پایان نامه درباره اعتیاد به مواد مخدر

دانلود پایان نامه

ر تاریخچه سوءمصرف مواد

بر اساس مطالعهی مرکز تحقیقات ملی در زمینه سوءمصرف مواد (NIDA)، در حدود 37% افراد یک بار یا بیشتر در طول عمر خود مواد غیرقانونی مصرف کردهاند. بیش از 15% جمعیت بالای 18 سال آمریکا مشکلات جدی درمورد مصرف پیدا کردهاند (کامکار، 1382). بعضی از تأثیرات مواد مواد مستقیم و برخی از آنان غیرمستقیم هستند. برای مثال احتمال بروز مشکلات روانی و جسمی در افرادی که والدین معتاد دارند بیشتر است (همان منبع). مصرف مواد همواره با پیامدهای زیادی از لحاظ اجتماعی، اقتصادی، مغزی، روانشناختی و مسائل بین فردی از جمله فعالیت جنسی همراه است، به طوریکه یکی از دستهبندیهای عمده راهنمای تشخیصی و درمانی اختلالات روانی (DSM-IV-TR) تحت عنوان اختلالات وابسته به مواد است. همچنین در دستهبندی اختلالات جنسی، طبقهای از آن به کژکاری جنسی ناشی از مواد اختصاص دارد (کاپلان و سادوک، 2003). انجمن روانپزشکی آمریکا (1994) در DSM (ویراست چهارم)، اعتیاد به مواد مخدر یا سوءمصرف مواد را چنین تعریف مینماید؛ الگوی ناسازگارانهی مصرف مواد که به تحلیل یا ناراحتیای منجر شود که از لحاظ بالینی اهمیت دارد (کالات ، 2007).

