منبع مقاله درمورد پیامبر (ص)، قرآن کریم، رسول خدا (ص)، ابن تیمیه

بعقولهم و آرائهم أم کانوا ینقادون له و یستسلمون لأحکامه و یصدقون بأخباره؟ و هل کانوا یدفعون من النصوص ما رفضته عقولهم؟ و یقدمون العقل علیها؟ فان العقل لا یجب ان یتقدم بین یدی الشرع، فانه من التقدم بین یدی الله و رسوله …۲۷۱
صحابه- رض- چگونه وحى را از رسول خدا (ص) تلقى مى‏کردند؟ و آیا عقول و آراء خود را معارض با وحى مى‏دانستند یا اینکه نسبت به وحى انقیاد داشته و تسلیم احکام آن مى‏شده و اخبار آن را تصدیق مى‏نمودند؟ آیا با عقل هایشان نصوص را دفع مى‏کرده و عقل را بر آن مقدم مى‏داشتند؟ عقل هرگز نمى‏تواند خود را جلوتر از شرع بداند؛ زیرا این کار جلو انداختن خود بر خدا و رسول‏ است .”
پاسخ‏ :
اولًا: صحابه هرگز احکام خداوند متعال را در فروع دین و حکم و قضاوت خدا و رسول با عقل خود معارض نمى‏دانستند، و به طور کلى در مقابل این‏گونه دستورات تسلیم محض بودند، ولى قرآن کریم، خودش افراد را دعوت به تعقل و استدلال از راه عقل براى رسیدن به برخى از عقاید اصلى نموده است.
ثانیاً: همان‏گونه که اشاره شد سخن از معارضه سنت با عقل نیست بلکه سخن از معارضه خبر حاکى از سنت با عقل است که این تعارض امرى بدیهى به نظر مى‏رسد خصوصاً آنکه عواملى در جعل و عدم فهم صحیح حدیث مؤثر بوده است.
به نظر مى‏رسد که باید بین اصول دین و فروع دین خصوصاً عبادیات تفکیک قائل شد؛ آرى آنچه که عقل بشرى در آن دخالت ندارد و نمى‏توان عقل را در آن میزان قرار داد فروع دین و عبادیات است؛ زیرا رسیدن به مصالح و مفاسد واقعى امرى دشوار به نظر مى‏رسد و لذا باید در آنها تابع نص بود، بر خلاف اصول دین که مربوط به عقیده و اعتقاد است و در آنها راهى از عقل سلیم و قطعى وجود دارد، خصوصاً آنکه برخى از اصول عقاید همچون اثبات وجود خدا و برخى صفات او همچون صفت صدق تنها از راه عقل اثبات شدنى است نه نقل؛ زیرا استدلال به آن مستلزم دور است.
به همین مطلب ابن قیم جوزیه در مورد عبادات و تشریع اشاره کرده آنجا که مى‏گوید:
“رسول خدا (ص) براى مردم خیر دنیا و آخرت را آورده است و خداوند مردم را به کسى سواى خودش محتاج نکرده است، پس چگونه گمان مى‏رود که شریعت کامل او که در عالم شریعتى کامل‏تر از آن نیست، ناقص باشد به حیثى که احتیاج به سیاستى خارج از آن داشته باشد تا آن را تکمیل کند یا به قیاس یا حقیقت یا معقولى خارج از آن شریعت محتاج گردد، و کسى که چنین گمانى داشته باشد همانند کسى است که معتقد است مردم احتیاج به رسولى دیگر بعد از پیامبر (ص) دارند.” ۲۷۲
به نظر مى‏رسد که همه اتفاق نظر داریم بر اینکه در معارف دینى عقل‏به تنهایى کفایت نمى‏کند و به طور حتم احتیاج به شرع است، اگر وهابیان این مطلب را مى‏گویند که مورد اتفاق است.
ابن تیمیه مى‏گوید:
“وما کان العقل وحده کافیاً فی الهدایه و الإرشاد و الا لما ارسل الله الرسل.۲۷۳
عقل به تنهایى کافى در هدایت و ارشاد نیست، و گرنه خداوند رسولان را نمى‏فرستاد.”
ولى به نظر مى‏رسد که غالب وهابیان خصوصاً معاصران، منکر دخالت عقل در تمام مسایل اعتقادى و شرعى هستند.
