قدرت

    1. علم و معرفت: علم به رشد ذهن و جون کمک می کنه. رهبری از این رشد بر می­آید؛ در جامعه­ی آگاه هیچ رهبری نمی­تونه به قدرت برسه یا اون رو اعمال کنه، مگه اون­که مجهز به دانشی درست و مناسب باشه.
    2. نظم و سازمان: سازمان فی­نفسه قدرته، در نظام سیاسی دموکراتیک، احزاب سیاسی واسه به دست آوردن قدرت سازمان می­پیدا کنن. اتحادیه­های زحمتکشان واسه خلاص شدن از انقیاد و ستمگری تشکیل می شه.
    3. موقعیت­ها: موقعیت­ها سرچشمه­ی قدرته. موقعیت اقتصادی به دارنده کمک می کنه تا به مخالفان خود غلبه کنه. موقعیت اجتماعی هم به کسب قدرت و نفوذ بر بقیه کمک می کنه، موقعیت دینی منبع قدرت و نفوذه. رهبران دینی جامعه­های جورواجور همیشه اعمال قدرت و نفوذ ­کرده­ان.
    4. اقتصادی

    5. قدرت: قدرت به معنی قدرت مشروعه. دست پیدا کردن به مقامی سیاسی یا حقوقی طبق قانون و به­طور قانونی، قدرت فرد رو افزایش می­دهد و اون رو تأثیرگذارتر می­سازه. شخصی که وزیر می­شه، خود به خود اهمیت می­یابد.

    ۵ مهارت و تخصص: مهارت قدرت فرد رو می­افزاید. کسی که دارای مهارت و تخصصی در مورد­ایه، در مقابله­ی قدرت بر بقیه که مهارت و تخصص کمتری دارن مسلط می­شه.

    1. ایمان: در نگهداشت قدرت یا اعمال قدرت زور خالص به کار نمی­آید. حکومت یه رهبر واسه دائمی­کردن قدرت نیازمند برخورداری از ایمان عمومیه.
    2. رسانه­های جمعی: رسانه­های جمعی منبع مهم قدرت­ان. صاحبان امتیاز و سردبیران مجله­ها و روزنامه­های جورواجور می­تونن نفوذ قابل توجه­ای اعمال کنن. رادیو و تلویزیون هم در تسلط بر افکار عمومی نقش حیاتی دارن؛ از این ­رو، رسانه­های جمعی منبع قدرتی در خدمت دارندگان و سلطه­داران هستن. (عبدالرحمان،۱۳۷۳:۹۳).

    قدرت می ­تونه از راه به کار گیری زور، راضی و تشویق، جایزه تنبیه و تهدید، به طمع انداختن، فرمون، ایمان و تقوا، اخلاق فرهی… اعمال شه. قدرت در کنار ثروت از ارکان اجتماعی بشر و حتی به مراتب از اون مهم­تره؛ پس آدمایی چون برتراند راسل فکر می کنند که «برابری قدرت مهم­تر از برابری ثروت، شرط آزادی بشره» (همون:۹۸).

     

    ۲-۱-۸- نظریه دوران زندگی

    صاحب نظرانی که در مورد خونواده صحبت می کنن، به عنوان رهیافتی مهم مطالعه «دوره زندگی» افراد رو مورد توجه قرارمی بدن. این مطالعه چگونگی تغییر و تحولاتی که در راه زندگی شخصی رخ می دهد، اتفاق های چون ازدواج، بچه دارشدن، فوت والدین و مانند این ها رو دربرمی گیرد. کوئن[۲]سیر زندگی رو «مانند مسافرت با اتوبوس می دونه که طی راه مسافرایی به اون سوار یا پیاده می شن… و البته این مراحل ثابت نیس». مورگان هم از جایگزینی معنی «دوره زندگی» به جای «چرخه زندگی» پشتیبانی می کنه، چون این معنی نشون دهنده فاصله گرفتن جدی از «الگوی چرخه زندگیه که در برگیرنده سلسله مراحلی تقریبا ثابته». به نظر ایشون معنی «دوره زندگی» به راه مناسب تری پیوند بین تغییر در خونواده رو با تغییرات فردی نشون می دهد. در بررسی ها هم بر به کار گیری معنی دوره زندگی به جای چرخه زندگی تاکید بیشتری می شه.

    به نظر می رسد این مراحل بر مراحل زیستی رشد و تغییر آدم متکی نیستن و می تونه در مراحل جور واجور زندگی آدم فرق داشته باشه. یعنی آدمایی که نقش های مختلفی رو تجربه کرده و حوادث متفاوتی رو گذرونده ان، شاید مراحل متفاوتی رو هم از سر می گذرونن (مادران و زنائی که توانایی فرزندآوری ندارن، مطلقه ان و یا داغدیده هستن، از این دسته ان).

