6 راهبرد برای تحت تأثیر قرار دادن افرادی که با هم نزدیکی دارند

معمولاً افرادی که با هم نزدیکی دارند برای تحت تأثیر قرار دادن یکدیگر از 6 راهبرد استفاده می‏کنند:

  • دلربایی کردن: ‏«آنقدر از همسرم تعریف می‏کنم تا بالاخره خواسته‏ام را برآورده کند» «هنگام درخواست چیزی سعی می‏کنم رومانتیک و دوست داشتنی باشم» «چنان جذاب و دلبر عمل می‏کنم که همسرم خواسته‏ام را برآورده کند»
  • سکوت کردن: ‏تا زمانی که به خواسته من عمل نکرده به او توجه نمی‏کنم» . «تازمانی که خواسته مرا برآورده نکرده به او جواب نمی‏دهم». «تازمانی که خواسته‏ام را انجام نداده سکوت می‏کنم».
  • اعمال فشار: ‏«همسرم را مجبور می‏کنم که به خواسته‏ام عمل کند». «بر سر همسرم داد می‏زنم تا کاری را که می‏خواهم انجام دهد». «همسرم را تهدید می‏کنم تا خواسته مرا انجام دهد».
  • استدلال منطقی: ‏«برای همسرم دلیل می‏آورم که چرا باید به خواسته من عمل کند». «از همسرم می‏پرسم که چرا به خواسته من عمل نمی‏کند». «برای همسرم توضیح می‏دهم تا خواسته مرا انجام دهد».
  • پرخاشگری ـ منفعلانه: ‏ «اخم می‏کنم تا کاری را که می‏خواهم انجام دهد». «قیافه می‏گیرم تا به خواسته من عمل کند». «تا زمانی که خواسته مرا انجام ندهد با او صحبت نمی‏کنم».
  • خود را به مریضی زدن: ‏«خودم را بدحال نشان می‏دهم تا به خواسته‏ام عمل کند» «طوی ناقص و ضعیف عمل می‏کنم تا به خواسته‏ام عمل کند» «چنان متواضعانه عمل می‏کنم که خواسته مرا اجابت کند»

وجه مشترک همه این راهبردها این است که هیچکدام از آنها کاملاً سازگارانه نیست. زوج‏هایی که از این راهبردها استفاده می‏کردند خود را سرزنش می‏کردند و از دید افرادی که با آنان مصاحبه می‏کردند به عنوان افرادی نامتجانس، ناجور و نامناسب ارزیابی شدند. تحقیق فوق نشان داده که افراد شرکت کننده به ندرت از روش مذاکره و گفتگو برای حل اختلافات خود استفاده می‏کردند.

پژوهشگرانی که در مورد سبک‏های ارتباطی که به مشکلات خاص بین زن و شوهر منجر می‏شود تحقیق می‏کنند به سه الگو دست یافته‏اند.

  • انتقاد و دفاع: خودداری از اعتراف به اشتباه، امتناع از پذیرش انتقاد، جزم‏اندیشی و انعطاف‏ناپذیری درباره عقاید، سرزنش نامتناسب همسر، ناتوانی در تعریف و تحسین دیگری.
  • کمرو و سلطه‏پذیر: کم حرفی ، ناتوانی در ابراز عقاید و نظرها، زیاد مطیع بودن، ناتوانی در ابراز احساسات، بسیار آرام و آهسته حرف زدن.
  • مسلط و کنترل کننده: زیاد حرف زدن زیاد سؤال کردن، قطع صحبت همسر، عوض کردن موضوع در جریان گفتگو، بسیار بلند صحبت کردن.

با این که همه این سبک‏های ارتباطی زناشویی را مختل می‏کند اما سبکی که با بیشترین ناراحتی و اخلال در روابط زناشویی همراه است سبک انتقاد و دفاع است.

بنابراین گفتگوی سازنده مستلزم آن  است که مسئولیت حل تعارض بر عهده گرفته شود و باید به این منظور باشد که هر دو طرف سود ببرند. (باس و همکاران، 1987)

یکی از مهارتهای مقابله‏ای که در تمامی روابط نزدیک مفید است، توانایی چشم پوشی کردن از کارهای ناخوشایند طرف مقابل است. وقتی افرادر قضاوت نسبت به دیگران خوشبین باشند، بخشیدن کارهای ناخوشایند آنها برایشان راحت‏تر خواهد بود.

ارزش خوشبین بودن در قضاوت در تحقیقی که در واکنش‏زوج‏های سازگاری و ناسازگاری نسبت به رفتارهای مثبت و منفی همسران خود را مقایسه می‏کرد، نشان داده شده است.

مطلب مرتبط :   اختلال ها و سیستم چندمحوری

چون زوج‏های سازگار به اعمال مثبت همسران خود ارج می‏نهادند راحت می‏توانستند اعمال منفی آنها را تحمل کنند. در مقابل زوج‏های ناسازگار بیشتر به موارد منفی فکر می‏کردند و زمان زیادی را صرف توجه به جنبه‏های ناخوشایند همسران خود می‏کردند و در درک ویژگی‏های جبران کننده و مثبت آنان مشکل داشتند این مطالعات نشان داد، افرادی که دارای روابط خوب هستند می‏دانند که چگونه به نکات مثبت طرف مقابل خود ارج نهند. (برادبوری، فینچام و بیچ، 2000)

به خصوص در روابط آغازین، طرفین بایستی وقت بگذارند و انرژی صرف کنند. فراوانی ارتباطات و گفتگوها و انجام رفتارهای خرسند کننده مثل گفتن کلمه زندگی موفق «متشکرم» و شود کلماتی مثل «لطفاً خواهش می‏کنم» و انجام رفتارهای توافقی، باعث تغییرات روزمره در طرفین و نهایتاً احساس و درک کیفیت ازدواج می‏شود.

بنابراین تلاش درجهت حفظ روابط از طریق فعالیتها و کلمات مثبت و تقسیم وظایف و فعالیت‏ها، تأیید می‏شود. (اسچورمن ـ کروک، 2001)

در واقع زوج‏ها در صورت برقرار کردن ارتباط مؤثر و نشان دادن رفتارها و واکنش‏های مثبت، رضایتمندی را افزایش می‏دهند. واکنش‏های مثبت معمولاً شامل انجام فعالیتهایی است که باعث سرزندگی، شادابی، هیجان و جذابیت و جالب بودن روابط می‏شود. (کاناری و استافورد، 1994) از جمله نشان دادن احساسات، شوخی، سورپرایز و یا شادی و مسرت. (استئوبر، 2005)

در حقیقت یک رابطه زناشویی سالم در گرو حمایت هر دو طرف است که به یکدیگر آرامش می‏دهند. خوشی واقعی که از رابطه صمیمی و متعهد ویژه زناشویی حاصل می‏گردد، موقعیتی است که اوقات خوشی را با هم داشته، صحبت کنند و یکدیگر را عزیز بدارند. این موقعیت را همزمان که طرف دیگر نیاز دارد باید برایش ایجاد کرد. (گری، ترجمه قراچه‏داغی، 1386)

به علاوه یک شاخص روشن از واکنش مثبت به همسر رفتاری است که اعتبار نامیده می‏شود. (گاتمن، 1994)

گاتمن اعتبار را به عنوان «پذیرش و صداقت به دیدگاه‏های طرف مقابل و احترام متقابل گذاشتن به یکدیگر حتی در صورتی که دیدگاه‏ها مخالف هم باشند» تعریف کرده است.

اعتبار از طریق رفتارهایی مثل توجه چشمی در مکالمات (گاتمن، 1994) بیان مجدد و کامل کردن جملات همدیگر تعریف می‏شود. اینکه در هنگام نیاز در دسترس همدیگر باشند. خصوصاً وقتی که یکی از طرفین غمگین است ضمناً سهیم کردن همسر در عمیق‏ترین احساسات خود و زنده نگه داشتن صمیمیت (برک، ترجمه سید محمدی، 1385) ضمناً زن و شوهر بایستی به بیان صریح احساسات خود بپردازند.

یک بررسی  روی زوج‏های متأهل نشان داد که پاسخ دهندگان زمانی که همسرانشان احساس نارضایتی خود را به شیوه‏ای محتاطانه و با استفاده از عباراتی زیر بیان می‏کنند، احتمال پاسخ منفی و خصمانه از جانب آنها بیشتر است.