آیت الله جوادى آملى مى‏گوید:
“گرچه عقل مصباح شریعت و کاشف از احکام واقعى دین است؛ اما خود معترف است که محدودیت‏هاى فراوانى دارد و به عرصه‏هایى از دین بار نمى‏یابد و مناطقى قرقگاه حضور اوست. عقل مى‏داند که ادراک ذات حق تعالى منطقه ممنوعه است و هیچ مُدرکى به آنجا دسترسى ندارد، همان‏گونه که کنه صفات حق تعالى که عین ذات اوست نیز منطقه ممنوعه دیگرى براى عقل است …
البته بشر در معارف دینى از مفاهیم مدد مى‏گیرد و از خداوند سخن‏ مى‏گوید، اما باید توجه داشت که ادراک مفهومى خدا غیر از ادراک ذات و اکتناه صفات ذات است؛ چون همه مفاهیم مخلوق‏اند “…۲۷۴
بى‏توجهى سلفیان و وهابیان به عقل همانند بى‏اعتنایى مسیحیان است. به رغم آنکه ما اعتقاد داریم شریعت حضرت مسیح (ع) از شرایع آسمانى است، ولى مشاهده مى‏کنیم که مسیحیان، عقل را در باب عقاید رها کرده و تنها به الهام و اشراق بسنده کرده‏اند و لذا معتقد به تثلیث شده در عین اینکه مدعى توحیداند، مسأله‏اى که عقل انسان حکم به تناقض و بطلان آن دارد.
و اگر از این جهت به آنها اشکال کنیم مى‏گویند: این مسأله از جمله عقایدى است که کنه آن با عقل و برهان درک نمى‏شود و تنها ایمان به آن واجب است، و از این راه بین عقل و دین و به تعبیر دیگر علم و دین فاصله مى‏اندازند، در حالى که خداوند متعال تأکید بر تلازم بین آنها نموده آنجا که مى‏فرماید:
“وَ قالَ الذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتابِ اللهِ إِلى یوْمِ الْبَعْثِ؛ (روم: ۵۶)
ولى کسانى که علم و ایمان به آنان داده شده مى‏گویند: شما به فرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) درنگ کردید.”
آرى، دعوت به عقل و تفکر به معناى رها کردن سایر راه‏ها به شناخت خداوند از آن جمله الهام و اشراق نیست.
خداوند متعال مى‏فرماید:
“یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتقُوا اللهَ یجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً ؛ (انفال: ۲۹)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما وسیله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد.”
و نیز مى‏فرماید:
“یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا اتقُوا اللهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یؤْتِکُمْ کِفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یغْفِرْ لَکُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ (حدید: ۲۸)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! تقواى الهى پیشه کنید و به رسولش‏ ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد؛ و خداوند غفور و رحیم است.”
۲-۲-۸. سلفیه و انحصار استدلال به ادله قرآنى و روایى‏ ؛
یکى از اصول سلفیه عربستان انحصار استدلال در استدلال‏هاى قرآنى و روایى است و رد استدلال به هرگونه دلیل عقلى در مسایل اعتقادى است.
ابن قیم جوزیه مى‏گوید:
“ان طریقه القرآن فی الاستدلال ملائمه للعقل و الفطره و الوجدان.۲۷۵
همانا روش قرآن در استدلال تناسب با عقل و فطرت و وجدان دارد.”
دکتر سَیلى سلفی معروف مى‏نویسد:
“ویری السلف ان فی طریقه القرآن الکریم اقحام المعاندین و الزام و ارشاد المترددین، و قد اختاروا منهج‏ القرآن فی الاستدلال دون سواه من المناهج و الطرق الأخری …۲۷۶
دیدگاه سلف آن است که با روش قرآن کریم مى‏توان معاندان را محکوم کرده و تردید کنندگان را ملزم و ارشاد نمود. آرى سلف تنها راه قرآن را در پیش گرفته است نه دیگر راه‏ها را”.
ابن تیمیه مى‏گوید:
“ان العقل مع خبره (ص) کالعامی المقلد مع الامام المجتهد بل هو دون ذلک بکثیر …۲۷۷
همانا عقل در مقابل خبر پیامبر (ص) همانند شخص عامى مقلد در مقابل امام مجتهد است، بلکه بسیار پایین‏تر از او مى‏باشد.”
