منبع مقاله درمورد پیامبر (ص)، عالم برزخ، پیامبر اسلام (ص)، زمین لرزه

بشنود و یا ببیند و آثار حیات بر او بار گردد.
پاسخ‏ :
این جمله از آیه، همانند ادامه آن تمثیل براى کفار است ومقصود از احیاء، مؤمنان زنده‏دل، ومقصود از اموات، کافران مرده دل است، ولذا بعد از آن چنین آمده است:
“وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُور؛
و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‏اند برسانى!”
که مراد کافران مرده‏دل است که حتى سخن پیامبر رحمت نیز در دل سخت آنان راه نمى‏یابد و خداوند در این تمثیل عدم برابرى کفار با مؤمنان را در همین دنیا بیان نموده است.
قبل از شروع در نقد سخنان سلفیه در حیات برزخى اولیاء جا دارد به موضوعاتى اشاره نماییم:
الف : ترکیب انسان از روح و جسم‏ :
متکلمان انسان را مرکب از دو حقیقت مى‏دانند: روح وجسم. وبر آن دلایلى اقامه کرده‏اند که به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:
الف) هر انسانى افعال خود را به یک حقیقتى به اسم من نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: من انجام دادم، من زدم و …، این من کیست؟ آیا این حقیقت غیر از نفس است که از آن به روح تعبیر مى‏شود؟ همچنین هر انسانى اعضا وجوارح مادى خود را به حقیقتى به نام من نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: قلب من، شکم من، قدم من و … این من کیست؟ آیا غیر از روح ونفس است؟
ب) هر یک از انسان‏ها این حس را دارد که شخصیتش در تغییرات‏ روزگار ثابت بوده ودر آن تغییر وتحول وجود ندارد، با وجود تغییراتى که در جسم وبدن اوست، آیا آن شخصیت، همان روح ونفس او نیست؟
ج) گاهى انسان ممکن است نسبت به هر چیزى حتى اعضاى بدن خودش غافل باشد؛ اما از یک چیز که همان خودیت اوست، غافل نمى‏شود. آیا این همان نفس وروح او نیست؟
ب : استمرار حیات بعد از انتقال از دنیا :
از آیات قرآن به طور وضوح استفاده مى‏شود که مرگ انسان، پایان حیاتش نیست؛ بلکه انتقال از حیاتى به زندگى دیگر است. انسان با مرگ وارد عالم جدیدى مى‏شود که گسترده‏تر از عالم مادى است:
خداوند متعال مى‏فرماید:
“اللهُ یَتَوَفى الأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ التِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ التِی قَضى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمى إِن فِی ذلِکَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ؛ (زمر: ۴۲)
خداست که وقت مرگ، ارواح خلق را مى‏گیرد وآن را که هنوز وقت مرگش فرا نرسیده، روحش را در حال خواب قبض مى‏کند. سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگاه مى‏دارد وآن را که حکم به مرگ نکرده به بدنش مى‏فرستد تا وقت معین، در این کار نیز ادله قدرت الهى براى اندیشمندان است.
وَ لا تَحْسَبَن الذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبهِمْ یُرْزَقُونَ ؛ (آل عمران: ۱۶۹)
(اى پیامبر) هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شده‏اند، مردگانند، بلکه زنده‏اند ودر نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند …”
از آیات دیگر استفاده مى‏شود که این حیات برزخى، اختصاصى به شهدا ندارد، بلکه شامل تمام صالحان وکسانى که مطیع دستورات خداوند هستند نیز مى‏شود؛ خداوند متعال مى‏فرماید:
“وَ مَنْ یُطِعِ اللهَ وَ الرسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الذِینَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النبِیینَ وَ الصدیقِینَ وَ الشهَداءِ وَ الصالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً ؛ (نساء: ۶۹)
وهر کسى که خدا ورسول را اطاعت کنند، ایشان البته با کسانى که خدا به آنان لطف وعنایت کامل فرموده؛ یعنى با پیامبران وصدیقان وشهیدان ونیکوکاران محشور خواهند شد واینان رفیقان نیکویى هستند.”
اگر شهدا نزد خدا زنده‏اند وروزى مى‏خورند، پس هر کس مطیع خدا ورسول باشد- وبه دلیل آنکه رسول نیز تابع دستورات رسالت خویش است، شامل خود حضرت نیز مى‏شود- او نیز با شهداست، اگر شهدا نزد خدا زنده‏اند، پس اینان نیز زنده‏اند وحیات برزخى دارند.
