اهمیت برنامه ریزی گردشگری

 

گردشگری به دلایل گوناگون توسعه یافته است.یک هدف اصلی آن ایجاد منافع اقتصادی حاصل از ارز خارجی(برای جهانگردی بین المللی)،درآمد،شغل وعواید دولتی است که به عنوان سرعت دهنده ای برای توسعه بخش های دیگر اقتصادی نظیرکشاورزی،شیلات،جنگل داری وصنعت وبرای کمک کردن به نیازهای اقتصادی وهزینه های بازسازی زیرساخت ها که مورد استفاده مردم نیز هستند به کار می رود.همچنین گردشگری می تواند هزینه های لازم برای محافظت از میراث فرهنگی و طبیعی را که در غیر این صورت،منابعی برای آن ها در دسترس نیست،فراهم می کند.از لحاظ اجتماعی،گردشگری در بهترین شکل خود خدمات وتسهیلات تجاری،فرهنگی وتفریحی ای را هم برای استفاده گردشگران وهم ساکنان محلی فراهم می کند که بدون گردشگری  ممکن نیست توسعه داده شوند. گردشگری فرصتی برای آموزش افراد درباره فرهنگ ها و محیط های دیگر به علاوه میراث ملی واغلب،تفاوت های سیاسی وایدئولوژی فریبنده وکاهش نگرش های متعصبانه؛یعنی رسیدن به تعامل وارتباطات میان فرهنگی را فراهم می کند(ضرغام بروجنی،۶۰:۱۳۹۲).بنابراین گردشگری می تواند ضمن بهره برداری اصولی از منابع،وسیله ای مهم برای حفظ محیط زیست ومنابع طبیعی در مناطقی باشد که قابلیت محدودی برای برآوردن اهداف وحراست محیطی دارند.البته این کار از طریق برنامه ریزی محیطی انجام پذیر است.برنامه ریزی محیطی مستلزم این است که تمام عناصر محیطی در تعیین مناسب ترین محل ونوع توسعه به دقت مورد بررسی وتوجه قرار گیرد.با توجه به مطالبی که ذکر شد، برای دستیابی به موفقیت در مدیریت وتوسعه گردشگری ،برنامه ریزی گردشگری در تمام سطوح ضروری است،چراکه گردشگری به طور ناگهانی یا تصادفی در یک منطقه پا نمی گیرد بلکه این امر نیازمند برنامه ریزی است. برنامه‌ریزی از جمله ضروریات در هر فعالیتی است. همانگونه که پیشتر ذکر شد در گردشگری انواع برنامه ریزی می تواند صورت پذیرد همچون برنامه ریزی اجتماعی،فرهنگی، اقتصادی،امنیتی و برنامه ریزی وتوسعه منابع انسانی که برای توفیق در امر توسعه گردشری نیازمند توجه و پرداختن به انواع این برنامه ریزی ها می باشد.
تجربه بسیاری از مناطق گردشگری در دنیا در دراز مدت نشان داده است که روش برنامه ریزی شده برای گردشگری می تواند بدون ایجاد مشکلاتی مهم،فوایدی به همراه آورد وبازارهای گردشگری رضایت بخشی را حفظ کند.مکان هایی که در آن گردشگری،بدون برنامه ریزی توسعه می یابد،اغلب دچار مشکلات اجتماعی ومحیطی می شوند.این مسائل برای ساکنان زیان آور وبرای بسیاری از گردشگران ناخوشایند است وموجب ایجاد مشکلاتی در دادوستد وکاهش منافع اقتصادی(سازمان جهانی جهانگردی،۱۱:۱۳۷۹)،آشفتگی اقتصاد محلی،اضمحلال وفرسایش محیط زیست،از دست دادن  هویت وانسجام فرهنگی وسوء تفاهمات میان فرهنگی وتقویت تعصبات وپیش داوری های موجود می شود. همچنین ذکر این نکته قابل توجه است که مقاصد توریستی وجود نداردکه از حوادث وتحول پیش رویشان در امان باشند.حوادث اخیر(مانند۱۱ سپتامبر،بیماری سارس، تسونامی اقیانوس هند،آلودگی نفتی در سواحل آمریکا،زلزله اخیر ژاپن)آن شهرت وشرایط مطلوب وقابلیت عرضه ی مقاصد توریستی معروف را در زمان اندکی به کلی دگرگون ساخت.این امر،حاکی از این است که گردشگری،نیازمند برنامه ریزی وچشم انداز راهبردی است که همه شرایط در آن لحاظ شود وبرای آن تدابیر مخصوص سنجیده شود.باید همه ی جنبه ها را(نقاط قوت، ضعف، فرصت وتهدید)در آن لحاظ نمود ومتناسب با آن هدف گذاری کرد(Wickramasinghe and ,Takano,2009:2).

