آموزش شهروندی به عنوان واقعیتی فرهنگی

 

۲-۶-  آموزش شهروندی به عنوان واقعیتی تربیتی

معنی آموزش شهروندی از مفاهیم کلیه که به مطالعه “فرهنگی- اجتماعی- سیاسی و فنی” یه جامعه وابسته. در واقع این عامل رو میشه آموزش روش های زندگی کردن بایکدیگر به طور خاص تو یه جامعه و به طور عام در جامعه جهانی گفته کرد. روند آموزش شهروندی به عنوان یه واقعیت تربیتی شامل مقتضیاتیه که در هر دوره ای ازجامعه باید به افرادآن جامعه که عضویت دارن و مطالبات معینی رو دنبال می کنن ارائه داد. در واقع روند تربیتی آموزش شهروندی و اصول اون از ذات زندگی اجتماعی سرچشمه میگیره، بنابر این اصول و ویژگیای آموزش شهروندی به عنوان یه واقعیت تربیتی به یه سری از اطلاعات و فعالیتای یادگیری هدف دار گفته شده که به شکل سنجیده شده در جامعه مورد بررسی و آموزش قرار میگیره؛ این فعالیتای هدف دار منجربه این شده که مهارتایی رو به افراد در میدون زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی، و فنی ارائه دهد؛ هم اینکه در هر میدون ای افراد رو واسه پذیرش نقشای اون میدون آماده کنه. در واقع اهداف،تلاشا و اصول آموزش شهروندی و تربیت شهروندمداری در هر جامعه ای رابطه تنگاتنگی با سیاست، اقتصاد،مذهب،ایده سیاسی و فرهنگ داره.

اقتصادی

به نظرسدلر آموزش شهروندی از بعد تربیتی تو یه جامعه در این جهته که باید این تعلیمات باعث حفظ شرایط موجود و پاسدار نظم اجتماعی جامعه شه.تافلر هم میگه که واقعیت تربیتی آموزش شهروندی واسه اینه که نسلای جوون رو با یافته های تجربیات نسلای گذشته آشنا کنه،که این آشنایی منجربه این می شه که نسل جدید به تجربیات نسل قدیم سرمایه های تمدنی رو اضافه کنین؛ هم اینکه این تربیت منجربه این می شه که تجربیات نسلای گذشته باعث استفاده و ارتقا کیفیت زندگی فردی واجتماعی نسلای بعدی شه. از بعد دیگه نظامای آموزشی در هر جامعه ای باید اونقدر شهروندان خود رو با فراوردهای خود تربیت و پرورش بده که بتونه با بهره گرفتن از تخصص کسب شده شون به حل مسائل و مشکلات زمونه خود بپردازند؛هم اینکه با این درس ها آینده جامعه “محلی- ملی- جهانی” خود رو به رقابت بکشونن.آموزش شهروندی از نگاه تافلر در عصر جهانی شدن اینه که آموزش و پرورش باید با تاکید بر ضرورتای جامعه بشری افراد شهروند خود رو به عنوان تکنوکرات و فن سالار تربیت کنه تا بتونه خدمات حرفه ای رو طبق نیازای اقتصادی و صنعتی عرضه کنه.