2-2- تعاریف و مفاهیم اعتیاد

پیچیدگی حاصل از سوءمصرف غیرقانونی مواد در اصطلاحات وابسته به آن، که به نظر میرسد تقریباً با تشکیل جلسات شوراهای مختلف حرفهای و دولتی تغییر مییابند، منعکس است. یک نمونه از آن نامی است که باید روی مواد تغییر دهنده مغز گذاشته شود. متن بازنگری شده چهارمین ویراست راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) مواد تغییر دهنده مغز را «مواد» و اختلالات مربوط به آنها را «اختلالات وابسته به مواد» نامیده است. در DSM-IV-TR مفهوم مواد مؤثر بر روان مواد شیمیایی واجد خواص تغییردهنده مغز نظیر حلالهای عضوی را، که ممکن است عمداً یا سهواً مصرف شوند، در بر میگیرد. مواد مجاز را نمیتوان از مواد غیر مجاز جدا کرد؛ بسیاری از مواد مجاز مانند مرفین گاهاً به روش های غیرمجاز کسب شده و برای مقاصد تجویزنشده مصرف میگردند. واژه ماده به دارو ترجیح داده میشود، چون دارو تلویحاً معنی یک ماده شیمیایی مصنوعی را میگیرد، در حالیکه بسیاری از مواد وابسته به الگوهای سوءمصرف (مثلاً تریاک) مواد طبیعی هستند یا برای مصرف انسانی تولید نشدهاند (مثلاً، چسب هواپیما). به این ترتیب، در DSM-IV-TR موضوع با عنوان اختلالات وابسته به مواد توصیف شده است (کاپلان- سادوک، 2003).
به رغم برداشت کلی و عمومی مردم از اعتیاد که آن را عادت شدید به استفاده از یک چیز یا انجام یک امر میدانند وقتی میخواهیم اعتیاد و به ویژه اعتیاد به مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار را تعریف کنیم، درمییابیم که کار چندان آسانی نیست و توافقی دربارهی وجود ندارد. کلمات متعددی مثل مصرف ، استفاده نادرست ، سوءمصرف ، اعتیاد ، و وابستگی درباره عادت به نوشیدن مشروبات الکلی و مصرف مواد و داروهای آرامبخش و ضد افسردگی و روانگردان، خوردن بیش از حد، قمار کردن، درگیر شدن با روابط جنسی بیش از حد و حتی کار بیش از اندازه به کار برده شده است (نورانیپور، 1383).
الف) مصرف:
کلمه مصرف به هنگام استفاده از مشروبات الکلی و مواد و داروها برای مصارف طبی و به منظور تسکین با درمان از قبیل مورفین، کدئین، آرامبخشها و داروهای روانگردان گفته میشود. در کشورهای غربی یا کشورهای دیگری که خرید و فروش مشروبات سکرآور و مستکننده قانونی است و مصرف آنها منع نشده و همچنین استعمال دخانیات یا انجام انواع قماردر موقعیتهای تفریحی، در جشنها و شادیها مجاز شمرده شده است. (لاسون، لاسون و ریورز ، 2001). همین مؤلفان استفاده از مواد یا داروهایی که آثار و نتایج جسمانی، روانی، اجتماعی و قانونی زیانآور داشته باشد را استفاده نادرست خواندهاند.
ب) سوءمصرف:
چنانچه مراجعی مشروبات الکلی یا دیگر مواد مصرف کند که باعث تغییر خلق و خو و رفتار او شود و آثار نامطلوبی بر روی زندگی خودش با زندگی دیگران بگذارد، گفته میشود که سوءمصرف مواد دارد. این آثار ممکن است آسیبدیدگی جسمانی، روانی، یا عملکرد نامناسب شغلی یا تحصیلی فرد باشد. شاکیت (1995) استفاده مکرر و طولانیمدت از مواد و داروها را سوءمصرف خوانده است و اضافه میکند سوءمصرف از مواد و داروها زمانی صورت میگیرد که فرد موادی را بدون نیاز ضروری و به حق مصرف کند (به نقل از نوارنیپور، 1383).
ج) وابستگی:
در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح «اعتیاد» دیگر اصطلاحی علمی نیست و «وابستگی دارویی» را به جای آن توصیه نمود. مفهوم مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوانی داشته است. اساساً در ارتباط با تعریف وابستگی از دو مفهوم استمداد شده است. وابستگی رفتاری بر فعالیتهای موادجویی و قرائن وابسته به الگوهای مصرف بیمارگونه تأکید کرده است و وابستگی جسمی بر اثرات جسمی (یعنی فیزیولوژیکی) دوره های متعدد مصرف مواد تأکید نموده است. به طور اخص، آن دسته از تعاریف وابستگی که بر وابستگی جسمی، تأکید کرده اند، در ملاکهای طبقهبندی از وجود تحمل و اثرات ترک استفاده کردهاند (کاپلان- سادوک، 2003).
به طور خلاصه وابستگی به شکل شدیدتر سوءمصرف مواد گفته میشود. از نظر مارگولیس و زوبن (1998) وابستگی عبارتست از: نیاز و میل شدید جسمانی و روانی برای مصرف مواد و خوردن مشروب به خاطر تغییر حالت خودآگاهی و نشئه و کیفی که برای فرد وابسته ایجاد میکند. به نظر آنها وابستگی از طریق مصرف دارو و از روی عادت، مصرف مشروبات و مواد به دفعات بیشتر و مقدار زیادتر آن به رغم نتایج زیانآور و منفی فراوان آن برای فرد، خانواده و جامعه مشخص میشود (نورانی پور و قربانی، 1385).