    دیوید کرتزر[۳]از صاحبنظرانیه که با طرح راه و روش دوره زندگی، عقیده داره که تاکید بر چرخه خانوادگی در تحقیقات دلیل می شه تا با دقیق شدن و فوکوس کردن بر چگونگی تغییرات در واحد خونواده درزمان زمان، وقایعی که بر افراد می گذره، ندیده گرفته شه .بیشتر کارشناسان پیشرفت و کارشناسان علوم اجتماعی از تاثیر تغییرات اجتماعی در جامعه و در زندگی افراد فارغ از جنسیت و سن می­می گن؛ اون عقیده داره که این مسئله گمراه کننده است چون که بعضی از تغییرات ممکنه نتیجه های مثبتی واسه افراد یه جنسیت و تو یه مرحله خاص از دوره زندگی خود و نتیجه های منفی واسه کسائی که از جنسیت دیگه و در مراحل دیگری از دوران زندگی هستن، داشته باشه. به نظر کرتزر یکی از امتیازات کلی ی این راه و روش درک نتیجه تغییرات اجتماعی در مراحل جور واجور زندگی فرده، از طرف دیگه این راه و روش نه فقط جزئیات غنی تری از دوره­های زندگی مردم در اختیار محقق قرار می دهد، بلکه اجازه می دهد مردم خود به تفسیر زندگی و وقایعی که اون ها رو تحت تاثیر قرار داده است، بپردازند. به نظر ایشون یکی از تحولات کلی در تحقیقات علوم اجتماعی از بیشتر از بیست سال پیش، تغییر مکان از راه های ایستا به سمت روش های پویا و چشم اندازگونه ایه که می تونه نور رو در جریان واقعی زندگی افراد بتاباند (مینویی فر، ۱۳۸۹: ۶۷).

    زنان هم مثل مردان در روند رشدشون از نوزادی به نوباوگی و از کودکی به نوجوونی و جوونی و در آخر میانسالی و پیری رسیده که در این جریان تجربیات زیادی به دست آورده و رفتارای متناسب با شرایط اجتماعی دارن؛ به بیان دیگه هر چی سن بالاتر می رود پروسه اجتماعی شدن مثل جامعه پذیری و فرهنگ پذیری در زنان هم رشد می کنه و طبیعتا هوش اون هم تقویت می شه و همین موضوع باعث برتری بعضی زنان نسبت به مردان می شه.

    نوزاد

    زندگی مجموعه ای از دوره های انتقالیه که هر دوره یا مرحله پلیه بین دو دوره متفاوت از زندگی. در این دوران انتقالی پروسه تغییر با پایان پیدا کردن یه مرحله و شروع شدن مرحله ی دیگه دیده می شه، هر تغییر و ورود به مرحله جدید با خود نقش ها، وظایف و خطرات و آسیب های خاصی رو به همراه داره. دوره های عقلانی، هیجانی که خود از دوران کودکی تا سال های بازنشستگی به عنوان عضوی از خونواده می گذراند، چرخه زندگی خونواده نامیده می شه. در هر مرحله فرد با رقابت هایی در زندگی خانوادگی اش مواجه می شه که باعث می شه تا مهارت های جدیدی رو به دست بیاره یا رشد دهد. گسترش و رشد این مهارت ها به فرد کمک می کنه تا بر تغییراتی که هر خونواده (سنتی و غیرسنتی) با اون روبه رو می شه، مؤثر باشه. گذر از مرحله تجرد به مرحله تأهل، گذر از دهه سوم زندگی به دهه چهارم و… همه و همه دوران های انتقالی هستن. در طول زندگی، این مجموعه از دوران های انتقالی واسه تبدیل به بحران از امکان بالقوه بهره مند هستن. وقوع خیلی از وقایع در زندگی شخص خیلی راحت قابل پیش بینی بوده و شخص باید خود رو واسه رویارویی با اون ها آماده کنه. دوران های انتقالی ممکنه کم کم و یهویی باشن   است تأثیری مثبت یا منفی بر زندگی افراد برجای گذارن. با اینحال با در نظر گرفتن شخصیت افراد دوره های انتقالی، بالقوه امکان تبدیل به بحران رو دارن. در این دوران تغییر و انتقال، شخص، باید چگونگی نگاه و کارکرد خود رو نسبت به الگوهای قدیمی خود در زندگی عوض کنه و واسه زندگی در بحبوحه تغییرات برنامه هایی رو طراحی کرده و به الگوهای جدیدی برسه (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۳۳).
    تأهل

    انتقال، تغییراتی از یه مرحله خانوادگی به مرحله دیگه س و رشد خونواده حاصل انتقال از مراحل مختلفه. خونواده در انتقال به مراحل جور واجور رشد خود ممکنه از راه های مختلفی پیروی کنه. به فرض، در هر زمان یه زوج متأهل ممکنه با هم بمونن یا از هم جدا شن، ممکنه یکی از دو طرف بمیرد یا ممکنه فرزندی داشته باشه. هر کدوم از وقایع محتمل ممکنه خونواده رو به مجموعه جدیدی از انتقالات جانشین ممکن منتقل کنه. این مرحله درزمان زمان و به شکل درختی با شاخه های زیاد به نظرخواهد اومد، راهی که هر خونواده انتخاب می کنه، مجموعه ای از شاخه ها میشه.

    به فکر طرفداران نظریه رشد خونواده، گذر و انتقال از مراحل رشد به تکالیف و وظایف رشدی که درخط سیر زندگی افراد و خونواده ها به وجود میاد، مربوطه. به نظر می رسد رسیدن موفقیت آمیز به این وظایف موجب موفقیت در کارا و وظایف مراحل بعدی رشد می شه.

    معنی اصلی چرخه زندگی خانوادگی، دلالتی ضمنی واسه «چرخه ای بودن» زندگی خانوادگی داره؛ اما این معنی، مفهومی نیس که نظریه پردازان خط سیر زندگی می خواستن منتقل کنن، بلکه رشد به عنوان پروسه، بیشتر مثل خط سیریه که در اون رخدادها و وقایع جاری تحت نظر رخدادهای گذشته هستن، اما پایان غایت شناسانه ای «فرجام گرایانه» واسه فرآیندی که اون رو در چرخه کامل قراردهد، وجود نداره.

