وضعیتهای گوناگون (اخلاق اقتضایی) ربط میدهد؛ شرکتی که عاجز از تشخیص خوب وبد، باید ها و نبایدها، و فضایل و رذایل میباشد (همان منبع).
در چارچوب مالیات پرهیزی شرکت سهامی عام، مودی مالیاتی شرکت است اما از مالیات طفره
نمیرود تصمیم گیرنده اصلی در این خصوص مدیر عامل میباشد شرکت منفعلانه پیامدها و شاید مزایای حاصل از حداقل سازی مالیات را تسهیم مینماید. مالیات سود شرکت یک رابطه نماینده-نماینده بین مدیر عامل و تحصیل دار مالیاتی است. هر یک شخص حقیقی و ریسک گریز هستند که باید به وکالت از موکلان خویش و در جهت منافع آنها گام بردارند. با این حال، نمایندگان همواره به نفع موکلان عمل نمینمایند زیرا اگر آنها احتمال گرفتار شدن و مجازات را اندک و منافع حاصله را زیاد تلقی کنند این انگیزه را دارند که از وظیفه اصلی خویش مبنی بر حمایت از منافع موکلین سر باز زنند. تضاد منافع حاکم بر این بازی چهارطرفه عامل زیربنایی مالیات پرهیزی و ارتشاء است. مالیات سود بازی اطلاعات است. شرکت اظهار نامه نادرست و یا درست تسلیم مینماید و تحصیل دار از روش های مستقیم و غیر مستقیم برای ارزیابی اظهارنامه تسلیم شده جهت تشخیص مالیات پرهیزی استفاده مینماید. روش های مستقیم به ارزیابی صحت و منطقی بودن ارقام و اطلاعات افشا شدهی اضهارنامه اشاره دارد. روش غیر مستقیم متضمن تشخیص سود مالیاتی صحیح از طریق تجزیه و تحلیل وابسته به قرائن است. تحصیل دار بر مبنای شواهد حاصله سود مالیاتی شرکت را میپذیرد یا اصلاح مینماید و یا در صورت نیاز یک حسابرسی مالیاتی را برنامه ریزی میکند. مدیر عامل از مالیات سود طفره خواهد رفت اگر و تنها اگر ببیند شخصاً بطور مستقیم یا غیر مستقیم از این عمل بهره مند خواهد شد و تحصیل دار مالیاتی نیز رشوه را خواهد پذیرفت اگر وضع به همین منوال باشد. با این حال، خُلق نمایندگان و اخلاقیات مورد پذیرش جامعه رفتار فرصت طلبانه آنها را تعدیل مینماید (همان منبع).
با این حال، انگیزه اصلی مالیات پرهیزی شرکت را باید در دارندگان حقوق مالکانه جستجو کرد. هدف اخذ مزیت اقتصادی و بهبود جریان نقدی مالکین است. هنگامیکه درباره عدم تمکین مالیات شرکت سهامی عام بحث میشود نمیتوان از تقلب صورتهای مالی برای مقاصد مالیاتی که توسط مدیریت تهیه میشود نیز چشم پوشی کرد. روش تهیه این دو صورت مالی اساساً متفاوت نیست بلکه تفاوت در انگیزه یا نیّت مدیریت هنگام تهیه آنها است. مدیر مسئول تهیه صورتهای مالی و نیز مسئول برازش بدهی مالیاتی مندرج در ترازنامه به کُریدور قانون و مقررات مالیاتی است. طبق قوانین مالیاتی معمولاً مسئولترین شخص در برابر اظهارنامه مالیاتی مدیریت، سهامداران و نهایتاً افسران مالیاتی دولت هستند. مالیات پرهیزی فعالیتی ریسکی است، هر کسی که ریسک میپذیرد قاعدتا از مخاطراتی که نهایتاً از کشف آن از سوی مقام مالیاتی بوجود میآید اگاهی داشته است.دامنه پیامدهایی که احتمالاً به متخلف تحمیل میشود از پرداخت جریمه تا حبس و زندان ادامه مییابد. اگر مدیر صرفاً حقوق ثابتی دریافت کند و اگر ایجاد سپرهای مالیاتی حتی ذرّهای هزینه شخصی برای مدیر بوجود آورد مدیر اکیداً ترجیح خواهد داد که اقدام به چنین عملی ننماید. این بی میلی تاریخی نسبت به درگیر شدن در فعالیتهای مالیات پرهیزی شرکت، بعنوان انعکاسی از مسئله نمایندگی، که به صورت ترمز طبیعی در برابر نیّات مالیات پرهیزی سهامداران عمل مینماید قابل توجیه است (اُتومو و همکاران۳۰، ۲۰۱۲).
طبق تئوری نمایندگی مالکین قاعدتاً باید انگیزه های مقتضی ایجاد نمایند تا تصمیمات مالیاتی کارآمد اتخاذ شود. تاکید بر قید کارایی بدین معنی است که مدیر باید ثروت پس از مالیات سهامداران را حداکثر کند مشروط بر اینکه منافع نهایی تصمیمات وی از هزینه نهایی آن برای شرکت بیشتر باشد. سهامداران برای ایجاد چنین انگیزه ای در مدیر، صراحتاً وی را در پیامدهای مالیات پرهیزی درگیر میکنند یا بطور ضمنی از طریق مشروط کردن حقوق پاداش وی به سود یا قیمت سهام پس از مالیات اقدام مینمایند (هانلون و هیتزمن،۲۰۱۰). با حرکت بسوی طرح پاداش، مدیر به ایجاد حفاظهای مالیاتی اغوا میشود. بعبارت دیگر، هرچه منافع مدیر بیشتر به طور نزدیک با سهامداران گره بخورد وی بیشتر همانند دارندگان حقوق باقیمانده میشود و بیشتر به صورت متهورانه برای افزایش ثروت پس از مالیات سهامداران از مالیات سود اجتناب میکند. در نتیجه، هنگامیکه سهامداران از مدیر حداقل کردن مالیات را طلب میکنند مدیر فقط زمانی دست به چنین اقدامی
میزند که انگیزه های آنها به اندازه کافی در یک جهت قرار گرفته باشد ( اُتومو و همکاران ، ۲۰۱۲ ) .
در طرف دیگر این رابطه نمایندگی، اگرچه مدیر عامل معمولاً یک کارشناس متخصص مالیاتی نیست و در بسیاری از موارد حتی پیشینه مالی ندارد. امّا در عوض، مدیر عامل احتمالاً درک بالایی از دورنمای رقابتی گسترده صنعتی که شرکت وی در آن فعالیت مینماید، پتانسیل ناشی از صرفه جویی های حاصل از مقیاس عملیاتی و امثالهم دارد. مدیر این توان را دارد تا استراتژیهای عملیاتی و مالی عمده شرکت را تحت تاثیر قرار دهد و از اینرو، مالیات پرهیزی را از طریق بالا بردن ضربه آهنگ مالیاتی فعالیتهای شرکت بتواند متاثر سازد (همان منبع).
با این حال، معمولاً وقوع هزینه صفر برای مالک و نماینده جهت تضمین اینکه نماینده تصمیمات بهینه از نقطه نظر مالک بگیرد غیر ممکن است. در اکثر روابط نمایندگی مالک و مدیر هزینه های نظارت و تضمین پولی و غیر پولی متحمل خواهند شد و علاوه بر این

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *