پیش نیازهای فرآیند مدیریت مشارکتی

پیش نیازهای فرآیند مدیریت مشارکتی

استقرار و مدیریت مشارکتی مسلماً فرآیندی نیست که با یک دعوت ساده به مشارکت در تصمیم گیری ها از سوی مدیریت ارشد سازمان صورت پذیرد.

1- ایجاد موقعیت و شرایط محیطی و متغیرهای وضعی لازم برای سازمان، شناسایی متغیرهای وضعی مؤثر بر فرآیند مشارکت، همچنین تلاش در جهت غلبه بر تأثیرات منفی اینگونه متغیرها و با همسو کردن آن ها با روند استقرار مشارکت، از جمله اقدامات ضروری به شمار می آید.

2- گرایش به عدم تمرکز: گرایش اهداف و فعالیت های سازمان های آموزشی از تمرکز به سوی عدم تمرکز، موجب تفویض اختیار بیشتر به زیر دستان خواهد شد و مشارکت زیر دستان را در تصمیم گیری ها و بیشتر خواهد کرد. توجه به نیازها و امکانات اجرایی، امکان تبادل نظر از بالا به پایین، ارتباط متقابل مدیران و مجریان، توجه به تفاوت های فردی کارکنان، توجه به خلاقیت ها و توجه به تصمیم گیری در رده های پایین از ویژگی های مثبت گرایش به عدم تمرکز نظام مدیریت مشارکتی است (تصدیقی، 1374).

3- کاهش بروکراسی: مدیریت مشارکتی در سازمان های آموزشی اگر به دنبال نوآوری باشد و به کیفیت کار تأکید کند، باید بسیاری از مقررات دست و پا گیر اداری را تعدیل کند. زیرا بروکراسی به خاطر ویژگی های ذاتی خود نمی تواند به مشارکت کارکنان و بروز خلاقیت آن ها میدان دهد (الوانی، 1372).

4- ثبات مدیریت: تحقق اثر بخشی و کیفیت مورد انتظار در امور آموزشی منوط به برنامه ریزی های دراز مدت می باشد. بنابراین ثبات مدیریت عامل تعیین کننده ای در این زمینه می باشد و تغییر مدیران مدارس به دلایل سیاسی جاری در جامعه، ضربه جبران ناپذیری بر پیکر کیفیت فعلیت های آموزشی وارد می کند زیرا تغییر در مدیریت، توجه مدیران آموزشی را به اهداف و برنامه کوتاه مدت سوق می دهد و از مشارکت کارکنان می کاهد.

5- داشتن زمان کافی برای مشارکت

6- ارتباط دادن نوع مشارکت کارکنان به مسائل مورد علاقه آن ها.

7- ایجاد توانایی علمی کافی در کارکنان برای مشارکت در امور: آموزش مستمر مدیران و کارکنان ضرورتی حیاتی در استقرار نظام مدیریت مشارکتی است زیرا آموزش کارکنان موجب آشنایی کارکنان با تحقیقات جدید، روش های نو در زمینه تدریس و … خواهد شد و این امر تحقق نظام مدیریت مشارکتی را تسهیل خواهد کرد.

برخی از این پیش نیازها از این قرار است:

  • سازگاری مدیریت ارشد سازمان با فرآیند مشارکت کارکنان
  • توجیه اهداف، ارزش ها و اولویت های سازمان
  • تعریف و روشن گری مفاهیم مشارکت
  • آموزش فرآیندهای مشارکت
  • تبیین روش مؤثر در انتقال اطلاعات به کارکنان
  • تبیین ابعاد و ساختار مشارکت
  • ایجاد محیط کاری با ثبات و قابل احترام
  • سبک رهبری سازمان
  • تعدیل شریط محیطی سازمان(ساختار،فرهنگ)
  • نقش حمایتی و هدایتی دولت و جامعه در نظام مشارکت
مطلب مرتبط :   کودک و نقش والدگری  علل استرس

«پژوهش های انجام شده نشان می دهد که میل به مشارکت در افراد گوناگون بستگی به آگاهی، شناخت، سطح تحصیلات و مهارت های آن ها دارد»(طوسی، 1370).