    وقتی از چرخه زندگی خانوادگی سخن به میان میاد، منظور خونواده ایه که در اون زن و شوهر ازدواج کرده ان، بچه دارن و ازدواجشون پایدار باقی می موند؛ این چرخه به صورت دوره ها و مراحل مشخصی جریان می یابد. براساس این الگو چرخه خونواده با زن و شوهر موجودیت پیدا می کنه و همراه با اضافه شدن اعضای جدید، اجرای نقش های تازه و گسترش روابط دوطرفه پیچیده تر می شه. بعد خونواده در مدت کوتاهی ثبات می یابد، بعد فرزندان بزرگ شده و خونواده رو ترک می کنن. در آخر چرخه زندگی به مرحله زن و شوهر برمیگرده و با مرگ همسران پایان می پذیرد.

    به نظر مارتین سگالن چرخه زندگی خانوادگی می تونه بر مبنایی سه وجهی بنا شه : تعداد مواضع درون گروه خونگی(پدر- مادر- کودک خردسال – تعداد فرزندان)، پخش سنی مربوطه و تغییر در نقش ها. چارچوب پیشنهادی واسه تشخیص چرخه زندگی خانوادگی که به واسطه اجرای نقش های جورواجور در اون شکل می گیرد، بدین صورت میشه:

    ۱- زوج جوون بدون بچه؛

    ۲- زوج جوون با فرزندانی تا سن سه سالگی؛

    ۳- گروه خونگی با فرزندانی در سنین مدرسه؛

    ۴- گروه خونگی با فرزندانی نوجوون؛

    ۵- گروه خونگی با یه بچه جوون بالغ؛

    ۶- گروه خونگی در حال کمک دادن به فرزندان واسه جای گرفتن در راه زندگی تا وقتی که آخرین بچه هم به این وضعیت دست می یابد؛

    ۸- گروه خونگی «پس از- والدینی» یعنی در حد فاصل بین وقتی که کوچیکترین بچه خونه رو ترک می گوید تا بازنشستگی پدر؛

    ۹- گروه خونگی سن و سال دار پس از بازنشستگی پدر.

    این چارچوب تحلیلی نشون دهنده انتقال از یه مرحله به مرحله ای دیگه س، مراحلی که مقاطع بحرانی در طول چرخه تلقی می شن. نقش هایی که این انگاره واسه والدین ایجاب می کنه لازمه زخم و کاهش اون ها از یه دوره به دوره ی بعد و برابری دوباره اهداف و وسیله تحقق اون ها برمبنای سن فرزندان و مرحله موردنظره (سگالن،۱۳۸۰: ۲۱۰-۲۰۹).

    اعزازی عقیده داره که هر خونواده در طول عمر خود از مراحل مختلفی گذر می کنه که به اصطلاح مراحل عمر خونواده نامیده می شه. به نظر اعزازی عمر یه خونواده هسته ای حدود ۵۵-۵۰ ساله اعزازی این چرخه رو در مراحل زیر گروه بندی کرده است:

    مرحله اول شکل گیری و سن ازدواجه، مرحله دوم گسترش و گسترش کامله؛ به این معنا که اولین بچه معمولا دو تا سه سال پس از ازدواج بدنیا میاد و یا تولد اون دومین مرحله ی عمر خونواده شروع می شه و زن و شوهر به پدر و مادر تبدیل می شن. با تولد آخرین بچه خونواده گسترش کامل می­یابد که به اون «مرحله مادری فعال» هم می می گن؛ چون زن جوون در تموم طول شبونه روز شدیدا مشغول کار و فعالیت واسه فرزندانه. در واقع در این مرحله اون بیشتر یه مادره تا یه همسر و شدت فشار در این مرحله چه واسه زن خونه دار و چه زن شاغل- خونه دار خیلی زیاده. مرحله بعدی انقباض و انقباض کامله و با رسیدن سن آخرین بچه به نوجوونی یعنی حدود ۱۴-۱۳سالگی از شدت فشار کار و مسئولیت ایشون کاسته می شه. با ورود به مرحله انقباض با در نظر گرفتن امید به زندگی در جوامع جور واجور معمولا زن و شوهر میانسال حدودا ۲۰ تا ۲۵سال به تنهایی دور از فرزندان با همدیگه زندگی می کنن و با مرگ یکی از اون ها خونواده دچار انقباض کامل می شه و به آخرین مرحله خود یعنی انحلال می رسد.

    با در نظر گرفتن این مراحل، سن ازدواج زن و مرد، سن تولد اولین بچه، ترتیب و فاصله زایمان ها، سطح تحصیلات فرزندان به معنی خروج اون ها از خونواده و امید زندگی زن و مرد در جامعه رو می توان به دست آورد. از دید جامعه شناسی تغییراتی که در نقش اعضای خونواده در مراحل جور واجور به وجود میاد، مهمه. با در نظر گرفتن مراحل عمر خونواده نقش زن و مرد و وظایفی که هریک برعهده می گیرند در طول زمان فرق پیدا می کنه، تغییر در نقش ها و وظایف باعث ایجاد مسایلی می شه که لازمه به اون پرداخته شه (اعزازی، ۱۳۸۲: ۱۰۷- ۱۱۰).