گردشگری فعالیت نسبتا پیچیده ای است که چندین بخش جامعه واقتصاد را دربر می گیرد.این امر،بدون برنامه ریزی ممکن است باعث ایجاد صدمات ناخواسته وغیرمنتظره ای شود.در کشورهایی که گردشگری رونق زیادی ندارد برنامه ریزی،می تواند رهنمون لازم را برای توسعه آن فراهم کند.برای مناطقی که گردشگری رونق دارد،برنامه ریزی اغلب برای حیاط دوباره بخشیدن به این بخش وحفظ کارایی آینده آن است(همان:۱۳۷۹). نکته مهم در برنامه ریزی براساس حدود تغییرات قابل قبول آن است که برنامه ریزان باید منافع ذی نفعان گردشگری را در منطقه در نظر بگیرند وبه گونه ایی تغییرات را انجام دهند که حتی المقدور، رضایت نسبی همگان جلب شود(الوانی،۱۱۱:۱۳۵۸) مخصوصا ساکنان محلی که بدون رضایت وخواست آنان،توسعه در بخش ها و زیربخش های گردشگری امکان پذیر نیست هر چند برنامه به درستی طرح ریزی  شده باشد بنابراین ضروری است در امر برنامه ریزی به افراد محلی توجه خاصی شود ودر امر تصمیم گیری شرکت کنند تااحساس کنند نقش مهی در توسعه مناطق خود ایفا می کنند.

در کل جوامع،مناطق وکشورها از برنامه ریزی صحیح گردشگری نفع می برند ودر آینده این کار را بیشتر انجام خواهند داد.در دنیایی که رقابت گردشگری رو به افزایش است،ملاحظات مربوط به حفاظت از منابع گردشگری  نیز افزون می شود.مکان هایی با بهترین برنامه توسعه گردشگری، به احتمال هم از دیدگاه رسیدن به سطح بالای رضایت گردشگران وهم از بابت به دست آوردن منافع اساسی با کم ترین نقصان ولطمه به اقتصاد محلی،محیط زیست وجامعه ،بهترین مقصد ها یه شمار می روند(ضرغام بروجنی،۶۴:۱۳۹۲).
 

۲-۴-۲ سیر تکاملی برنامه ریزی گردشگری

برنامه ریزی ملی،منطقه ای،محلی وتفرجگاهی گردشگری در اواخر دهه ۱۹۵۰ از زمانی آغاز شد که معلوم شد گرشگری در بسیاری مناطق،از جمله منطقه آسیا-اقیانوسیه(در سال۱۹۵۹)به یکی از فعالیت های مهم اقتصادی-اجتماعی بدل شده است ومی تواندمنافع ومشکلاتی را به وجود آورد.برای مثال در طرح ایالت هاوایی،که امروزه یکی از موفق ترین وپیشرفته ترین جزایر مقصد گردشگری است،برنامه گرشگری به عنوان یک جزو اصلی در برنامه کلی توسعه منطقه تلفیق شد.این اقدام،در زمان خود تصمیمی پیشرو بود.برنامه ریزی در این منطقه در سراسر دهه های ۱۹۶۰و۱۹۷۰ تداوم یافت وبرنامه هایی برای مکان هایی نظیر سریلانکا،پاکستان،  نپال،تایوان،مالزی،بالی،فیجی،پلی نزیا فرانسه ومناطق مرکزی استرالیا فراهم شد.برنامه در هاوایی ،با تهیه طرح های تفضیلی کاربری زمین برای نواحی تفرجگاهی پی گیری شد.در اروپا در طول این دوره،برنامه های مهمی برای گردشگری تهیه شدکه یوگسلاوی،قبرس،کروسیکا وناحیه بندری روسیلیون(Languedoc-Roussillon)در فرانسه را نیز شامل می شود.برنامه ریزی گردشگری  برای برخی از جزایر کارائب نیز انجام شد.برای مثال در برنامه ملی کالبدی برای جاماییکا که برای دهه های ۱۹۷۰ تا۱۹۹۰ تدارک دیده شد،برنامه گردشگری یک عنصر عمده بود.