مشکلات

امیل دورکیم آموزش شهروندی از بعد تربیتی رو از راه اکتساب علم، مهارت ها و ارزشای منتقل شده از نسلای بزرگسال به نسلای نرسیده و ناپخته واسه زندگی اجتماعی تلقی می کنه و عقیده داره که مجموعه  خصلتای آموزشی که واسه تربیت شهروندان در جوامع جور واجور  اول اینکهً در دوره های جور واجور از نظر فلسفه،روش و محتوا فرق داره. دوم اینکهً این جوری تربیت با در نظر گرفتن ساختار اقتصادی، فرهنگی،  و اجتماعی هر جامعه شکل میگیره و برنامه ریزی اون باید بدست  نوابغ و کارشناسان در میدون سیاست، فرهنگ،و اقتصاد صورت پذیرد. سوم اینکهً این آموزش شهروندی رو در درسهای قابل لمس و عینی مدرسه باید به شکلی گذاشت که فرد شهروند پس از اون آموزشا بتونه با چیزای مهم و نیازای زندگی در جهان فردا همسازی داشته باشه و مهم ترین این تواناییا رو اینجور رده بندی می کنه.  ۱- توانایی در برخورد منطقی و سنجیده در جهت حل و فصل خوب معضلات و دشواریا ۲- توانایی در کارکردن با بقیه به صورت همکاری و قبول کردن مسئولیتای اجتماعی خود. ۳- توانایی درک  و تفاهم و تحمل تفاوتای فرهنگی.۴- توانایی تفکر انتقادی در سروسامون بخشی و سازندگی. ۵- توانایی حل اختلافات خود با بقیه با روشای صلح آمیز.۶- توانایی درک و شناسایی  هنجارهای فرهنگی خود در جهت غنی تر ساختن پیشرفت فرهنگ بومی و قومی.۷- توانایی در حقوق بشر در دفاع از اون، چه در جامعه خود و چه در جامعه بین المللی. ۸- توانایی در نظم پذیری جمعی و به کار گیری نگاه علمی از باورهای فرهنگی جامعه خود و جوامع دیگه (آقازاده، ۱۳۸۵).

برنامه ریزی

 

درواقع زمینه های اصلی و شکل دهنده تربیت یا آموزش شهروندی شامل سنت تاریخی، موقعیت جغرافیایی،ساختار اجتماعی و سیاسی،نظام اقتصادی و گرایشای نوین جهانیه. در هر جامعه ای به دلیل اینکه زیادی گرایی، چند فرهنگی، میراث و تنوع فرهنگی و نژادی، تساهل، انسجام اجتماعی، حقوق جمعی و فردی و مسئولیتای شغلی و حرفه ای، عدالت اجتماعی، هویت ملی و آزادی طلبی هست در واقع روند تربیت شهروندی و آموزش اون رو با رقابت اساسی روبرو کرده.
اقتصاد

آموزشای شهروندی که براساس اهداف و مقاصد در نظر گرفته می شه، در هر جامعه ای شامل این اهداف کلی می شه” آموزش درباره شهروندی- آموزش از راه شهروندی- آموزش به خاطر شهروندی” « آموزش درباره شهروندی به عنوان یه واقعیت تربیتی برپایه آماده کردن دانش آموزان و ادما از نظردانش کافی و درک تاریخ ملی و ساختارهای زندگی سیاسی و مدنی متمرکزه. آموزش از راه شهروندی درحوزه روند تربیتی لازمه یادگیری دانش آموزان و افراد ازطریق انجام فعالیتای به طور کاملً فعال تجربه های مشارکتی درمدرسه یا جامعه  محلی و بالاتر از اون هستش، این یادگیری عصر علم رو تقویت می کنه. آموزش به خاطر تربیت شهروندی ازاین دو روش اشاره شده،افراد و دانش آموزان رو به یه سری وسیله ها شامل علم و درک مهارت ها و نگرشا، ارزشا و گرایشا، مجهز می کنه و اونا رو قادر می سازه تا مشارکتی فعالانه و مناسب درنقشا و مسئولیتایی که در زندگی بزرگسالی داره، داشته باشن. این روش آموزش شهروندی رو با کل تجربه آموزش دانش آموزان پیوند میده(لطف آبادی،۱۳۸۵).

در واقع سیر تحولاتی آموزش شهروندی از بعد تربیتی در ساختار جامعه ایران از یه سابقه و قدمت تاریخی بسیار غنی برخورداراست. تربیت شهروندان ایرونی اول تحت تاثیر فرهنگ زرتشتی قرار داشته و درس ها شهروندی  بر مبنای تثلیث “گفتار خوب- پندار خوب و کردار خوب” بیان شده و با ورود اسلام با تکیه بر آیین و فضایل اخلاقی و اسلامی رفتارها و هنجارهای آموزشی شهروندی رو از بعد تربیتی تا به امروز گذروندن.تعالیم اسلامی قسمت بزرگ برنامه های مدارس بوده؛ این تعالیم بر “محور اخلاق- اطاعت از والدین، فرمانبرداری از حکومت اسلامی، وظیفه شناسی و نیکوکاری به همدیگه و…”بنا شده. در واقع آموزش شهروندی از دید تربیتی در جامعه ایران با در نظر گرفتن ساختارفرهنگی دارای یه سری از ویژگی هاست که شامل مشخصات ذیله.