     

    ۲-۲- چهارچوب نظری

    چهارچوب نظری

    همون گونه که در بحث های نظری هم گفته شد، به نظر وبر یه فاعل تک (یا گروهی که بشه اون رو به عنوان یه فرد بشمار آورد) واسه تحقق هدفی که واسه خود درنظرگرفته است وسایل مناسب رو انتخاب می کنه. رسیدن به هدف یا موفقیت به معنی به وجود آوردن حالتیه در جهان که هدف دلخواه رو برآورده سازه تا جایی که موفقیت بازیگر به رفتار فاعل دیگری وابسته است، اون باید ابزارهایی در اختیار داشته باشه که دیگری رو به رفتار دلخواه مجبور کنه.

    بوردیو از چهار نوع سرمایه نام می برد: در پیش بوردیو، سرمایه ی اقتصادی شامل سرمایه های مالی، میراث منقول و غیرمنقول، دارایی های جورواجور و چیزای دیگه ای به جز اینا تنها یکی از سرمایه های موجود در جامعه است و در کنار اون ما حدود سه نوع دیگه از سرمایه رو هم داریم. اول سرمایه ی فرهنگی شامل تحصیلات و به دست آوردن قابلیتای فرهنگی و هنری، بیانی و کلامی؛ دوم، سرمایه ی اجتماعی به معنی به دست آوردن موقعیت های اجتماعی و برخورداری از شبکه های کم و بیش گسترده ای از روابط، دوستان و آشنایان که می تونن در مواقع نیاز به نفع فرد وارد عمل شن؛ و سوم سرمایه ی ظاهری که به دلیل موقعیت های کاریزماتیک و یا با تکیه بر نمادها و قدرتای پیش زمینه ای واسه نمونه نه هاده ها، سازمان ها، دین. قومیت و … واسه فرد ایجاد می شه گروه هایی که به بیشترین اندازه سرمایه دسترسی دارن، در مفهومی قرار می گیرند که بوردیو اون رو «میدون قدرت» می نامد. سرمایه اقتصادی “اصل و پرنسیپ غالب در سلسله مراتب قدرته”. شکلای دیگه سرمایه ریشه در سرمایه ی اقتصادی دارن. مهریه هم به عنوان یکی از منابع قدرت و جزو سرمایه هاییه که واسه زن هست که جدا از  اینکه به عنوان یه سرمایه اقتصادی واسه زن مطرح می باشه به عنوان اصل مهم، با انتظار تحقق آثار و نتیجه های روانی و اجتماعی مورد نظر عرف (اگر ارزش مادی زیادی داشته باشه)، در هر کدوم از دوره های زندگی فرد (مجردی، نامزدی، طلاق، فوت همسر) مثل ارتقای آبرو و اعتبار اجتماعی زن، بالابردن تشریفات ازدواج و ایجاد محدودیت در راه تشکیل ازدواج دوباره، اثبات خونواده و کنترل طلاق، بالابردن ضریب خیال راحت زن در مقابل حوادث تهدیدکننده ی غیرقابل پیش بینی، ایجاد امکان واسه ورود زن به بقیه میدون های فعالیت اجتماعی، بالابردن تمایل خونواده زن به تأمین جهیزیه، جبران سهم الارث زن و تأمین نیازها و احتیاجات زن در صورت وقوع طلاق منافاتی نداره و منتهی به ایجاد دیگه نوع سرمایه های بیان شده در نظریه بوردیو می شه. براساس نظریه بوردیو که داشتن سرمایه اقتصادی رو عامل قرار گرفتن در میدون قدرت می دونه شاید مهریه به عنوان سرمایه اقتصادی قابل دسترس واسه زنان می تونه در اون احساس قدرت رو بوجود آورد.

    ۲-۳- فرضیات

    – با بالا رفتن تحصیلات، احساس قدرت در زنان افزایش می یابد.

    – با افزایش درآمد احساس قدرت زنان افزایش می یابد.

    – با افزایش اندازه مهریه، سرمایه اقتصادی زنان افزایش می یابد.

    – با بالا رفتن مهریه در طول دوره زندگی زنان، احساس قدرت اونا افزایش می یابد.

    – با افزایش سرمایه اقتصادی زنان احساس قدرت اونا افزایش می یابد.

    ۲-۴- تعریف مفاهیم

    ۲-۴-۱- تعریف مهریه

    در کتاب­های فقهی علاوه بر واژه مهریه، واژگان دیگری مثل؛ الصَداق، الصِداق، نحله، فریضه، کابین و… به­کار رفته است؛ ولی مهریه عادی ترین واژه ایه که در روایات و اصطلاحات فقها و میان مردم کاربرد داره. در زبون انگلیسی از برابر های مانند Price, Mahr, Dowry of Bride واسه مهریه استفاده می شه. با در نظر گرفتن اون که بیشتر این واژه ها معانی ای به جز مهریه دارن به نظر می رسد بهترین برابر همون Mahr باشه.

