روانشناسی تعریف هیجان ومولفه های آن

مؤلفه شناختی، افکار، باورها و انتظارهایی که نوع و شدت جواب هیجانی رو تعیین می کنن. اون چه واسه یه فرد فوق العاده لذت بخشه، ممکنه واسه دیگری کسل کننده یا آزارنده باشه.

مؤلفه فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدنه. مثلا، وقتی که بدن از نظر هیجانی به واسطه ترس یا خشم بر انگیخته می شه، ضربان قلب زیاد می شه، مردمک ها گشاد می شن و اندازه تنفس افزایش می یابد. بیشتر هیجان ها شامل یه انگیختگی کلی و عمومی دستگاه عصب هستن.

مؤلفه رفتاری، به حالت های جور واجور بیان هیجان ها اشاره می کنه. جلوه های چهره ای، حالت های اندام و حرکت های نشون دهنده، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم، ترس و هیجان های دیگه تغییر می کنن.

جلوه چهره ای مهم ترین شکل رابطه هیجانی هستن. بررسی هایی که انجام شده ان، نشون میدن که بعضی از جلوه های خاصِ چهره ای، ذاتی هستن. و پس، در همه جای دنیا اون ها رو می شناسن.

هیجانا تشکیل شده از الگوهای پاسخای فیزیولوژیکی و رفتارای مخصوص به نوع هستن . و در واقع بیشتر از نظر مردم هیجان همون احساسیه که به فرد دست می ده . ولی هیجان یه رفتاره نه یه تجربه خصوصی و پدیده ایه که در باقی موندن نوع و تولید مثل نقش داره)هافمن ،۱۳۸۱).

 

۲-۴-۲٫هیجان و نظریه های هیجان

اصطلاح هیجان از ریشه لاتینEmovereبه معنی حرکت، تحریک و حالت تنش جدا شده. هیجان در زبون رایج با شور، احساس، عکس العمل و عاطفه معادله.

الان دو نوع کاربرد واسه این واژه هست:

الف-اصطلاحی پوششی واسه تعداد نامعینی از حالات ذهنی. این همون معناییه که ضمن صحبت از عشق، ترس و نفرت مورد نظره.

ب- برچسبی واسه زمینه ای از تحقیقات علمی که به بررسی عوامل محیطی، فیزیولوژیکی و شناختی این تجربیات ذهنی می پردازه.

 

علاوه بر این کاربرده ها، اصطلاح هیجان مفاهیم ضمنی دیگری هم داره:

حالات هیجانی به طور طبیعی، زیاد تلقی می شن و این حالات، تجارب ذهنی هستن که با احساسات فرق داشته و از نظر رفتاری با پریشونی و اضطراب همراه هستن(پورافکاری،۱۳۷۳).

اضطراب

هیجان، حالت پیچیده روان شناختیه که شامل سه عامل جدا از هم می باشه:

تجربه ذهنی، جواب هیجانی و رفتار رو حاصل از این تجربه. براساس عامل های موجود، هیجان های اصلی شامل ترس، تعجب، خشم، نفرت، ناراحتی و شادی می باشن و نوع دیگه هیجان، هیجان های مرکب هستن که ترکیبی از هیجانات اصلی می باشن(خداپناهی،۱۳۸۷).

 

۲-۴-۳٫اجزای هیجان

هر هیجان شامل شناخت ها، اعمال و احساسات می باشه و همه هیجانات این مراحل رو طی می کنن.

* احساس درون ذهنی

*تحریک دستگاه خودکار

* آزمایش شناختی از موقعیت

*بیان هیجان

* عکس العمل عمومی

*گرایش عملی که مقدار هیجانی که از احساسی ناشی می شه و به صورت رفتار خاصی بروز می کنه به تجربه فرد بستگی داره(اتکینسون وهمکاران؛به نقل از رفیعی وهمکاران،۱۳۸۴).

مهم ترین چیزی که تا الان درباره هیجان گفته شده اینه که، تا وقتی کسی هیجان رو تعریف نکرده فکر می کنه معنی اون رو می دونه(کالات،۱۳۸۷).