اگر کسى- همانند بن باز- بگوید:
“اینان زنده‏اند، ولى در بهشت نزد خداوند متعال هستند واز احوال این دنیا اطلاعى ندارند.”
در جواب مى‏گوییم: خداوند درباره خود چنین مى‏گوید:
“وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ‏ ؛
واو با شماست هر جا که هستید. (حدید: ۴)
أَیْنَما تُوَلوا فَثَم وَجْهُ اللهِ‏ ؛
به هر سو رو کنید، خدا آنجاست . (بقره: ۱۱۵)
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛
و ما به او از رگ قلبش نزدیک‏تریم. (ق: ۱۶)”
حال اگر خداوند همه جا وبا همه کس هست، پس شهدا نیز زنده‏اند ونزد خداوند روزى داده مى‏شوند. واولیاى الهى که مطیع خدا ورسولند نیز این‏گونه‏اند. علم غیب دارند، همان‏گونه که خدا علم غیب دارد.
قرآن مى‏فرماید:
“یَعْلَمُ خائِنَهَ الأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصدُورُ ؛ (غافر: ۱۹)
او چشم‏هایى را که به خیانت مى‏گردد و آنچه را سینه‏ها پنهان مى‏دارند، مى‏داند.”
در روایات اسلامى به این موضوع مهم اشاره شده است؛ از جمله بعد از آنکه کشته‏هاى مشرکان را در چاه بدر انداختند، پیامبر (ص) بر بالاى چاه آمد ومشرکان را این‏گونه خطاب کرد:
“هر آینه شما همسایگان بدى براى رسول خدا بودید، او را از منزلش‏ بیرون ساخته واز خود طرد نمودید، سپس بر ضد او اجتماع نموده وبا او محاربه کردید، من آنچه را که پروردگارم وعده داده بود، حق یافتم، آیا شما نیز آنچه را پروردگارتان وعده داده بود حق یافتید؟
شخصى به ایشان عرض کرد: اى رسول خدا! چگونه شما با سرهایى که از تن جدا شده است، سخن مى‏گویید؟ پیامبر (ص) فرمود: به خدا سوگند! تو از آنان شنواتر نیستى ….”۲۹۷
انس بن مالک از پیامبر اسلام (ص) نقل مى‏کند که فرمود:
“بنده هنگامى که در قبرش گذارده مى‏شود واصحابش او را ترک مى‏کنند، صداى کفش آنها را مى‏شنود “….۲۹۸
متقى هندى به سند خود از پیامبر (ص) نقل مى‏کند که فرمود:
“هر کس وصیت نکند، به او اذن صحبت با مردگان داده نمى‏شود. گفته شد: اى رسول خدا! مردگان سخن مى‏گویند؟ فرمود: آرى، به زیارت مى‏آیند.۲۹۹”
ج : وجود ارتباط بین حیات برزخى وحیات مادى‏ :
از مجموع آیات وروایات استفاده مى‏شود که بین حیات برزخى انسان در عالم برزخ با حیات مادى وانسان‏هاى زنده ارتباط برقرار است؛ به این معنا: هنگامى که انسان‏ها در عالم مادى آنان را صدا مى‏زنند مى‏شنوند وهنگامى که از آنان سؤال ودرخواست مى‏کنند، به اذن خداوند متعال جواب مى‏دهند. اینک به برخى از آیات وروایات در این مورد اشاره مى‏کنیم:
الف) آیات‏ :
۱- خداوند متعال در خصوص قوم صالح مى‏فرماید:
“فَأَخَذَتْهُمُ الرجْفَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ* فَتَوَلى عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَهَ رَبی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لکِنْ لاتُحِبونَ الناصِحِینَ؛ (اعراف: ۷۸ و ۷۹)
سرانجام، زمین‏لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بى‏جانشان در خانه‏هایشان باقى مانده بود. (صالح) از آنها روى برتافت؛ و گفت: اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و به شرط خیرخواهى را انجام دادم، ولى (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید.”