د) اعتیاد:
لاسون، لاسون و ریورز (2001) تغییرات سلولی را که در اثر استفاده زیاد از مواد و داروهای روانگردان رخ میدهد و باعث ایجاد مقاومت و تحمل علائم مرضی ناراحتکننده و زجرآور بدنی و روانی به هنگام عدم استفاده از آن میشود، اعتیاد نامیدهاند.
دین دویل پیتا (1994) نیز معتقد است که اعتیاد به مشروبات الکلی یا دیگر مواد دلالت بر این ندارد که شخص دچار حالت مستی یا نشئه و کیف باشد، بلکه به وضعیت شخصی گفته میشود که به طور مکرر به قدری به خوردن مشروب یا مصرف مواد مشغول شده است که زندگی شخصی، خانوادگی و شغلی را برای او ناراحتکننده کرده است. این فرایند وابستگی روانی ممکن است چیزهای دیگر مثل خوردن، روابط جنسی، قمار و حتی کار کردن کشیده شود. به طور کلی شخص به قدری نسبت به مصرف مشروب یا مواد یا اشتغال به امور دیگر وسواس پیدا میکند که زندگی بدون آنها برای او لذتآور نیست.
کلمه «اعتیاد» و واژه مربوط به آن «معتاد» تا حدودی با وابستگی ارتباط دارد. واژه «معتاد» مفهوم خاص ناپسند و تحقیرآمیزی پیدا کرده است که مفهوم سوءمصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی نمیدهد. «اعتیاد» هم در کاربرد عوامانه، مثل اعتیاد به تلویزیون، اعتیاد به پول اهمیت خود را از دست داده است. هرچند این دلایل به اجتناب از کلمه «اعتیاد» در اصطلاحات رسمی کمک کرده است. ممکن است اساس نوروشیمیایی و نوروآناتومیک مشترک بین همه اعتیادها وجود داشته باشد، خواه اعتیاد به مواد و خواه اعتیاد به سایر چیزها (مثلاً قمار، دزدی و خوردن). این اعتیادهای مختلف ممکن است اثرات مشابهی بر فعالیتهای نواحی پاداش خاص در مغز، نظیر ناحیه تگمنتال بطنی، لوکوس سرولوس، و هسته آکومینس داشته باشند (کاپلان- سادوک، 2003).

2-3- انواع مواد مخدر و اثرات جسمی و روانی آنها

انواع مواد مخدر به شرح زیر است:
تریاک: از گیاه خشخاش بدست میآید منشأ هروئین، کدئین و مرفین نیز از همین ماده است. سوخته تریاک و شیره از اشکال دیگر تریاک میباشد. روش های مصرف آن عبارتند از: الف) تدخین که با بهره گرفتن از ابزارهای مختلف نظیر وافور، چپق، نگاری (مخصوص تدخین شیره)، قلیان دستساز (قلقلی) و سیخ و سنگ انجام میشود، ب) خوردن که شامل حل کردن در آب و چای، مکیدن و بمبی است، ج) تزریق که مخصوص معتادین بیبضاعت است (مناجاتی، 1382).
مرفین: از تریاک گرفته میشود و به دو صورت مایع و پودر بوده و در جوامع صنعتی بیشتر توسط جوانان استفاده میشود.
هروئین: یکی از مشتقات نیمهمصنوعی مرفین است، اما اثرش سه برابر مرفین است. روش های مصرف آن عبارتند از: الف) تدخین، ب) انفیه (دماغی)، ج) تزریق
کوکائین: از گیاه مصنوعی گرفته میشود. اثرات جسمی آن کم است در حالیکه از نظر روانی اثرش از هروئین بیشتر است.
ال- اس- دی : اعتیاد جسمانی ندارد ولی اثرات مغزی و روانی دارد. به همین دلیل زیانبخش است و اعتیاد روانی میآورد. در آمریکا بیشتر از سایر کشورها رواج دارد.
آمفتامینها: محرک و اعتیاد آورند و اغلب بوسیله پزشکان به بیماران تجویز میگردند و چون سیستم عصبی مرکزی را تحریک میکنند، بیشتر به وسیله رانندگان بیابانی و کارگران شبکار و دانشجویان مصرف میشوند.
ماریجوانا و حشیش: هر دو از گیاه خودرو شاهدانه گرفته میشوند و اعتیاد جسمانی ندارند ولی اعتیاد روانی میآورند، به همین جهت مضرند و اثرات مغزی ناگواری دارند. اغلب بصورت سیگار مصرف میشوند.
آرامبخشها: اگر به مقدار زیاد و به مدت طولانی مصرف شوند، اعتیادآورند. متأسفانه امروزه در جوامع صنعتی به صورت حلال مشکلات درآمدهاند.
مواد استنشاقی: شامل انواع حلالها، چسبها، رنگهای اسپری، مواد پاککننده، بنزین و … میباشند. استنشاق این مواد از طریق بطری، قوطی، پارچه و دستمال آغشته به مواد یا اسپری صورت میگیرد (داجن، 1383).