او نیز مى‏گوید:
“قد تدبرت عامه ما یذکر المتفلسفه و المتکلمه و الدلائل العقلیه، فوجدت دلائل الکتاب و السنه تأتی بخلاصته الصافیه عن الکدر و تأتی بأشیاء لم یهتدوا لها و تحذف ما وقع منهم من الشبهات و الأباطیل مع کثرتها و اضطرابها.۲۷۸
من در عموم آنچه را که فلاسفه و متکلمین ذکر کرده و دلایل عقلى که ذکر مى‏شود تدبر کردم ولى دلایل قرآن و سنت را مشاهده کردم که با خلاصه بودنش از کدورات صاف است و معارفى مى‏آورند که هرگز کسى به آنها دسترسى نیافته است، و نیز شبهات و حرف‏هاى باطل با کثرت و اضطرابش را از بین مى‏برند.”
دکتر مفْرح بن سلیمان قوسى مى‏گوید:
“یقوم المنهج السلفی علی قواعد اساسیه و یعتمد علی اصول واضحه افترق بها عما سواه من مناهج الفرق و الطوائف و المذاهب الأخری … منها الاستدلال بالآیات القرآنیه و الاحادیث النبویه … و هذه من اهم القواعد التی یقوم علیها المنهج السلفی، فالدارس لهذا المنهج و المتتبع له قدیماً و حدیثاً یجد ان علماء السلف یجمعون علی الاستدلال بالکتاب و السنه فی کافه امورهم و فی جمیع مسائل و قضایا الاعتقاد و التشریع و السلوک و قضایا المعرفه عموماً …۲۷۹
روش سلف قائم بر قواعد اساسى و تکیه بر اصول واضحى دارد که از راه‏هاى فرق و طوایف و مذاهب دیگر جداست … که از آن جمله استدلال به آیات قرآن و احادیث نبوى است … و این از مهم‏ترین قواعدى است که روش سلف بر آن استوار مى‏باشد. کسى که این روش را فهمیده و از قدیم و جدید آن را پیگیرى کرده مى‏یابد که علماى سلف بر استدلال به کتاب و سنت در تمام امور و مسائل و قضایاى اعتقاد و تشریع و رفتار و قضایاى معرفتى به طور عموم اجماع دارند ..”.
دکتر قوسى نیز مى‏گوید:
“فمن اهم قواعد منهج السلف اهل السنه و الجماعه استخدامهم الأدله المنطقیه و الأقیسه العقلیه المستنبطه من النصوص الشرعیه فی الکتاب و السنه، انطلاقاً من قناعتهم:
۱. بانه ما من مسأله من المسائل الکلامیه و الفلسفیه التی خاض فیها الخائضون الا و کانت قد أوضحت فی‏
القرآن …
۲. و بأن الرسول الکریم (ص) جاء مؤیداً من ربه بالحجج و البراهین العقلیه، کما قال تعالی: وَ لا یأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلا جِئْناکَ بِالْحَق وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً.۲۸۰
۳. و بان هذه الأدله و الحجج و البراهین العقلیه المستنبطه من النصوص الشرعیه فیها الغناء لطالب العقیده الاسلامیه، و بأنها براهین قطعیه ملزمه … قال تعالی: وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلناسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُل مَثَلٍ.۲۸۱
۴. و استخدامهم دلالات الأنفس و الآفاق و المعجزات فی الاستدلال علی‏الله عزوجل و معرفته …۲۸۲
از مهم‏ترین قواعد روش سلف از اهل سنت و جماعت استخدام ادله منطقى و قیاس‏هاى عقلى است که از نصوص شرعى در کتاب و سنت استنباط شده است و این به جهت قانع شدن آنان در امورى است؛
۱. هیچ مسأله‏اى از مسائل کلامى و فلسفى نیست که علما در آن وارد شده باشند جز آنکه در قرآن به طور وضوح بیان شده است …
۲. رسول کریم (ص) با تأییدات الهى از حجت‏ها و براهین عقلى بر مردم فرستاده شد همان‏گونه که خداوند متعال فرمود: (آنان بر تو مثال نخواهند زد جز آنکه ما براى تو حق و بهترین تفسیر را خواهیم آورد).
۳. این ادله و حجت‏ها و براهین عقلى که از نصوص شرعى استنباط شده در آنها بى‏نیازى براى طالب عقیده اسلامى است؛ زیرا اینها براهین عقلى الزام‏آور است … و لذا خداوند متعال فرمود: (ما براى مردم در این قرآن از هر مثالى آورده‏ایم).
۴. سلف در استدلال بر خداى عزوجل و شناخت او به ادله انفسى و آفاقى و معجزات تمسک

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درموردزمان پیامبر، آیات و روایات، مقایسه و تطبیق، القرآن الکریم

دیدگاهتان را بنویسید