«شما من را ناراحت می‏کنید»

«شما من را مأیوس می‏کنید»

« شما من را عصبانی می‏کنید»

« شما من را اذیت می‏کنید»

پاسخ دهندگان گزارش کرده‏اند اگر همسرانشان احساس نارضایتی خود را به شیوه‏ای جرأت‏مندانه و با استفاده از عبارات زیر بیان کنند، احتمال همدلی و برخورد آشتی جویانه از جانب آنها بیشتر است:

مطلب مرتبط :   عوامل مؤثر بر جرأت­ورزی

« من ناراحتم»

« من مأیوسم»

«من عصبانیم»

«من رنجیده‏ام» (باس و همکاران، 1987)

رفتارهای ارتباطی سازنده شامل گفتگوهای دو نفری و نه پرخاشگرانه است.

اشتیاق و رغبت در گفتگو بستگی به درک گفتگوهای درونی، عقاید خود و همسر دارد واینکه رابطه دو نفره (عضویت دوتایی) ایجاد شود و ادامه یابد. اگر زوج‏ها گفتگوهای مستقیم و سازگارانه داشته باشند بهترین برآیند کیفیت ازدواج را دارند و نتایج بهتری را تجربه می‏کنند و قادر می‏شوند، درک احساس موفقیت تسلط بر مشکلات را به یاری هم و در حالیکه در یک تیم قرار گرفته‏اند را داشته باشند.

چنین گفتگوهایی، مثبت یا منفی می‏تواند در کیفیت ازدواج مؤثر باشد. (اسچورمن ـ کروک، 2001)

دوناتل و دیویس (2000) هاروی و پاول (1999)؛ هوروتیز وهمکاران، (1997)، جدول مراقبتی زیر را توصیه کردند:

 

 

جدول راهبردهایی جهت زنده نگه داشتن همسری رومانتیک

توصیه شرح
برای ارتباط خود وقت صرف کنید برای تقویت کردن رابطه رضایتبخش و احساس «عاشق بودن» مواقعی را برای با هم بودن در فعالیتهای لذت بخش تعیین کنید.
به همسر خود بگویید که دوستش دارید محبت و علاقه خود را ابراز کنید، از جمله این که در مواقع مناسب از کلمات قدرتمند «دوستت دارم» استفاده کنید. این پیامدها، ادراک تعهد را افزایش می‏دهند وهمسر را ترغیب می‏کند، با مهربانی پاسخ دهد.
به هنگام نیاز در دسترس همسرتان باشید همسرتان را حمایت عاطفی کنید و وقتی که اندوهگین است، وقت خود را صرف او کنید.
در صورت بروز مشکلات به طور سودمند و مثبت رابطه برقرار کنید. وقتی که خود یا همسرتان ناخوشنودید روش‏هایی را برای غلبه به مشکلات پیشنهاد کنید واز همسرتان بخواهید در برگزیدن و اجرا کردن اعمال خاص تشریک مساعی کنید. از 4 دشمن رابطه رضایتبخش پرهیز کنید: انتقاد، تحقیر، حالت دفاعی، دیوار سنگی.
به جنبه‏های مهم زندگی همسرتان علاقه نشان دهید. در مورد کار، دوستان، خانواده و سرگرمی‏های همسرتان سوال کنید و از توانایی‏های خاص او قدردانی کنید. با انجام این کار، احساس با ارزش بودن را به همسرتان ببخشید.
با همسرتان درد و دل کنید. همسرتان را در عمیق‏‏ترین احساسات خود سهیم کنید و صمیمیت را زنده نگه دارید.

(برک، ترجمه سیدمحمدی، 1385)

هفت نوع رفتار مثبت

نیازهای اصلی عاطفی، طرز رفتار اصولی برای ارائه مهر و محبت، دوست داشتن واقعی وعاطفی در رابطه زناشویی هفت نوع هستند که عبارتند از: عشق، مراقبت، ادراک، احترام، ستایش، پذیرش واعتماد.