الف) آموزش شهروند به عنوان یه فرد: ساختار آموزش و تربیت فردی در بخش آموزشای شهروندی باید طوری باشه که فرد از راه این آموزشا بتونه ۱- از آزادی بهره مند باشه.۲- به دموکراسی یا مردم سالاری احترام گذارد.۳- متکی به خود بوده و منِ مستقلی داشته باشه، که این خود از رشد وتعادل قابلیتا سر میگیره.۴- ابتکاری قوی و اراده ای مصمّم در زندگی داشته باشه.۵- حق شناس و احترام گذار باشه. و…

ب) آموزش شهروند به عنوان یه عضو از خونواده: اینگونه س که ۱- شرایط و فضای خونه رو به صورت جایگاهی در آورد که پر از عشق و شادی آور باشه.۲- خونه رو واسه آرامش و آسایش و فضای تعامل بایکدیگر آماده کنه.۳- فضای خونه و تعاملاتی که باسایر اعضای خونواده بوجود میاره به سمت آموزش و تربیت یا اجتماعی شدن جهت یابد. ۴- ارتباطات انسانی رو به  بهترین روش در فضای خونواده گسترده کنه، و مراوده خود رو گسترش بده و از اون لذت ببره. و…

ج) آموزش شهروندی به عنوان یه عضو از جامعه: براساس این عامل ۱- باید ساختار آموزش شهروندی از بعد تربیتی به شکلی باشه که فرد یه عضو کارطلب . کارگزار معتقد باشه و بخشی از اوقات خود رو صرف کار کنه تا از این روش بتونه به پیشرفت همه جانبه جامعه خود در چرخه های نظام اجتماعی کمک کنه.۲- یه عضو جامعه شهروندی به شکلی آموزش می بینه که روحیه خدمت به جامعه رو در بهزیستن بقیه در خود تقویت کنه و انگار مددکار موثری واسه حل مسائل و نتیجه های زندگی بقیه باشه.۳- شهروند یه جامعه باید ارزشای اجتماعی که منجربه اخلاق و رفتار اجتماعی مثبت شده در خود تقویت کنه و به اونا احترام گذارد.۴- باید روحیه آینده نگری و نقد کننده ای نسبت به فعالیتای فرهنگی و تولیدی جامعه در شهروندان بوجود آورد و اونا رو گسترش و آموزش داد و باید در جهت رشد و رشد این نظرگاها اهتمام زیادی ورزید. و…

د) آموزش شهروندی به عنوان یه فرد معتقد در جامعه جهانی: اینه که۱- شهروندان رو وطن خواه کرد و به عشق جاودانه نسبت به ملت، تاریخ و فرهنگ تمدن جامعه ای که در اون زندگی می کنه جهت داد.۲- شهروندان رو واسه احترام گذاشتن و حفظ میراث فرهنگی، نمادهای ملی جهانی و دینی آموزش داد و حتی نگهداری آثار گذشتگان و نتیجه های اونا رو تقویت کرد.۳- باید نهادهای آموزشی مروج ویژگیا و هنجارهای عالی، ملی و بین المللی در بین شهروندان و انگار احترام و معتقد به ارزشای انسانی بوده و پذیرش قبول مسئولیتای ملی و جهانی در بین شهروندان رو تقویت کرد.

حال با در نظر گرفتن این فرایندها هدف از آموزش شهروندی در بعد تربیتی درجامعه ایران اینگونه س که:

۱- پیشرفت و گسترش علم، مهارت ها، ارزشا و نگاه هاییه که لازمه واسه شهروند آگاه و مسئولیت پذیر حاصل شه.

۲- در بخش علم نظری: نهادهای آموزشی باید افراد رو به درک فعالیتای اجتماعی و فرهنگی در سطح مصرف، حفظ امنیت واقف کرده و نسبت به روند اراده کردن در مشارکت اجتماعی و درک شناخت واقعی آگاه کرد.

۳- در بخش علم عملی: این نه هاده ها باید مهارتایی از جمله اطلاعات و کاربرده های روند پژوهشی و تحقیق، فناوری اطلاعات و ارتباطات و… رو آموزش بدن.