در طول دهه ۱۹۸۰ برنامه ریزی گردشگری برای بسیاری از کشورها توسعه یافته ودر حال توسعه جهان انجام شده است.این اقدام بازبینی وبه هنگام سازی برخی از برنامه های فراهم شده در گذشته را نیز دربر داشته است.امروز در بسیاری از کشورها ومناطقی که تمایل دارند گردشگری را به شکلی کنترل شده توسعه دهند ،برنامه ریزی گردشگری،در دستور کار قرار گرفته است.یک نشانه شناخت بین المللی کشورها،اهمیتی است که به دو موضوع گردشگری به عنوان یک بخش توسعه ای ونیاز برای برنامه ریزی گردشگری داده شده است.

برنامه ریزی فراگیر بلند مدت ۱۹۹۰

 

تحلیل سیستمی ۱۹۸۵
ملاحظات مردمی

(استعداد سنجی محیطی) ۱۹۷۵

ملاحظات زیست محیطی

(سود سرمایه،حفظ منابع) ۱۹۷۰

 

توسعه فاعده مند

(طرح جامع) ۱۹۸۰

توسعه پایدار ۱۹۹۰

 

برنامه ریزی راهبردی

(راهبردی،ساختاری،عملیاتی) ۱۹۹۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فنون مدیریت وپروژه های بزرگ

۱۹۶۰    GPM & PERT

 

تحقیق در عملیات ۱۹۴۵

 

تحلیل های اقتصاد سنجی

(فناوری رایا نه) ۱۹۵۰

 

نمودار۲-۳: دوران های تحول درفنون برنامه ریزی توسعه جهانگردی(ضرغام بروجنی،۸۱،۱۳۹۲)

 

پایان جنگ جهانی دوم

 

 

 

 
فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
 

طرح های اخیر گردشگری نسبت به گذشته،برروی عامل های محیطی وفرهنگی-اجتماعی توسعه گردشگری وبه مفهوم توسعه پایدار تجزیه وتحلیل دقیق منابع وکنترل توسعه ای تاکید بیشتری دارند.امروزه فنون پیمایش وتحلیل به حد زیادی بهبود  یافته اند واصول برنامه ریزی واستانداردهای توسعه بهتر درک شده اند واکنون به شیوه های کارآمدتری اجرای برنامه ها توجه بیشتری معطوف می شود.در هر صورت، برنامه ریزی فعلی گردشگری از توسعه فنونی که برخی از آنها را در برنامه های نوین ترکیب می کند.در حقیقت برخی از توسعه های پیشین نظیر هتل های کلاسیک وتفرجگاه ها، وسایل حمل ونقل جالب ومنزلگاه های تاریخی مهم می تواند از عناصر مهم برنامه های امروزی باشد(ضرغام بروجنی ،۱۳۹۲ :۶۵ ).

 

۲-۴-۳ مراحل برنامه ریزی گردشگری

فرایند بنیادی برنامه ریزی که برای آماده سازی هر نوع برنامه کاربرد دارد به شیوه های گوناگون ارائه می شود،اما رویکرد مفهومی همه آنها یکسان است. این روش که قابل استفاده در هر گونه شرایط برنامه ریزی ملی،منطقه ای است در نمودار زیر(۲-۴) مشخص شده است(سازمان جهانی جهانگردی،۱۳۷۹ :۲۹-۲۲):

نمودار۲-۴:مراحل برنامه ریزی گردشگری