ذهن آگاهی در ورزش

ذهن آگاهی در ورزش

امرزوه ذهن آگاهی در ورزش نیز نفوذ کرده است. طی سی سال اخیر، در روانشناسی ورزشی کاربردی علاقه زیادی برای درک آنچه به بهترین نحو ورزشکاران را برای بهینه­سازی عملکرد ورزشی کمک خواهد کرد، وجود داشته است. در این بین یکی از روش­ها بر تمرین ذهن آگاهی برای ورزشکاران تأکید دارد (کابات-زین و همکاران، ۱۹۸۵). یکی از نکات مهم ذهن آگاهی پذیرش تجارب روانی احساسی می­باشد. این مورد با اجرای سنتی تمرین مهارت­های روانی[۱] (PST)، شامل هدف­گذاری، تنظیم انگیختگی، تصویرسازی و خودگفتاری تفاوت دارد. این مداخلات شناختی رفتاری، اصولاً بر کنترل عمدی افکار، احساسات و رفتارها تمرکز دارند (گاردنر و مور، ۲۰۰۴؛ گالوسی، ۲۰۰۸؛ مور، ۲۰۰۹). به تازگی، آموزش ذهن آگاهی، به عنوان یک روش جایگزین مناسب جهت آماده سازی ورزشکاران برای عملکرد مطلوب توجه همگان را به خود جلب کرده است (دپتریلو، کافمن، گلس و آرنکوف، ۲۰۰۹؛ گاردنر و مور، ۲۰۰۴، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷؛ تامپسون و همکاران، ۲۰۱۱).

هم­تراز با مفهوم ذهن آگاهی، “پذیرش” می­باشد که به مفهوم “هوشیاری غیرقضاوتی و شامل افکار، احساسات و حس­های بدنی چنانکه اتفاق می­افتند” (هایس و همکاران، ۲۰۰۴، ص ۷). انسان­ها اغلب در زمان حال حضور نداشته و به­طور خودکار فکر کرده و عمل می­کنند (کابات-زین، ۱۹۹۴). ذهن آگاهی به فرد اجازه در نظر گرفتن کل اطلاعات داخلی و خارجی را می­دهد، که سرانجام موجب می­شود تجربه متفاوتی از واکنش­های همیشگی داشته باشند. به­عنوان مثال، ورزشکارانی که ترس شدید قبل از مسابقه دارند، بجای استفاده از تفکر اجتنابی و عدم تمرکز بر عملکرد، می­توانند از ترس اطلاع داشته و آن­را بپذیرند. با چنین توجه ذهن آگاهانه، ورزشکاران قادر خواهند بود توجه خود را به نشانه­های مرتبط با تکلیف متمرکز کنند.

گاردنر و مور در سال ۲۰۰۴، به­عنوان اولین پروتکل “روش ذهن آگاهی، پذیرش و تعهد” (MAC)، که ترکیبی از ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می­باشد، به عرصه آوردند. ده­ها تن از دیگر محققان، با پیروی از شیوه گاردنر و مور، به دانش پایه ذهن آگاهی در ورزش کمک کردند (برای مثال، برنر، تینات، کودرون و فورنیر، ۲۰۰۹؛ کافمن، گلس و آرنکف، ۲۰۰۹؛ آهرن، موران و لانسدیل، ۲۰۱۱). لازم به ذکر است ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نیز در حال ترقی در روانشناسی ورزشی می­باشد (برای مثال، چاتزیسرانتس و هاگر، ۲۰۰۷).

جالب توجه است که درحال حاضر حمایت­های علم عصب شناسی بیشتری در رابطه با ذهن آگاهی درحال جمع آوری می­باشد (به­عنوان مثال، تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) و الکتروانسفالوگرافی (EEG))؛ اثرات عمیق بر عملکرد عصبی، شامل الگوهای فعالیت الکتریکی مغز، فعالیت آناتومی عصبی، و حتی اندازه نسبی نواحی خاصی از مغز، از این دست می­باشند (مارکس، ۲۰۰۸؛ استین، ایس-دلیپری و توماس، ۲۰۰۸). این نوع شواهد، احتمال ایجاد یک تغییر محسوس در روانشناسی ورزش توسط رویکردهای موج سوم (رویکردهای مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی) را تأیید می­کنند.