۲- درباره قوم شعیب نیز شبیه این گفت‏وگو بیان شده است.۳۰۰
۳- در قرآن آمده است:
“وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرحْمنِ آلِهَهً یُعْبَدُونَ ؛ (زخرف: ۴۵)
از رسولانى که پیش از تو فرستادیم بپرس: آقا غیر از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار دادیم؟”
که ظاهر آیه دلالت بر لزوم پرسش رسول خدا (ص) از خود آن انبیا دارد با آنکه آن انبیا در عالم برزخند.
شیخ محمود شلتوت مى‏گوید:
“آنچه از آثار دینى استفاده مى‏شود این است که هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل مى‏شود واو؛ در حالى که داراى ادراک است باقى مى‏ماند؛ کسى که بر او درود مى‏فرستد مى‏شنود، زائرین قبرش را مى‏شناسد ولذت نعمت‏ها ودرد عذاب را در عالم برزخ درک مى‏کند.”۳۰۱
شیخ الاسلام عزالدین بن عبدالسلام در فتاواى خود مى‏گوید:
“ظاهر این است که میت، زائر خود را مى‏شناسد؛ زیرا ما امر شده‏ایم به سلام بر او، وشارع امر نمى‏کند به خطاب کسى که نمى‏شنود ..” ۳۰۲
ب) روایات‏ :
۱- پیامبر اسلام (ص) فرمود:
“هر مسلمانى بر قبر برادر مؤمنش که او را در دنیا مى‏شناخته عبور کند واز او سؤال کند، خداوند روحش را برمى‏انگیزد تا جواب او را بدهد”.۳۰۳
۲- در روایت از پیامبر (ص) ثابت شده که فرموده‏اند:
“مردگان صداى کفش تشییع‏کنندگان را مى‏شنوند”.۳۰۴
۳- ابن ابى‏الدنیا در کتاب القبور از عایشه نقل مى‏کند که رسول‏خدا (ص) فرمود:
“هر کس به زیارت قبر برادر مؤمنش رود ونزد قبرش بنشیند، مرده با او انس مى‏گیرد، وجواب سلامش را مى‏دهد، تا هنگامى که برخیزد وبرود”.۳۰۵
۳- بخارى ومسلم نقل کرده‏اند:
“هرگاه مرده داخل قبر گذارده شود، صداى کفش تشییع‏کنندگان را مى‏شنود”.۳۰۶
د : جواز صدا زدن اموات‏ :
سلفیه چنانچه گذشت چون منکر حیات برزخى‏اند به‏همین جهت مى‏گویند صدا زدن اموات و استغاثه به اولیا جایز نیست !! این در حالی است که آیات و روایات بر جواز چنین کارى دلالت دارد.
حضرت صالح و شعیب قوم خود را بعد از مرگ صدا زده‏اند همین امر دلیل بر این است که صدا زدن آنان جایز مى‏باشد.
۱. خداوند متعال در خصوص قوم صالح مى‏فرماید:
“فَأَخَذَتْهُمُ الرجْفَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ* فَتَوَلى عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَهَ رَبی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لکِنْ لا تُحِبونَ الناصِحِینَ (اعراف: ۷۸ و ۷۹)
سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ وصبحگاهان، [تنها] جسم بى‏جانشان در خانه‏هاشان باقى مانده بود. [صالح‏] از آنها روى‏ برتافت؛ و گفت: اى قوم من! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، وشرط خیرخواهى را انجام دادم، ولى [چه کنم که‏] شما خیرخواهان را دوست ندارید!”
۲. خداوند متعال درباره قوم شعیب مى‏فرماید:
“فَأَخَذَتْهُمُ الرجْفَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ* الذِینَ کَذبُوا شُعَیْباً کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهَا الذِینَ کَذبُوا شُعَیْباً کانُوا هُمُ الْخاسِرِینَ* فَتَوَلى عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالاتِ رَبی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ فَکَیْفَ آسى عَلى قَوْمٍ کافِرِینَ” (اعراف: ۹۱- ۹۳)
سپس زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ وصبحگاهان بصورت اجسادى بى‏جان در خانه‏هاشان مانده بودند. آنها که شعیب را تکذیب کردند، [آنچنان نابود شدند که‏] گویا هرگز در آن [خانه‏ها] سکونت نداشتند! آنها که شعیب را تکذیب کردند، زیانکار بودند! سپس

مطلب مرتبط :   پایان نامه دربارهاندازه گیری، مالیات قطعی، دارایی ها، ارزش دفتری

دیدگاهتان را بنویسید