خرید آموزش شهروندی به عنوان واقعیت اجتماعی

در اندیشه اجتماعی مارشال شهروندی و عامل های مربوط به اون با یه راه و روش تاریخی و جامعه شناختی، واقعیتی اجتماعی دونسته که در غرب از سده ۱۷تا قرن۲۰ مورد بررسی و سیر تکاملی قرار گرفته. مارشال آموزشای شهروندی رو جزء عامل های کلیدی نظام اقتصادی سرمایه داری یعنی طبقه اجتماعی و نظام سیاسی دموکراسی یعنی مشارکت همگانی و برابری حقوقی در جامعه مدرن دونسته. به نظر مارشال آموزش شهروندی« یه جور واقعیتیه که منزلت اجتماعی رو به تموم اعضای جامعه از راه تعالیم رسمی و غیر رسمی اعطاء کرده و به موجب اون همه ادما از جایگاه، حقوق و وظایف برابر که به وسیله قانون پشتیبانی و ثابت شده بهره مند هستن. به نظر اون آموزش اصول شهروندی همراه با سه بعد اجتماعیه: “حقوق مدنی و شهروندی مدنی” مانند حق برخورداری از آزادی بیان، مالکیت، مذهب،عقیده،حقوق سیاسی و… “شهروندی سیاسی و حقوق سیاسی” مانند حق برخورداری از رای، عضویت و مشارکت سیاسی و… “حقوق اجتماعی رفاهی ویا شهروندی اجتماعی و رفاه ” مانند حق برخورداری از رفاه و خدمات اجتماعی،اشتغال، آموزش امنیت، تامین اجتماعی و مانند اون (دلیلی،۱۳۸۰ ). رنر دراندیشهای خود معنی شهروندی و آموزشای که باید به افراد در این مورد داده شه به شکل چهار عامل جامعه شناختی به عنوان یه واقعیت اجتماعی بیان کرده. الف- شکل اجتماعی شهروندی: در این شکل آموزشایی که شهروندان دریافت می کنن از بالا به پایینه یعنی دولت به سمت جامعه مفاهیم شهروندی و شهروند مداری رو ارائه میده.ب- قلمرو اجتماعی شهروندی: در این بخش آموزهایی ارائه شده که بیشتر شهروند مداری رو به سمت بخش عمومی تشویق کرده یا بعضی از این درس ها منجربه به تشکیل بخش های خصوصی شده.پ- گونه اجتماعی شهروندی: این عامل اشاره به آموزشایی می کنه که شهروندان رو بیشتر حالت فعال در شهروندی میگه یا به صورت شهروند پشیمون تلقی کرده. ت- محتوای اجتماعی شهروندی:اشاره به تعلیماتی می کنه که تاکید بر اجرای وظایف، تکالیف، مسئولیتا و تعهدات شهروندی کرده و یا معطوف به حقوق و امتیازات شهروندی دونسته.

اقتصادی

 

بخش دیگری از آموزش شهروندی به عنوان یه واقعیت اجتماعی در اندیشه های فمینیستی بیان می شه. پیروان فمینیست عقیده به” آموزش شهروندی جنسیتی” دارن  فکر می کنند که شهروندی و آموزشای اون در میدون عمومی واسه شهروندان یه جامعه بیشتر بیان کننده ویژگیا و فضائل مردانه س؛ پس آموزش شهروندی در میدون عمومی برابر با تربیت شهروند مرده. و غیر شهروند در میدون عمومی برابر با زنه پس همین مسئله باعث شده که آزادی مدنی، سیاسی تاکید بر آموزهایی کنن که زنان رو به عنوان شهروندان درجه دوم در جامعه تلقی نکنن. پس در آموزشای شهروندی به حقوق و تکالیفی متوسل شدن که « اول: اینکه آموزشا وسیله مهمی واسه کسب قدرت و حق اراده کردن واسه زنان باشه  دوم: این آموزشا ابزاری واسه این باشه که به کار غیردستمزدی وبی بهاء بر زنان ارزش قائل شده و واسه تکالیف اجتماعی وظایف مراقبتی ارزش قائل شن (فتیزپتریک،۱۳۸۱).

اراده کردن

باتوجه به رویکردهای اجتماعی در بخش آموزش شهروندی به عنوان یه واقعیت اجتماعی باید اشاره به این کرد که آموزش شهروندی به عنوان یه واقعیت اجتماعی در ساختار فرهنگی جامعه ایران به شکل سه شکل” دوری شهروندی” که باعث نبود تشکیل و تقویت زمینه ها و بستر سازیه که در دوره های حکومتی ایران باستان دیده می شد.” امکان شهروندی”که متناسب با ظرفیت و پتا نسیل تشکیل تقویت زمینه ها و بستر سازی شهروندیه که در حکومتای ایران بعد از اسلام تا زمان مشروطه در ایران می تونه مطالعه شه.” ایجاب شهروندی” که در این دوره احساس ضرورت وجود زمینه ها و بستر سازی شهروندی شده که بعد از انقلاب اسلامی توسعه یافته که حالا اینجور فرایندی هست که از طرف حکومت به مردم آموزش داده می شه.

هم اینکه از طرف دیگه وجود گفتگو قانون اساسی و راهبردهای اساسی جمهوری اسلامی ایران،قوانین مجلس شورای اسلامی، و راهبردهای برنامه های پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فرهنگی تاکید بر شهروندی و آموزشای اون کرده. چیزای مهم مدرنیستی به وجود اومده توسط روح دموکراسی و جمهوری گرایی تاکید بر آموزش ایجاد شهروندیه که جمهوری اسلامی از طرف نهادهای حکومتی کرده. آموزش ایجاد شهروندی در سه بعد شهروندی مدنی یعنی آموزشایی که ناظر بر اینه که مردم حق آزادیای مدنی رو دارن، شهروندی اجتماعی بر مبنای اینکه آموزشایی باید داده شه ناظر به برخورداری شهروندان از رفاه اقتصادی و اجتماعی، فرهنگی؛ شهروندی سیاسی ناظر بر آموزشایی چون مشارکته، از طرف حکومت

اقتصاد

در این سی سال ارائه شده.هم اینکه تشکیل مدیریت جنگ درزمان دهه اول انقلاب اسلامی باعث ایجاد آموزش و تشکیل شهروندی مذهبی، ایده سیاسی و انقلابی گردیده. بعد از پایان جنگ، دولت سازندگی در گسترش آموزشای شهروندی اجتماعی و رفاه نقش بارزی داشته. و دولت اصلاحات در دهه ۷۰و ۸۰ به ایجاد تشکیل آموزشای شهروندی سیاسی تاکید کرده؛ و تا حال حاضر آموزش شهروندی مدنی بسیار کمرنگ در ایران جلوه پیدا کرده.(هاشمی، ۱۳۸۹)

علمی