۴- در بخش ارزشای فرهنگی و ملی: نهادهای آموزشی هر جامعه ای باید با در نظر گرفتن بعد ملی و جهانی در بین شهروندان عاشقی کردن به سرزمین، میراث فرهنگی و تاریخ اون جامعه رو همراه با نگرشی مثبت گسترش بدن، علاوه بر این در پیشرفت ویژگی و صفات شهروند مطلوب تو یه جامعه دمکراتیک قدم بردارن تا از این روش بتونن یه شهروند فعال و باخبر در اجتماع خود نسبت به جامعه ملی و جهانی همراه با تغییرات سریع بسازن

با در نظر گرفتن اینجور موارد و اهدافی که در مورد ابعاد تربیتی آموزش شهروندی در جامعه ایران گفتیم، شوراهای عالی آموزش و پرورش- آموزش عالی- انقلاب فرهنگی- کمیسیون آموزشی مجلس- معاونت مدیریت و برنامه ریزی  ریاست جمهوری- کارشناسان و اندیشه ورزان آموزش و تربیت، کارشناسان علوم اجتماعی و سیاسی و… باید سند اصول حاکم بر نظام تربیت شهروندی رو در ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه مون تدوین کنن و در این سند ویژگیای شهروند مطلوب، فعال و ایده آل ایرونی رو به عنوان فردی در منظومه خونواده، جامعه محلی و ملی و آخرسر جامعه جهانی ترسیم کنن. از طرف دیگه پیشرفت همه جانبه و پایدار جامعه مون بستگی به حضور فعال شهروندانی آگاه و صاحب توانمندهای علمی و مهارتی لازم رو واسه توفیق در زندگی اجتماعی و فردی در میدون های سازندگی داره. لازمه واسه تربیت اینطور شهروندانی در برنامه های درسی مدارس، دانشگاه و کانونای آموزشی در تموم سطوح یه تجدید نظر اساسی شه، و نقش آموزشای رسمی رو در رابطه با تربیت شهروندی و روند اون به عنوان یه واقعیت پررنگ تر کرد.

آموزش شهروندی در هرجامعه تا حد زیادی پیرو فرهنگ، تاریخ، حکومت وشیوه اداره اون کشور و بطورکلی فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اون جامعه س. بحث آموزش شهروندی با آموزش ارزش ها شدیدا گره خورده و رموز و پیچیدگی های موجود درارزش های حاکم بر هر جامعه ای تصویری متفاوت به شهروندان و صلاحیت های لازم اونا می دهد.(صافی، ۱۳۷۱)

اما بررسی ها و تحقیقات نشون می دهد که هدف های کلی و عمومی آموزش شهروندی در خیلی از کشورها شباهت های چندی با همدیگه دارن. مثلا «لی» در مطالعه ای اهداف آموزش شهروندی رو در ۱۲ کشور آسیایی بررسی کرده که شامل موارد زیر می باشه:

  • جفت و جور سازی مبنای لازم واسه رشد روحی و روانی افراد،
  • پیشرفت حس قدرشناسی و تقدیر نسبت به میراث فرهنگی و تقویت هویت ملی،
  • کمک به شهروندان در تعبیر و تفسیر ارزش ها و مفاهیمی که به وسیله وسایل رابطه جمعی، اینترنت و… منتقل می شه،
  • افزایش مسئولیت پذیری شخصی،
  • افزایش باخبر شدن از قوانین و مقررات اجتماعی،
  • جفت و جور کردن راهنمایی واسه رفتار در زندگی روزمره
  • کمک به افراد واسه رسیدن به یه شخصیت جداگونه و منطقی،
  • مقابله با بد رفتاری با محیط زیست،
  • افزایش و ارتقای صلح در سطح ملی و بین المللی،
  • تقویت غرور ملی در سطح جامعه،
  • تقویت پایه خونواده،
  • افزایش احترام به ارزش های عدالت، برابری و مانند اون،
  • تقویت و تسریع رشد و پیشرفت اقتصادی،
  • افزایش احترام و تساوی فرصت ها واسه دختران و زنان،
  • جلوگیری از آسیب رسانی اجتماعی و افزایش بردباری و تحمل،
  • پذیرش نظم و پیروی از قوانین اجتماعی(آقازاده، ۱۳۸۵).
علمی