فرایند یادگیری سازمانی

فرایند یادگیری سازمانی
هوبر[1] یک رویکرد نظام مند چهارمرحله‌ای برای فرایند یادگیری سازمانی ذکرمی‌کند. او این فرایند را یک فرایندی می‌داند که موجب دسترسی‌پذیری دانش می‌شود. این مراحل عبارتند از:
١- کسب دانش و اطلاعات: یادگیری وقتی اتفاق می‌افتد که سازمان دانش لازم را کسب کند. کسب دانش و اطلاعات از طریق کنترل محیط، استفاده از سیستمهای اطلاعاتی برای ذخیره کردن اطلاعات، بازیافت اطلاعات، انجام تحقیقات، اجراء، آموزش و مثل اینها صورت می‌گیرد. یادگیری نه تنها از طریق کسب دانش ازخارج سازمان اتفاق می‌افتد. بلکه به واسطه‌ی تنظیم مجدد دانش موجود، تجدیدنظردرساختارهای دانش قبلی وساختن نظریه ها و یا تجدید نظردرآنها اتفاق می‌افتد.
٢- توزیع اطلاعات: دراین فرایند، سازمان در اطلاعات بین واحدها و افراد سهیم می‌شود.
٣- تفسیر اطلاعات: تفسیراطلاعات فرایندی است که ازطریق آن اطلاعات، معانی قابل فهم و مشترکی پیدا می‌کنند. به عبارت دیگرتفسیراطلاعات به فرایند انتقال رویدادها، ایجاد مدلهای قابل فهم، استخراج  معنا و جمع کردن طرح‌های مفهومی گفته اطلاق می‌شود.
۴- حافظه سازمانی: حافظه سازمانی به مخزنی اشاره می‌کند که در آن دانش برای استفاده، ذخیره می‌شود. افراد شخصیت، عادات و باورهای خود را درطول زمان توسعه می‌دهند. سازمانها نیز ایدئولوژی ونگرشهای جهانی خود را توسعه می‌دهند. افراد می‌آیند و می‌روند، رهبری تغییرمی کند ولی حافظه سازمانی، رفتارها، طرح‌های ذهنی، هنجارها و ارزشهای معینی را در طول زمان حفظ می‌کنند. (نقل ازحیدری تفرشی وهمکاران، ١٣٨١، ص ٢٢٨)
به اعتقاد هوبرعوامل زیادی برایجاد حافظه‌ی سازمانی دخالت دارند.
– بخشی ازحافظه‌ی سازمانی درذهن افرادی می‌باشدکه براساس تجربه‌ی خود به کسب دانش نایل می‌شوند.
– بخشی ازحافظه‌ی سازمانی درون فرهنگ سازمانی نهفته است.فرهنگ سازمانی روشی است که افراد می‌آموزند تا به ادراک، تفکرواحساس درباره‌ی مسائل سازمانی بپردازند.
– تکنولوژی‌های اطلاعاتی برای ذخیره‌ی اطلاعات سازمانی به وجود آمده‌اند که بخشهایی ازحافظه‌ی سازمانی را تشکیل می‌دهند. (نقل ازحیدری تفرشی و همکاران، ١٣٨١، ص ٢٢٩)
[1]– G. Hoober