مطلب مرتبط :   پایان نامه :تفاوت های جنسیتی

2-4- روش های مصرف مواد اعتیادآور

عمدهترین روش های مصرف مواد اعتیادآور عبارتند از:
الف- خوردن به صورت قرص یا شربت (مشروبات الکلی، باربیتوراتها، آمفتامین، آرامبخشها و …)
ب- کشیدن به صورت دود یا پودر (سیگار، تریاک، هروئین، کوکائین).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ج- تزریق به صورت زیرپوستی (هروئین)، عضلانی (استروئید)، وریدی (هروئین و کوکائین).
د- مالیدن و استفاده از برچسبها (نورانیپور، 1383).

2-5- مشکلات ناشی از اعتیاد به مواد مخدر

2-5-1- مشکلات جسمی
خطرات جسمی اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر مسمومیت مزمن و تدریجی ناشی از مصرف مواد مخدر که موجب از دست دادن اشتها و ددر نتیجه کاهش وزن و بالاخره به خطر افتادن سلامت جسمی میگردد، بیشتر از جهت اثرات سویی که به دلیل عدم رعایت بهداشت و استریل کردن وسایل تزریق و نادیده گرفتن سلامت عمومی فرد به دنبال دارد قابل توجه است.
الف) خود تزریقی: خود تزریقی که معمولاً با وسایل غیربهداشتی و سوزنهای آلوده انجام میگردد، موجب ناراحتیهای پوستی، عفونتها، دملها، آماسها، و یرقان ناشی از مصرف سوزن آلوده و سایر امراض عفونی میگردد. ابتلاء به بیماری ایدز خطرناکترین عارضه آن است.
ب) مصرف بیش از اندازه: معمولاً بدنبال از دست دادن تحمل در فرد معتاد، مصرف بیش از اندازه رخ میدهد (فرجاد، بهروش و وجدی، 1382).

2-5-2- مشکلات روانی
مهمترین مشکل روانی برای یک فرد معتاد، وابستگی شدید روانی میباشد. آنچه که قابل توجه و جالب است. این است که در بیشتر موارد فردی که برای ماه ها به مواد مخدر معتاد بوده است، دیگر آن احساس سرخوشی و شنگولی را نمینماید. در حقیقت این بدان معناست که انگیزهی اصلی او برای ادامه مصرف، جلوگیری از اثرات قطع دارو است. حالات افسردگی توأم با احساس خودکشی در آنها دیده میشود و به طور کلی در اخلاق و رفتار معتاد احتمال اختلالاتی وجود دارد. همچنین احتمال دارد که فرد به سمت نوع خاصی از زندگی کشیده شود و به عنوان جزئی از یک گروه غیرعادی و ناسالم جامعه تلقی گردد و بالاخره در برابر جامعه حالتی پیدا کند که میتواند کم و بیش در تغییر و اصلاح فرد معتاد اثری سوء داشته باشد و امر بازتوانی را با مشکل مواجه سازد (فرجاد و همکاران، 1382).

مطلب مرتبط :   رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه :در

2-5-3- مشکلات اجتماعی
بارزترین تأثیر سوء اعتیاد به مواد افیونی این است که انرژی و توان را از فرد معتاد میگیرد؛ بطوریکه فرد دیگر علاقهای به فعالت ندارد. حتی علایقش را درمورد ارتباطات دوستانه، خانوادگی و زناشویی از دست میدهد. به طور کلی، امکان دارد که روش زندگیای را که مخالف جامعه است، بپیماید. معتاد علاقه دارد در اجتماعی زندگی کند که بتواند به طور غیرقانونی مواد غیرقانونی را بدست آورده و مصرف کند. مهمترین خطر اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر آن است که اعتیاد به طور مؤثری ارتباط فرد را با دنیای اطرافش قطع کرده و او را از واقعیتهای موجود در زندگی دور میکند. معتادان به مواد مخدر اغلب افرادی سستاراده و ضعیفالنفس هستند و بیشتر در دنیای خودفریبی، تقلب، نادرستی، دروغ و ریا زندگی میکنند (فرجاد و همکاران، 1382).