    اصل این کلمه سامی و جدا از کلمه «موهار» به معنی قیمت و بهای زنه این کلمه از زبون عبری به عربی منتقل شده و به کلمه «مهر» تغییر یافته است. کلماتی مانند صَداق، صَدُقه، نافجه، کابین، دست پیمان هم به معنی «مهر» اومده است. مهر در اصطلاح فقهی – حقوقی، مالیه که به موجب نکاح واجبه زوج به زوجه خود بپردازه. مهریه در قرآن و در بعضی از آیات وروایات بر وجوب مهر و هم ویژگی های اون تصریح شده است از جمله: “وََاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَه ی[۴]” بپردازید به زنان، مهرهایشان رو به صورت رایگان،  وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ[۵]” واسه زنان طلاق داده باید عطیّه ای در حد عرف و نیکو تعیین کرد این حقیه که بر پرهیزگاران مقرر شده است و هم در روایتی اینجور اومده است: «اگه مرد با همسرش آمیزش کنه باید تموم مهر رو بپردازه و اگه آمیزش نکنه به واسطه ازدواج نصف مهر بر اون واجبه (حر دلیلی، ۱۳۶۷: ۲۲۸(.

    در ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی اومده است:”مهر عبارت از مالیه که به مناسبت عقد نکاح، مرد مجبور به دادن اون به زنه.” اجبار مربوط به تملیک مهر، به وجود اومده توسط حکم قانونه و ریشه قراردادی نداره. به خاطر این، سکوت دو طرف در عقد و حتی توافق براین که زن مستحق مهر نباشه، نمی‏تونه تکلیف مرد رو در این مورد نابود کنه. درسته که بستن نکاح به تراضی طرفینه ولی آثار اون رو زن و شوهر بوجود نمی‏بیارن. همین که زن و مرد، با پیوند زناشویی موافقت کردن، در وضع خاص‏ای قرار می‏گیرند که مجبوری باید آثار و یافته های اون رو متحمل شن. پس مهر، یه جور اجبار قانونیه که بر مرد تحمیل می‏شه و فقط زن و شوهر می‏تونن هنگام بستن عقد یا پس از اون، مقدارمهر رو به تراضی مشخص کنن (مواد۱۰۸۰- ۱۰۸۷ قانون مدنی).

     

    ۲-۴-۲- گذشته مهریه

    این سوال تو ذهن هر فرد ممکنه پیش بیاد که پیدایش مهریه مربوط به چه وقتیه؟ از چه دوره ای اینجور نهادی وضع شده است؟

    گفته شده است در دوران قبل تاریخ که بشر به حال توحش می زیسته و زندگی شکل قبیله ای داشته، به علل نامعلومی ازدواج با همخون جایز شمرده نبوده است. جوانان قبیله که خواهان ازدواج بودن، ناچار می شدن از قبیله ای دیگری واسه خود همسر انتخاب کنن؛ به خاطر همین واسه انتخاب همسر به میان قبایل دیگه می رفتن و چون همیشه حالت جنگ و خونریزی میان قبایل حکم فرما بود، انتخاب همسر از راه دزدیدن دختر صورت می گرفت؛ یعنی جوون، دختر مورد نظر خود رو از بین قبیله ی دیگه می ربود (پولادی،۱۳۸۸: ۳۹).

    کم کم صلح جای جنگ رو گرفت و قبایل جور واجور می تونستن، همزیستی صلح آمیزی داشته باشن، در این دوره رسم دزدیدن زن، کهنه و بی اعتبار شد و مرد واسه اینکه دختر مورد نظر خود رو به دست آورد به میان قبیله دختر می رفت و اجیر پدر دختر می شد و یه مدت واسه اون کار می کرد و پدر دختر هم در ازای خدمت اون، دختر خود رو به اون می داد و اون دختر رو به میان قبیله ی خود می برد تا اینکه ثروت زیاد شد، در این وقت مرد دریافت به جای اون که سال ها واسه پدر عروس کار کنه، بهتر اینه که هدیه ای لایقی تقدیم اون کنه و دختر رو از اون بگیره. این کار رو کرد و از اینجا بود که مهر پیدا شد (همون:۴۰).

    گذشته مهریه در ایران رو نمی­توان به­طور کامل  مطالعه کرد، چون منابعی که از دوران قدیم به­ دست ما رسیده است، بسیار محدودند. بعضی کتب تاریخی و اتفاقا سفرنامه­های مردم شناسانی که به این سرزمین سفر کرده­ان، به­طور خلاصه چند سطری هم به موضوع مهریه اختصاص داده­ان. مطالعه نقش زن در قلمرو زندگی خانوادگی در تاریخ نشون می­دهد که زن، چه به عنوان دختر خونه و چه به­ عنوان همسر، همیشه نقشی به طور کامل پشیمون داشته است. در نوع تعامل­ خونواده، زن، کالایی بود که جزو دارائی پدر یا شوهر به حساب می­اومد. این نوع نگاه در تعاملات جور واجور از جمله در مورد ازدواج و مهریه هم وجود داشته است. «در ایران قدیم، دختران رو به محض رسیدن به سن بلوغ، شوهر می دادن تا از تولیدمثل جلوگیری نشده باشه. پدر با شوهر دادن دختر خود، کلیه حقوق دختر و وظایفی رو که در مقابل اون داشت به شوهر انتقال می داد و در قبال این انتقال، مبلغی پول یا مال غیرنقدی به صورت مهریه (هدیه) دریافت می کرد» (باباخانی، ۱۳۷۷: ۱۱).