۲-۲-۸- ذهن آگاهی و عملکرد ورزشی

شکل ۱، مدل پیشنهادی بالتزل، مک کارتی و گرینبام (۲۰۱۴) می­باشد، که نشان­دهنده چگونگی ارتباط بنیادی ذهن آگاهی با عملکرد ورزشی است. زمانی­که ورزشکاران و مربیان توانایی توجه ذهن آگاه به عملکرد خود و تجربه لحظه به لحظه غیر قضاوتی را داشته باشند، آنگاه قادر خواهند بود که به نشانه­های مرتبط با تکلیف بپردازند. به­جای اینکه توسط افکار و احساسات ناخواسته پریشان شوند، می­توانند این حواس­پرتی­ها را پذیرفته و توجهشان را بر نشانه­هایی که موفقیت را به بهترین نحو تسهیل می­نمایند، متمرکز کنند. قرارگیری ذهن آگاهی در پایین­ترین سطح مدل، نشان­دهنده این واقعیت است که پذیرش و حتی تحمل عوامل حواس­پرت داخلی و خارجی، موضوعی اساسی و ضروری است. با چنین پذیرشی، ورزشکار یا مربی آزاد است که بر تکلیف در حال اجرا –سطح بعدی مدل- تمرکز کند. همان­طور که در مدل نشان داده شده است، با تمرکز کامل بر تکلیف در حال اجرا، احتمال موفقیت ورزشکار یا مربی در بهینه­سازی عملکرد –بالاترین سطح مدل- بیشتر خواهد بود (بالتزل، مک کارتی، گرینبام، ۲۰۱۴).

[۱]Psychological Skills Training

آموزش ذهن آگاهی در جمعیت­های بالینی غیر ورزشی مؤثر واقع بوده است (بائر، ۲۰۰۳؛ کنگ، اسموکی و رابین، ۲۰۱۱). در عرصه ورزش علاقه رو به رشدی برای استفاده از مداخلات ذهن آگاهی جهت ارتقا عملکرد ورزشی وجود دارد. یکی از دلایل ممکن است اضطراب عملکردی مزمن باشد که یکی از چالش­های اصلی روانشناسان ورزش در رابطه با مراجعه­کنندگان خود می­باشد (ویلیام، ۲۰۱۰). مطالعات انجام گرفته نشان می­دهد، ذهن آگاهی موجب کاهش نشانه­های مرتبط با اضطراب می­شود (بائر، ۲۰۰۳؛ کنگ و همکاران، ۲۰۱۱) و تمرین ذهن آگاهی مرتبط با توانایی کاهش و رهایی از افکار منفی می­باشد (فریون، ایوانس، ماراج، دوزویس و پارتریج، ۲۰۰۸).

همچنین شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه افزایش ذهن آگاهی با عواملی که تأثیر مثبتی بر عملکرد دارند، مرتبط است. به­عنوان مثال، “شیفتگی”[۱] با ارتقای عملکرد ورزشی (باکر، اورلمانس، دمروتی، اسلات و علی، ۲۰۱۱) و ذهن آگاهی مرتبط می­باشد. برنیر، تینات، کودرون و فورنیر (۲۰۰۹)، مصاحبه­ای با ۱۰ شناگر مرکز آموزش ملی فرانسه، در رابطه با تجربه شنای بهینه­شان انجام دادند. علاوه بر هشت خصوصیت که هم­راستا با شیفتگی شناسایی شده­اند (جکسون و سیکزنمیهالی، ۱۹۹۹)، ذهن آگاهی به­عنوان بُعد نهم پدیدار گشت. این یافته هم­راستا با نتایج کی و یانگ (۲۰۰۸) می­باشد، که رابطه مثبتی بین ذهن آگاهی صفتی و شیفتگی در ورزش را گزارش کردند. کافمن و همکاران (۲۰۰۹) رابطه قوی بین ذهن آگاهی ورزشکاران و شیفتگی یافتند. آهرن، موران و لانسدال (۲۰۱۱) نیز مداخله تجربی مبتنی بر ذهن آگاهی با ورزشکاران نخبه انجام دادند، که گروه تجربی بعد از مداخله به­طور معناداری حالت شیفتگی بیشتری را تجربه کرد.

[۱] – Flow