فواید مشارکت در مدارس

  • بهره وری افزایش می یابد.
  • میان کارکنان وحدت و یگانگی اعمال می شود.
  • مقاومت در مقابل نوآوری کم می شود.
  • اعتراضات و شکایات کارکنان کم می شود.
  • غیبت وتأخیر کارکنان کم می شود.
  • روحیه ی کار گروهی تقویت می یابد.
  • تصمیم های بهتر و مؤثرتر گرفته می شود.
  • احساس مسئولیت در افراد بیشتر می شود(سلیمی، 1380).

میرز می گوید: «مشارکت دادن افراد در برنامه ریزی و ارزش یابی و فراهم آوردن بازخورد مناسب، ممکن است سبب بروز خلاقیت و تعهد بیشتر در افراد شود » (طباطبایی بافقی، 1378).

طی تحقیقی در خصوص مشارکت کارکنان در مدیریت مشخص شد که از میان 160 نفر نمونه آماری از مدیران آموزش و پرورش 76% و از میان نمونه آماری 200 نفری مدیران بخش صنعت 67% اعتقادی به مشارکت کارکنان حتی در حد نظرخواهی و مشورت نیز نداشته اند(انصاری، 1375).

از مطلب فوق نتیجه می گیریم که علی رغم علاقه مندی معلمان برای مشارکت در امور آموزشی، مدیران حتی به نظر خواهی و مشورت با آنان اعتقادی ندارند. به نظر می رسد در عرف جامعه ی ایرانی، نظرخواهی و مشورت مدیر با زیردستان، نشانه ضعف و شکستن اقتدار مدیریت محسوب می شود و مدیران به شدت از آن دوری می کنند.

 

2-2-15- مشارکت در آموزش و پرورش

مشارکت در مدیریت سازمان سبب می شود تا میزان سرپرستی و نظارت به کارکنان کاهش یابد و کارکنان خود را برای بالا بردن اندازه بهره وری دلسوز نشان دهند و دلبستگی خود را به هدف های گروه بیافزایند. در واقع مشارکت وسیله ای است برای جهت دادن نیروهای مدرسه در تحقق اهداف تعلیم و تربیت(غلامحسین پورانوری و ملکی آوارسین، 1387).

امروزه آموزش و پرورش به عنوان یکی از خرده سیستم های جامعه نقش مهمی در فرآیند توسعه دارد اگر مولفه های توسعه را در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و آموزش مورد بحث و بررسی قرار دهیم ناگزیر نقش آموزش و پرورش را در این زمینه نمی توان نادیده انگا شت. از این رو چنین نهادی که خود توسعه آفرین است و موتور محرکه ی همه ابعاد توسعه است نیاز مبرمی به توسعه درونی خود دارد. به عبارت دیگر در فرآیند توسعه تغییر و تحول در ساختار، برنامه ها، اهداف و روش ها، در همه نهادهای اجتماعی به ویژه آموزش و پرورش ضرورتی اجتناب ناپذیر است. همان گونه که فلیپ کومبز[1] می گوید: ریشه اصلی همه مشکلات و بحران های تعلیم و تربیت در مدیریت آموزشی است. اگر مدیریت آموزش اصلاح گردد و تغییر و تحول اساسی در آن ایجاد شود، مسائل و مشکلات دیگر نظام آموزش نیز اصلاح خواهد شد. یکی از راه های تغییر و تحول در مدیریت آموزش و اصلاح آن کاربست مدیریت مشارکتی است(خدیوی و همکاران، 1388).

مطلب مرتبط :   اگه شمام این مشکلات رو دارین پس واقعا باهوش هستین 

در سازمان گسترده ای به نام آموزش و پرورش، مشکلات برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، ارزشیابی، نیاز به مدیریت مشارکتی را دو چندان می سازد. البته آموزش و پرورش بنابر رسالت خود فرهنگ ساز مشارکت نیز هست، لذا توجه به مشارکت و مدیریت مشارکتی را اول باید از درون خود آغاز کند و سرانجام آن را در جامعه و نهادهای آن گسترش دهد(تصدیقی، 1381).