    از نوشته های زرتشتی برمی آید وقتی که مرد می خواست با دختری ازدواج کنه، مکلف بوده است که علاوه بر دختر، مالی هم به پدر اون تسلیم کنه. کاملا معلومه پدر هم در مقابل مالی که از داماد می گرفت به دخترش جهیز می داد. از حقوق زرتشتی در مورد مهر می توان نکات زیر رو برداشت کرد: ۱- اقوام دختر هنگام ازدواج اون، مقداری از مال خود رو که مساوی با سهم الارث دختر از مال اون ها بوده است، به ایشون تسلیم می کردن. ۲- شوهر یا اقوامش مقداری هدایا به دختران و نزدیکان اون می دادن؛ اما معلوم نیس که  اهدای اموال مزبور، واسه عقد نکاح لازم بوده است یا خیر؟ ولی اون چه مسلمه، هنگام انحلال نکاح، زن نمی تونست اموالی رو که واسه اون بوده، قبل از پرداخت دیون یا بقیه تعهدات شوهر استرداد کنه، در واقع بدین معنا که تعهدات شوهر درباره ی زن هم موثر بود. در حقوق زرتشتی زن می تونست مهری رو که شوهر به اون داده، یا تعهد به تسلیم اون کرده است، به اون ببخشد؛ اما اگر زن مهر خود رو گرفته و بعدا عیبی مثل نازا بودن در اون توجه می شد، حق زن نسبت به مهر ساقط و شوهر مجاز در استرداد اون بود (آبادى،۱۳۷۶: ۶۳، ۶۸، ۷۵).

    در ایران قدیم، خدایان مختلفی پرستیده می شد؛ از جمله خدایی به نام “میترا” که “مهر” خورشید تجسمی از اونه. مهر یا میترا که در زبون اوستایی و در فارسی باستان منیژه و در سانسکریت منیره و در پهلوی میترا اومده، به معنی جور واجور عهد، پیمان محبت و خورشید و… است. مهر، فرشته عهد و عهد و فروغ در ایران باستان بود که اون رو فرشته ی مهر و دوستی و عهد و پیمان و مظهر فروغ و روشنایی می پنداشتند. بخش ی قدرت میترا بسیار گسترده و یکی از اون ها تاثیر و حضور میترا در پیوندهای زناشویی بود. میترا در دو مرحله از پیوند زناشویی نقش داشت. یکی مرحله ی خواستگاری تا بستن عقد و ازدواج و مرحله ی دیگه هم در طول زندگی مشترک. پس از پایان مراسم ازدواج و طی مراحل زیاد دیگه، در مرحله ی پایانی، عروس و داماد به مظهر”میترا” یعنی مهر قسم یاد می کردن. موقع قسم خوردن، دلیل و تعهد داده می شدکه این پیمان شکسته نشه. این پیمان رو “مهر” گذارده بودن و به فکر بودن که شکننده ی این پیمان به زودی از طرف میترا به کیفر می رسد (پولادی،۱۳۸۸: ۴۷).

    در حقوق ساسانی، در مورد مهر یا صله اومده است که:”مرد خواستگار هم اینکه موظف بود که با جلب رضایت رسمی “ولی” دختر، واسه اون مهریه ای تعیین کنه، که قبلا و یا بعدا در صورت اتفاق طلاق، به زن بپردازه”. در کتاب های تاریخی هم کم و بیش به جزئیات موضوع هم اشاره شده است(همون).

    نکته خیلی مهم اینه که به­ نظر بعضی از نویسندگان، قبل از اسلام سابقه ای از مهریه در ایران نبوده است. دکتر منوچهر محسنی می نویسد: «مهریه از مهم ترین و دیرینه­ترین سنت­های ازدواج در ایرانه که قبل از اسلام در ایران جای پایی نداره؛ ولی پس از اسلام، قبول شده و به­ شدت در فرهنگ ایران عادی شده است.» (محسنی، ۱۳۷۹: ۹۵). اما مرور خلاصه کتاب­های تاریخی نظر ایشون رو تایید نمی کنه. «طبق بعضی روایات، سنت دادن مهر عمری به بلندای اصل پیوند زناشویی در میان بشر داره و هیچ­گاه عقد نکاح از اون خالی نبوده است.» (شرف الدین، ۱۳۸۰: ۲۴۴). البته چیزی که با این نام یا نام های مشابه اون در تمدن ها و ادیان قبلی رواج داشته با چیزی که در اسلام مطرح شده، فرق های روشنی داره.

    «در خیلی از فرهنگ­ها پیوند ازدواج، سیستمی از مبادله اموال و جنسا رو هم به همراه داره. مهریه که بیشتر در فرهنگ­های شرقی مانند چین، ژاپن، جوامع اسلامی و خیلی از ملل آفریقا رواج داره، مبلغیه که داماد هنگام ازدواج به عروس یا خونواده اش می پردازه یا بردوش می گیرد که در زمان دیگری بپردازه. در دوران باستان در بعضی جوامع، رسم پرداخت مهریه به­ صورت کار و خدمت داماد واسه خونواده عروس درزمان یه مدت مشخص اعمال می شد» (بستان، ۱۳۸۳: ۵۱).

    شهید مطهری در سیر تحولی مهریه به پنج مرحله اشاره می­ کنه:[۶]

    ۱ـ مرحله مادر شاهی: مرحله ای از تاریخ که جوانان ناچار بودن همسر خود رو از غیر همخون خود انتخاب کنن. اونا به نقش خود در تولید بچه واقف نبودن؛ پس با اینکه شباهت فرزندان رو با خود احساس می کردن، ولی در عین حال اونا رو فرزندان همسر می شناختند. از این­رو این دوره رو دوره مادر شاهی می نامند.