زمانی که شخص احساس می‏کند که از نظر عاطفی تأمین می‏باشد از تمام این هفت نوع نیازهای اصلی به اندازه و درجات مختلف در وجودش قرار دارند. احساسات عاطفی مثبت مانند رضایت کامل،صلح، شادی، مهربانی، خشنودی، هیجان و وفاداری هر زمان که قادر به تأمین نیازهای عاطفی اصلی خود باشیم، خود به خود ایجاد می‏شوند. (گری، ترجمه قراچه‏داغی، 1386)

 

1- نیاز همگانی به عشق: ‏وقتی فردی عاشق می‏شود، دلبستگی عاطفی به شخص دیگری پیدا می‏کند. این فرآیند می‏تواند سریع یا تدریجی صورت گیرد. طبق نظر استرنبرگ(1991) عاشق ماندن بستگی به این دارد که فرد تصمیم بگیرد، کسی را دوست داشته باشد و مایل به صرف وقت و انرژی لازم برای تداوم این رابطه باشد. از نظر استرنبرگ، عشق کامل سه مؤلفه اصلی دارد:

مطلب مرتبط :   پرخاشگری و انواع پرخاشگری

احساس تند، صمیمت و تعهد؛ احساس جنبه جسمی و عاطفی عشق است. صمیمیت با احساس نزدیکی عاطفی، ارتباط و تعهد رابطه دارد و مهارتی است که فرد برای رسیدن به عشق واقعی باید یاد بگیرد . تعهد دراز مدت یکی از ویژگی‏های صمیمیت صادقانه محسوب می‏شود. تعهد عبارت از تصمیم و در نتیجه فعالیتی شناختی است که تفاوتها و مشکلات موجود باید به گونه‏ای حل شود که رضایت طرفین را همراه داشته باشد و صرف زمان و انرژی لازم برای کسب مهارتهای حل مسئله است.

استرنبرگ می‏گوید، افراد برای این که خود را به هدف عشق کامل متعهد کنند باید موانع و چالش‏هایی را که لازم است بر آنها غلبه کنند، بشناسند. افراد سلیقه‏ها، باورها و عادات متفاوتی دارند و باید برای کنار آمدن با این تفاوت‏ها مهارتهای حل مسئله را یاد بگیرند و یکی از اولین چیزهایی که باید یاد بگیرند، چگونگی شناسایی مشکل است. نقطه شروع مناسب شاید شناسایی مقوله‏ای باشد که مشکل در آن قرار دارد. برای مثال آیا تعارض مربوط به پول، اداره خانه، ترجیحات جنسی، دوستان، مذهب یا عقاید سیاسی است؟

شناسایی مقوله‏ای که مشکل در آن قرار دارد. به تعریف مسئله کمک می‏کند. اگر دو نفر بر سر مسئله‏ای توافق نداشته باشند، هیچ تلاشی به راه حل نمی‏رسد. شناسایی مسئله کمک می‏کند تا مسئله، محور بحث باشد و افراد از بحث‏های بی‏مورد اجتناب کنند؛ گاهی اوقات مهم است که از دیگران یاری بجوییم. وقتی افراد یاد بگیرند بر مسئله متمرکز شوند و آن  را مشکلی دو جانبه ببینند، کمتر احتمال دارد یکدیگر را سرزنش کنند.

استرنبرگ می‏گوید: افرادی که تصمیم بگیرند به عشق کامل برسند باید یاد بگیرند، در روابطشان ـ تله‏ها را آن  چه او شرارت‏های عشق می‏نامد ـ شناسایی کنند استرنبرگ 10 تله یا ماسک را مشخص کرده است: کنترل کننده،  نقش بازی کن، زاهد فریبکار، به تعویق انداز، اجتناب کننده متعارض، بله گو، متخصص، سوءاستفاده چی، وانمود کن، سرزنشگر.

افرادی که آرزو دارند به عشق کامل دست یابد، باید بپذیرند که هیچ رابطه‏ای بی عیب و نقص نیست از آنجایی که افراد تغییر می‏کنند، باید یاد بگیریم تا این تغییر را بپذیریم و از آن جایی که افراد اشتباه می‏کنند، باید یاد بگیریم که ببخشم در تحلیل نهایی، فرد باید موانع را به صورت چالش ببیند و نسبت به آینده خوشبین باشد. (فرانکن ـ ترجمه شمس اسفندآبادی، محمودی، امامی‏پور)

پژوهش‏های بسیاری مؤید این نکته است که هر قدر انتظارات زن و مرد از خود، همسر و زندگی زناشویی واقع‏بینانه‏تر باشد، رضایتمندی زناشویی بیشتری را موجب می‏شود. (نوابی‏نژاد، 1377)

[1] Bass

[2]Yalidation

[3]donatelle

[4]davis

[5]Harwey

[6]pawele