دومین نقطه ضعف مدل سنتی این است که آزمون،صرفا یک متغیر هموار سازی است و برای جریان سودهای هموار شده بررسی می شود، در یک زمانی خاص ممکن است به نتایج متعصبانه‌ای منجر شود. زیرا ممکن است یک شرکت در آن واحد از چندین متغیر هموار سازی استفاده کرده باشد. از نقاط ضعف دیگر مدل‌ سنتی این است که فقط برای یک دوره زمانی هموارسازی را بررسی می‌کند و بایستی برای آزمون، یک سری زمانی بررسی شود و این ضعف در مدل ایمهاف بر طرف شد (چاوو[۷۸]، ۲۰۱۳).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

مدل ایمهاف:

 

ایکل معتقد است که احتمالاً اولین محققی است که مدعی شده سودهای هموار شده می‌تواند تابعی از یک متغییر مستقل دیگری غیر از آنچه‌ تا آن زمان عنوان شده بود باشد .خود ایمهاف از متغییر مستقل فروش به عنوان جایگزینی مناسب استفاده کرد. در مدل ایمهاف ابتدا سود و فروش به عنوان دو متغییر در یک رابطه رگرسیون زمانی به شکل زیر قرار می‌گیرند .
(زمان) a+b = سود
(زمان) a+b = فروش
سپس تغییر پذیری برای هر رگرسیون بر مبنای اندازه R2 تعریف می‌شود. در نهایت به منظور تشخیص رفتار مدیریت سود سود برای یک شرکت معین دو معیار تعریف می‌شود:
۱- مدیریت سود سود زمانی واقع می‌شود که یک جریان هموار سود وجود دارد ودر همان زمان رابطه‌ای ضعیف بین فروش و سود برقرار است .
۲-یک جریان هموار سود وجود دارد، در حالی که جریان فروش ناهمواری مشاهده می‌شود.
این روش نیز ضعف‌هایی داشت که بیشتر آنها را ایکل بیان کرد که در زیر آمده است چاوو[۷۹]، ۲۰۱۳).

 

مدل ایکل:

 

ایکل انتقاداتی را که بر مدل ایمهاف ارائه می‌کند به شرح زیر می‌باشد :
اولین مشکل مدل ایمهاف این است که تعریف جامع و روشنی از هموار سازی را ارائه نمی‌کند. دومین مشکل مدل ایمهاف در میزان اعتماد او به عنوان یک معیار اندازه‌گیری تغییرپذیری است. در مـدل ایکل این نقاط ضعف رفع شده است. چهار چوب نظری مدل ایکل موسسه هموار ســاز را به عنـوان واحدی تعریف می‌کند که چندین متغیر حسابداری را به گونه‌ای بکار می‌گیرد که برآیند تاثیرات آنها نوسان پذیری سود را به حداقل برساند . یکی از نقاط ضعف مدل‌های سنتی استفاده از یک متغیر برای هموار سازی می‌باشد در حالی که در مدل ایکل از چندین متغیر استفاده شده است و هموارسازی تنها در یک دوره می‌باشد که این ضعف نیز در مدل ایکل رفع شده است حال آنکه مدل ایکل چندین دوره را بررسی می کند. مدل ایکل براساس چهار پیش فرض طراحی شده است که به صورت روابط جبری زیر نشان داده می‌شوند (تورک[۸۰]، ۲۰۱۰):
۱)I =S-(VC%´S)-FC+X
DI=DSt-(VC%´DSt)- DFC+DXt
2)VC%ثابت است
۳)FCt ³ FCt-1
4)COV (DS , DFC) = 0
به طوری که:
I: سود
S: فروش
VC%: درصد هزینه‌های متغییر به فروش
FC: هزینه‌های ثابت
X = میزان دستکاری عمومی مدیریت در سود
همچنین:
DI= I– It-1
DSt = St – St-1
DFCt = FCt – FCt-1
DXt = Xt – Xt-1
با توجه به فرضیاتی که گفته شد موارد زیر اثبات می‌شود:
هر گاه شاخص ایکل کوچکتر از ۱ باشد یعنی  آنگاه مدیریت سود سود رخ داده است.
به طوری که:
ضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی سود = CVDi
ضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی فروش = CVDs
اگر مدیریت سود تصنعی سود وجود داشته باشد آنگاه مقدار X در رابطه (۱) برابر صفر در نظر گرفته می‌شود، پس:
۱)I = S-(VC% ´ S) – FC
چون X برابر صفر است پس DX نیز برابر صفر بوده و رابطه زیر نیز صادق است:
۲) DI = DS – (VC% ´ DS ) – DFC
آنگاه داریم:
Var (DI ) = Var [DS – (VC% ´ DS) – DFC]
= Var [ (1 – VC%) DS – DFC]
=(1 – VC%)Var DS + Var DFC – ۲ (۱-VC%) COV (DS , DFC)
از آنجائیکه COV (DS, DFC) = 0 پس داریم:
VarDI = (1-VC%)2 Var DS + Var (DFC)
چون :
CVDI = 
بنابراین:
۳)CVDI = 
همچنین داریم:
VCDS = 
بنابراین
۴)CVDS = 
حالت اول: اگر DFC=0 باشد آنگاه از مقایسه رابطه ۳ و ۴ داریم:
۵)CVDI = CVDS ®  =۱

 

حسابداری