    ۲ـ دوره پدر شاهی: مرحله ایه که مرد به نقش خود در تولید بچه آگاه گشته و تلاش کرده ریاست خونواده رو بردوش بگیره. در این دوره مردان از قبایل دیگه زن می گرفتن و چون میان قبایل حالت جنگ وجود داشت، همسر خود رو از اون قبیله مورد نظر می ربودند.

    ۳ـ در مرحله سوم وقتی که صلح جای جنگ رو گرفته و دیگه رسم دزدیدن همسر از بین رفته بود و مرد مجبور بود واسه انتخاب همسر یه مدت رو واسه پدر زنش کار کنه تا موفق به انتخاب همسر شه.

    ۴ـ در مرحله ای مرد به این نتیجه رسید که به ­جای کار کردن واسه پدر زن آینده خود، بهتره هدیه ای به شکل پیشکش به ایشون تقدیم کنه و اینجوری «مهریه» پیدا شد. در این دوره­ها نگاه اجتماع به زن نگاه اقتصادی بوده است که نیازای جنسی مرد رو هم تأمین می کرد، پس محصول کار ایشون واسه دیگری، یعنی پدر و داداش بود.

    ۵ـ مرحله پنجمی هم هست که مربوط به دوره بعد از ظهور اسلامه که جامعه­شناسا به اون اشاره نمی کنن. در این مرحله هدیه یا مهریه­ای که مرد پرداخت می کنه، واسه خود زنه و به­ جز اون هیچ کس حقی در اون نداره (مطهری، ۱۳۵۷: ۱۹۶).

    ویژگی نظام حقوقی اسلام در مقایسه با دیگه نظام­های حقوقی اون هستش که ضمن پذیرش رسم مهریه، عروس رو مالک بی قید و شرط مبلغ نامبرده می دونه و واسه خونواده عروس سهمی در مهریه قائل نیس (بستان، ۱۳۸۳: ۵۱).

    براساس تحقیق های مردم شناختی اینجور فهمیده می شه که سنت مهر، هر چند با نام های جور واجور و ویژگی های جور واجور در خیلی از بخش های فرهنگی و آئین های مذهبی رواج داشته ، مثلا، در تمدن آشور مهر به عنوان قیمت و بهای زن رواج داشته است(دورانت، ۲۸۹:۱۳۷۰).

    تا قبل از ظهور کتب اسلام هم رسم دادن مهریه به زنان عادی بوده است؟چیزی که از مطالعه تاریخى حقوق زن در دوران گذشته معلوم مى شه اینه که مهریه از ابداعات حقوق اسلام نیس و قبل از اون هم وجود داشته است. قدیمی ترین قانونى که تا کنون شناخته شده، قانون حمورابىه که حدود ۱۷۰۰سال قبل از میلاد مسیح آماده شده است. طبق مواد ۱۳۸ و ۱۳۹ قانون مزبور اگه زن عقیم بوده و طلاق داده شه، شوهر مکلفه که مهر و جهیزیه وى رو تسلیم کنه و در صورتى که زن مهر و جهیزیه نداشته باشه، پرداخت مقدار یه من نقره به اون ضرورىه. هروقت زن مرتکب ترک خونواده یا اعمالى مثل اون شه، از نظر جرم ارتکابى، شوهر از تأدیه مهریه و جهیزیه معاف بوده. توجه به مراتب فوق معلوم مى شه که قانون حمورابى با وضع مواد خاصى درباره مهریه اون رو از احکام عقد نکاح تلقى کرده است(بکر، ۱۳۷۰: ۱۲۱).

    در یونان قدیم شخصیت حقوقى زن کمتر مورد توجه بود، اون طور که مردان مى تونستن زن خود رو به دیگرى ببخشند یا اون رو به دوست خود قرض بدن، اما چیزی که از کتب مربوطه برمى آید از جمله تشریفاتى که براى ازدواج در یونان قدیم صورت مى گرفته این بود که پدر دختر، بدون اخذ مبلغى پول یا هدیه از طرف داماد با انتقال حقوق خود نسبت به دختر و در نتیجه با ازدواج وى موافقت نمى کرد(پولادی،۱۳۸۸: ۴۵).

