نظریه های نوین رهبری

نظریه های نوین رهبری
دیدگاه های جدید رهبری: اگرچه نظریه های اقتضایی تقریباً پذیرفته شده اند اما تحقیقات فراوان در این زمینه همچنان با توجه به مسائل جدید جهان ادامه دارد که زایش های نوینی را در برداشته است (سیدجوادین- 1386)که عبارتند از:
2-3-1 نظریه رهبری فرهمند:
کانگر و کانن گو در سال 1987 نظریه رهبری فرهمند را ارائه کردند- مبنی بر این فرض که فرهمندی پدیده ای اسنادی است.
“کاریزما” یک واژه یونانی است به معنای “هدیه ی الهام شده الهی” از قبیل توانایی انجام معجزه یا پیش بینی حوادث آینده. ماکس وبر جامعه شناس- معتقد است این واژه برای توصیف یک شکل نفوذ نه بر مبنای اختیار سنتی یا رسمی بلکه بر مبنای ادراکات زیردست مبنی بر اینکه رهبر دارای ویژگی های استثنایی است- می باشد. به اعتقاد وی- کاریزما هنگام وجود یک بحران اجتماعی رخ می دهد. یک رهبر با ویژگی شخصیتی استثنایی ظهور می کند و دیدگاه اساسی برای حل بحران ارائه می نماید (یوکل،1382).
رهبری فرهمند یا کاریزماتیک شکل بسط یافته نظریه اسنادی است. این نظریه بیانگر این است که اگر پیروان رفتارهای خاصی را از رهبر ببینند- توانایی های خارق العاده یا قهرمانانه ای به وی نسبت می دهند (رابینز- ترجمه پارساییان و اعرابی- 1380)
این گونه رهبران اعتماد به نفس دارند. نسبت به آینده امیدوارند. رفتارهای غیرمعمول دارند و به عنوان عوامل تغییرات اساسی تلقی می شوند. آن ها به عنوان عوامل تغییر شناخته می شوند. نه حافظان وضع موجود (غلامی- 1384)
2-3-2 رهبری الهام بخش:
دیدگاه بلند غالباً به عنوان یک جزء اساسی رهبری اثربخش تعیین شده است. این واژه عموماً برای توصیف فردی که احساس روشنی از آینده و درک قوی از اقدامات مورد نیاز برای رسیدن به آن ها به صور موفقیت آمیز دارد- بکار رفته است.
گرچه واژه دیدگاه بلند اغلب با رهبری فرهمند جور است اما رهبری الهام بخش فراتر از رهبری فرهمند است- زیرا رهبری الهام بخش توانایی ایجاد و بیان یکی دیدگاه واقع بینانه- قابل اعتماد- جالب و جذاب از آینده برای یک سازمان می باشد- به طوری که رشد یافته و وضعیت موجود را بهبود ببخشد.
رهبری الهام بخش یک سبک رهبری مبتنی بر ارتباط شفاهی رهبر با پیروان است. به گونه ای که رهبر در تبیین اهداف سازمان از ارزش ها و اعتقادات مورد قبول پیروان آنچنان استفاده کند که ضمن جلب تعهد و اعتماد آنان نسبت به اهداف انگیره فوق العاده ای را در آنان برای دستیابی به آن اهداف ایجاد نموده و تلاش فوق العاده آنان را برای رسیدن به آن اهداف به دنبال داشته باشد ضمن اینکه توفیق در دستیابی به آن اهداف رضایت خاطر پیروان را نیز تامین نماید و این چیزی است که به آن رهبری اثربخش می گویند (حاجی پور، 1389).