مشارکت به عنوان یکی از ابزارهای حیاتی است که در زندگی انسان ها همواره مورد توجه بوده است. زندگی در اجتماع بر پایه مشارکت استوار بوده چرا که پیش بینی و تصمیم گیری در زمینه راه های رسیدن به اهداف به صورت گروهی، منجر به راه حل هایی منطقی تر و مطمئن تر می شود. در جنبه های الهی و مذهبی مشارکت در فعالیت های عبادی مورد تأکید قرار گرفته است و در جنبه های اداری و سیاسی به عنوان ابزاری نیرومند مورد توجه است. در مفهوم مشارکت دو نکته نهفته است که اندیشه ی برابری ارزش انسان ها یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین نکات آن است و اندیشه دیگر نهفته در آن، به مشارکت به عنوان یک فراگرد اشاره می کند که از طریق آن کارکنان به دگرگونی هایی دست می یابند و خود را جزئی از تحولات به شمار آورده به آن تعهد و دلبستگی دارند و موجب گسترش پیوند میان افراد و افزایش اعتماد می شود و زمینه برای مردم سالاری و خود فرمانی فزونی می یابد. منظور از مشارکت کارکنان کلیه ی اقداماتی است که میزان نفوذ و مسئولیت کارکنان را در فرآیند تصمیم گیری از طریق نمایندگی مناسب در سطوح مختلف سازمان افزایش می دهد و هدف از آن نیز این است که از طریق دخالت دادن کارکنان در فرآیند تصمیم گیری از میزان برخوردها و تعارضات موجود بین مدیران و کارکنان کاسته شود و طرفین کار با داشتن حق و فرصت مساوی برای تبادل نظر و تصمیم گیری درباره ی مسائل سازمانی، خود را متعلق به گروه واحدی بدانند که در جهت تحقق هدف های مشترک فعالیت می کنند(زاهدی، 1369).

مطلب مرتبط :   استفاده از طرح پیشنهادات یا صندوق پیشنهادات

کوشش برای تمرکز زدایی تصمیم گیری در آموزش و پرورش، به عنوان محور اصلاحات امر جدیدی نیست، تاریخچه ی تمرکز زادیی در آموزش و پرورش فراز و نشیب هایی داشته ولی هیچگاه از بین نرفته و متوقف نشده است. در این زمینه مالن[2]، اوگاوا [3]و گرانز[4] می گویند که پیشنهاد تفویض اختیار تصمیم گیری از مناطق آموزش و پرورش به مدارس و پیشنهاد توزیع اختیار تصمیم گیری به شورای مرکب مدیر مدرسه، اولیای دانش آموزان و شهروندان جامعه محلی، طی دهه های متوالی به تصویب رسیده، به اجرا درآمده، متوقف یا لغو شده و مجدداً به تصویب رسیده و اجرا شده است (خدیوی و همکاران، 1388). مشارکت در آموزش و پرورش زمینه ی تمرین و کسب آمادگی و تجربه ی لازم برای انجام مشارکت های وسیع تر در عرصه های بزرگ اجتماعی و سیاسی را فراهم می آورد. به بیان دیگر همواری راه دشوار توسعه سیاسی و مشارکت های همگانی را باید در تلاش برای ایجاد در زمینه های فرهنگی و بطور خاص آموزش و پرورش جستجو کرد.

مشارکت در مدرسه وسیله ای برای تدریس و یاددهی با کیفیت خوب، بهبود مداوم فعالیت های آموزشی و تربیتی، نوآوری و خلاقیت در ابعاد مختلف مدرسه است. برای اینکه مدرسه از وضعیت مدیریت استبدادی یا آمرانه فاصله بگیرد و در جهت استقرار مدیریت مشارکتی گام بردارد. باید حداقل ده ارزش اساسی را به عنوان اصول راهنمای نهاد مشارکتی بپذیرد. این اصول عبارتند از: مشتری محوری، تعهد به مشارکت، قدرت و حقوق و مسئولیت های مشترک، دسترسی به اطلاعات، نظارت درونی، توجه به توازن منطقی و غیر منطقی، داشتن تفکر علمی، مشروعیت فراگیر، تنوع و یادگیری(غلامحسین پورانوری و ملکی آوارسین، 1387).

[1] Phelep Konboz

[2] Malen

[3] Ogawa

[4] Kranz