2-6- سوابق روانی و صفات خلقی معتادان

نتایج تحقیقات مختلف نشان دادهاند که بسیاری از افراد معتاد پیش از ابتلا به اعتباد افرادی تنها و منزوی بوده و دوست پیدا کردن برایشان مشکل بوده است. همچنین آنها در معاشرت راحت نیستند. بسیاری دچار تشویش و دلهره میباشند. عدهای مبتلا به افسردگی و اضطراب بوده و برای کاستن از این حالت دست به مصرف مواد زدهاند (فرجاد و همکاران، 1382).
بسیاری از مبتلایان به اعتیاد، بیماری روانی همراه دارند و بیماریهایی مثل پنیک، وسواس، افسردگی عمده و فوبیا در میان آنها مشاهده میشود (مناجاتی، 1382).
افراد دارای مشکلات روانی با احتمال بیشتری دچار مشکلات مربوط به مواد میشوند. سینها و شاتنفلد (2001 به نقل از فینی ، کونور ، یانگ ، توکر و مکپرسون ، 2005) احتمال همبودی اختلالات روانپزشکی در افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد را سه برابر بیشتر میدانند. در مطالعهای که کرانفورد، ایزنبرگ و سراس (2009) جهت بررسی ارتباط بین سوءمصرف مواد و سلامت روان بر 2843 دانشجو انجام دادند، دریافتند که اختلال افسردگی اساسی، اختلال پانیک و اختلال اضطراب منتشر به طور مثبتی با حشیش ارتباط دارد. میگساری مکرر با افسردگی اساسی ارتباط منفی و با اضطراب منتشر ارتباط مثبت داشت و این ارتباط در مردان مصرفکننده مواد معنادارتر از زنان مصرفکننده مواد بود (به نقل از دریانورد، 1388).
از دید برخی از روانشناسان کلاسیک، مبتلایان به سوءمصرف مواد به عنوان افراد دچار اختلال شخصیت معرفی میشوند (ویتیگ ، 1976 و لیندزی و پاول ، 1377)؛ ولی نتایج و یافتههای پژوهشهای جدید مؤید این نظریه نیست. بر اساس این پژوهشها، بیماران مبتلا به سوءمصرف مواد دارای شخصیت اعتیادگرای یگانهای نیستند و از الگوهای روانی-شخصیتی ناهمگنی تبعیت میکنند (آزاد، 1377 و بوتزین ، آکولا ، روس و الوی ، 1993؛ والر و ماهونی ، 1999، به نقل از دریانورد، 1388).
2-7- اشکال درمان سوءمصرف مواد

راه های متفاوتی برای درمان سوءمصرف مواد ارائه شده است. اما در یک طبقهبندی کلی میتوان گفت دو شکل عمده درمان سوءمصرف عبارتند از درمان بستری و درمان سرپایی. در این بخش انواع مختلف درمان بستری و سرپایی ذکر میشود و سپس مراحل اساسی و مشترک در تمام درمانها توضیح داده خواهد شد. نورانیپور (1383) انواع درمانها را اینگونه توصیف میکند:

2-7-1- روش های دارویی
دو دسته درمان نگهدارنده دارویی رایج در درمان مبتلایان به سوءمصرف مواد عبارت است از : درمان نگهدارنده با آگونیستها و درمان نگهدارنده با آنتاگونیستها. به عنوان مثال یکی از داروهای آگونیست رایج مورد استفاده در مرحلهی پیشگیری از عود در درمان سوءمصرف مواد افیونی، متادون است که تحت عنوان درمان نگهدارنده با متادون (MMT) از آن یاد میشود.
یکی دیگر از روش های دارویی در این مرحله مبتنی بر مهاراشتیاق و میل مفرط به مصرف مواد است. این میل بر اثر ایجاد سرخوشی توسط اپیوئیدهایی است که به واسطه گیرنده های µ ایجاد میشود. نالترکسون یکی از آنتاگونیستهای خوراکی گیرنده µ است که توسط FDA برای درمان وابستگی به الکل و مواد و توقف تأثیرات اپیوئیدها، تجویز شده است (کاپلان و سادوک، 2003؛ به نقل از تاتاری،

دیدگاهتان را بنویسید