 

 

۲-۴-۴٫گذشته هیجان

محققان زیادی درباره هیجان تحقیق کرده ان. ویلیام جیمز، اولین محققیه که واسه هیجان یه الگوی فیزیولوژیکی ارائه داد و چارلز داروین یکی از اولین دانشمندانی بود که هیجان رو به طور سیستماتیک مطالعه کرد.

هدف اون از نشون دادن هیجان در میان آدم ها، شاهدی واسه نظریه تکامل اش بود. اون در سال ۱۸۷۲ کتاب خود رو با عنوان “بیان هیجان در آدم ها و حیوانات” منتشر کرد.

همگانی بودن حالت های چهره هنگام بیان هیجان، تاییدی واسه ادعای داروین مبنی بر ذاتی بودن عکس العمل ها و داشتن گذشته تکاملی واسه هیجان ها می باشه(اتکینسون وهمکاران ،۱۳۸۴).

 

۲-۴-۵٫نظریه های هیجان  

 

۲-۴-۵-۱٫نظریه جیمز  لانگه : 

طبق این نظریه هیجان هایی که احساس می شن، درک تغییر های بدنیه. طبق این نظریه چیزی که ما به صورت هیجان تجربه می کنیم برچسبیه که به جواب های خودمون می زنیم. مثلا، چون می گریزیم پس می ترسیم(اتکینسون وهمکاران ،۱۳۸۴).

 

نظریه شاخترـسینگر: در این نظریه، هیجانی که احساس می کنیم تعبیر و تفسیر ما از حالت های برانگیختگیه.

۲-۴-۵-۲٫نظریه ارزیابانه:

بر اساس گفته ریچارد لازاروس، هیجان نتیجه آزمایش اطلاعات از موقعیت محیطی و از درون بدنه (اتکینسون و همکاران ،۱۳۸۴).

 

۲-۴-۵-۳٫نظریه رفتارگرایی:

واتسون گفت که فقط سه هیجان اساسی هست که ذاتی بوده و به وسیله محرک های خاص بروز می کنه : ترس، خشم و عشق.

ترس: از جواب ذاتی فرد به صدای بلند و یا از دست دادن پشتیبانی به وجود میاد.

خشم: از ایجاد مانع در برابر حرکات و اعمال فرد به وجود میاد.

عشق: از نوازش و دلجویی به وجود میاد.

و بقیه هیجان ها از راه شرطی شدن و یادگیری به وجود میاد(روزنهان ،۱۳۸۸).

۲-۴-۵-۴٫نظریه بازخوراند چهره:

طبق این نظریه حالت چهره باعث تجربه درون ذهنی هیجان می شه. تامکینز(Tomkins) عقیده داره: حالت چهره یا مثبته یا منفی. حالت چهره از همین روش می تونه هیجانات مثبت و منفی رو از هم فرق دهد(روزنهان[۱] ،۱۳۸۸).

۲-۴-۶٫وظایف هیجان ها  

اگه ما توانایی تجربه کردن و بیان کردن هیجان ها رو تکامل بخشیده ایم، پس هیجان ها باید واسه اجداد ما سازگارانه بوده و شاید واسه ما باشن. به طور مثال، ترس به ما اخطار می دهد که از خطر فرار کنیم، خشم واسه حمله کردن به مهاجم هدایت می کنه. وقتی نیاز به گرفتن تصمیمی فوریه هیجان می تونه رهنمودی به درد بخور به ما بده. آدمایی که شدیدا بی هیجان هستن بیشتر تصمیمات ناجور می گیرند(سیدمحمدی،۱۳۹۰).

 

۲-۴-۷٫فیزیولوژی هیجان ها

چند منطقه مغزی در هیجان ها دخالت دارن. “بادامه” خیلی سریع به محرک های هیجانی جواب می دهد. خیلی از تغییر های بدنی که در هیجان رخ می دهد، در نتیجه فعالیت بخشی از دستگاه عصبی خودمختار به وجود میاد. سمپاتیک، بخشی از این سیستم، با آزاد کردن هورمون های اپی نفرین و نوراپی نفرین موقع هیجان در این تغییرات بدنی نقش مهمی اجرا می کنه. کلا نیمکره راست در بیان و تشخیص هیجان نقش داره(کالات[۲] ،۲۰۰۷).

۱-Rosenhan

James Kalatل

علمی