    در عربستان قبل از اسلام زن وضع خاصى داشت و نه فقط شخصیت و حقوقى براى اون قائل نبودن بلکه با وجودش مخالفت داشتن. به طورى که تاریخ حکایت داره اعراب، داشتن دختر رو ننگ تلقى مى کردن و به وسایل جور واجور اون رو از بین مى بردن. در عربستان مهر واسه پدر بود و دختر حقى به اون نداشت و چون پدر با تزویج دختر خود و گرفتن مهر اون مال خود رو زیاد مى کرد، بنابر این دختر رو نافجه مى گفتن و تهنیت کسى که صاحب دخترى مى شد جمله (هنیئا لک النافجه) بود. اعراب در زمان جاهلیت از تزویج دختران خود به غیر از اعضای قبیله دوری داشتن مگه در صورتى که داماد با پرداخت مهر بیشتری موافقت می کرد. حتى در خود قبیله هم حق تقدم براى ازدواج با کسى بود که مهر بیشترى می پرداخت. در زمان جاهلیت رسم دیگرى هم بود که موجب محروم شدن زن از مهر مى شد. یکى از اون ها رسم ارث زوجیت و یا نکاح میراثى بود. بدین صورت که اگه کسى مى مرد وارثان افراد مثل فرزندان و برادران همون طورى که ثروت اون رو به ارث مى بردن، همسر اون رو هم به ارث مى بردن و پسر یا داداش میت این حق رو داشت که اون زن شوهر مرده رو به تزویج دیگرى درآورد و مهریه رو هم خودش بگیره و یا اون رو بدون مهر جدیدى و به موجب همون مهرى که میت قبلا پرداخته زن خود بذاره. قرآن کریم رسم ارث زوجیت رو کهنه و بی اعتبار کرد و فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهاً»[۷]: اى کسانى که ایمان آورده اید بر شما روا نیس که زنان مورث خود رو ارث ببرین در حالى که خود اون زنان تمایل ندارن که همسر شما باشن. دیگه از شکل های جور واجور نکاح عجیب زمان جاهلیت نکاح ثغاره در این نکاح مهر جنبه مالى نداره و به ولى دختر هم چیزى داده نمى شد بلکه پدر یا داداش دختر در قبال تمتعى که از دخترى مى بردن حاضر مى شدن دختر یا آبجی خود رو به تزویج پدر یا داداش اون دختر در بیارن. پس نکاح ثغار از اقسام نکاح معاوضه به حساب مى رفت، اسلام این رسم رو کهنه و بی اعتبار کرد. رسول اکرم در این مورد فرموده ان: «لا ثغار فى الاسلام» نکاح ثغار در اسلام جایز نیس (مطهری،۱۳۷۴: ۲۳۰).

    نکاح ‏«شغار»[۸] یکی دیگه از حامی اختیارداری مطلق پدران نسبت‏ به دختران بود. در این نکاح، دو نفر که دو دختر دم بخت در خونه ‏داشتن با همدیگه معاوضه می‏کردن، به­ این ترتیب هر کدوم از این دو دختر، مهر اون دیگه به حساب می‏رفت و به پدر اون تعلق می‏گرفت. اسلام این رسم رو هم کهنه و بی اعتبار کرد (همون: ۲۰۴).

    ۲-۴-۳- اقسام مهریه

    مهر المسمّی؛ مالی معینه که به هنگام عقد ازدواج یا پس از اون با توافق دو طرف یا نمایندگان اون ها تعیین می شه. این مال ممکنه عین باشه، مانند خونه معیّن، یا سود، مانند اجاره بهای خونه مشخص یا عمل باشه دارای ارزش عقلی و شرعی، مانند آموزش فن و یا حق مانند دین شخص سوم (صفایی و اسدالله امامی،۱۳۷۰: ۱۹۵).

    مهر المثل؛ اگه در بین عقد مهر تعیین نشه یا نبود اون شرط شه یا مهرالمسّمی باطل شه و آمیزش هم واقع شده باشه زن مستحق مهرالمثل می شه یعنی مهرمطابق زنان همتای اون تعیین می شه(همون: ۱۹۶).

    مهر المتعه؛ هروقت در بین عقد، مهر تعیین نشده باشه یا نبود اون شرط شه و مرد بخواد قبل از نزدیکی، همسر خود رو طلاق بده؛ می باید مبلغی رو به عنوان مهر المتعه به اون بپردازه. در تعیین مهرالمتعه، وضع مالی و توان اقتصادی مرد رو ملاک قرار میدن نه شأن زن (همون: ۱۹۷).

    مهرالسّنته؛ مقدار مهری که پیامبر اکرم (ص) واسه همسران و دختران خود تعیین می کردن مهرالسنته گفته می شه. مقدار مهرالسنته پانصد درهمه و مهر زنان مسلمون هم به همین مقدار باشه(همون).

    [۱] Life Course Theory

    [۲] Cohen

    [۳] Kertzer.David

    [۴]سورۀنساء، آیه۴

    [۵] سوره بقره، آیه ۲۴۱

    ۷ چیزی که در این باره گفته شده است، جز یه سری فرض ها و تخمین ها چیزی نیس؛ نه ‏حقایق تاریخیه و نه حقایق علمی و تجربی. پاره‏ای قرائن از یه طرف و بعضی ‏فرضیه‏های فلسفی درباره آدم و جهان از طرف دیگه، منشأ بوجود اومدن این فرض ها وتخمین ها درباره زندگی بشر ما قبل تاریخ شده است. چیزی که درباره دوره به اصطلاح ‏مادرشاهی گفته شده است، چیزی نیس که خیلی راحت بشه باور کرد و هم اینکه ‏چیزایی که درباره فروختن دختران از طرف پدران و بهره کشی زنان از طرف شوهران‏گفته‏ان. در این فرض ها و تخمین ها دو چیز به چشم می‏خورد: یکی این­که تلاش شده تاریخ‏ بشر اولیه فوق العاده سنگدلی آمیز و خشونت‏بار و خالی از احساسات انسانی تفسیر شه؛ دیگه اینکه نقش طبیعت از دید تصمیمات حیرت­انگیزی که واسه رسیدن به هدف­های‏ کلی خود به­کار می‏برد، ندیده گرفته­شده است (مطهری، ۱۳۵۷: ۱۷۵).

    [۷]سوره نساء، آیه ۱۹

    [۸]نکاح شغار به معنی معاوضه کردن دختران در دوران قبل از اسلام بود.

    علمی