تاثیر خود کارآمدی بر فرایندهای انگیزشی

مفهوم خود کارآمدی:

.عوامل زیادی بر موفقیت افراد در زندگی موثر است.خود کار آمدی به عنوان یک عامل شناختی می تواند به افراد کمک کند ومسیر رسیدن به موفقیت را برایشان هموار سازد.بنابراین شناخت این عامل وراههای تقویت آن برای پیش برد اهداف در زندگی اهمیت فراوان دارد .(ترک لادانی ،1389)

هریک از افراد دارای روشهای خاصی برای نشان دادن احساسات ،نگرشها،تفکر ورفتارها می باشند که روانشناسان از آن به عنوان شخصیت یاد می کنند. شناخت خصلتها،توانمندیها وناتواناییها،نگرشها واحساسهای انسان ونیز درک وفهم علل رفتارهای اووپیش بینی عملکردها وکنش ها مورد توجه بوده است .

خود کارآمدی[1] از نظر شناخت اجتماعی البرت بندورا (1997)روانشناش مشهور مشتق شده است که به باورها یا قضاوتهای فرد به تواناییهای خود در انجام وظایف ومسئولیتها اشاره دارد . نظریه شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علی سهسه جانبه رفتار ،محیط وفرد است .این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار ،اثرات محیطی وعوامل فردی (عوامل شناختی ،عاطفی وبیولوژیک )که به ادارک فرد برای توصیف کارکردها ی روانشناختی اشاره دارد ،تاکید می کند .(عبدالهی ،1385)

خود کارآمدی در نظریه شناختی – اجتماعی بندورا به توانایی ادراک شده فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می شود. بندورا خود کارآمدی را باور وقضاوت فرد از توانایی خود در انجام وظایف گوناگون وشرایط آنها تعریف می کند . باورهای خود کار آمدی تا حدی می توانند رفتار را به شکل مطلوبی پیش بینی کنند ،زیرا این باورها ابزارهایی هستند که تعیین می کنند افراد با دانش ومهارتهایی که دارند ،چه کارهایی می توانند انجام دهند . نقش واسطه ای این باورها تبیین این موضوع است که چرا افرادی با مهارتها ودانش مشابه عملکردهای متفاوتی دارند.(بندورا،1978به نقل از نیکدل ،1388)

.برداشت انسان از خود کارآمدی:

برداشت انسان از خود کاآمدی گسترده است ومواردزیر را در نظر می گیرد :

1-افراد به چه فعالیتهایی می پردازند.

2-برای چه مدت در مقابل موانع ایستادگی می کنند.

3-واکنشهای هیجانی افراد به هنگام پیش بینی یک موقعیت یاهنگام وقوع آن چگونه است.

بدیهی است که تفکر ،انگیزش،احساسات ورفتار انسان در موقعیتهایی که به توانایی خود احساس اطمینان می کند ،متفاوت با رفتار وی در موقعیتهایی است که در آنها احساس عدم اطمینان یافقدان صلاحیت دارد . درک انسان از خودکا رآمدی برالگوهای تفکر ،انگیزش ،عملکرد وبرانگیختگی هیجانی فرد تاثیر می گذارد .(شولتز،1990ترجمه کریمی 1384)

مطلب مرتبط :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

.تاثیر خود کارآمدی بر فرایندهای انگیزشی:

انگیزش به معنای در نظر گرفتن هدفها یامعیارهایی برای خود واستفاده از آنهابرای ارتقای عملکرد فرد است. برای مثال انگیزش فرد در تحصیلات تا وقتی باقی است که معیارهای بالا، نتایج مثبت احساس غرور از دستیابی به معیارها ،واحساس توانمندی از این دستیابی ها هیجان در وی حفظ شود .از طرف دیگر ،ملاک وانگیزش پایین وقتی به سراغ فرد می آید که معیارهایش پاین باشد . پاداشهای بیرونی یادرونی کمی از انجام دادن کار حاصل می شود یافرد احساس کند که دستیابی به عملکرد موفق ،غیر ممکن است . باورهای خود کارآمدی قوی به عنوان یک منبع شخصیتی نیرومند در رویارویی با موقعیتهای استرس زا مطرح اند ودر نحوه مقابله ی فرد با موقعیتهای مختلف در دستیابی به اهداف تاثیر می گذارند . آنها همچنین اثر وسیعی بر فرایندهای انگیزشی دارند . این فرایندها عبارتند از :

1-انتخاب:باورهای خود کارآمدی باانتخاب افراد در ارتباطند. یعنی افراد با باورهای خود کارآمدی بالا اهداف پیچیده تری که متضمن تلاش بیشتری است ،انتخاب می کنند.

2-تلاش ،پشتکار وعملکرد :افراددارای خود کارآمدی بالا ،تلاش ومداومت بیشتری در کارها دارندودر مقایسه باافراد دارای باورهای خودکارآمدی پاین ،عملکرد بهتری از خود نشان می دهند.

3-هیجان :افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالادر مقایسه باافراد دارای خودکارآمدی پایین در زمینه انجام دادن تکالیف خلق وخوی بهتری دارند . یعنی اضطراب وافسردگی کمتری را تجربه می کنند .

4-مقابله با موقعیتهای فشارزا:افراد داری باورهای خودکارآمدی بالادر مقایسه باافراد دارای  خود کارآمدی پایین،بیشتر می توانند با موقعیتها ی فشار زا ونا امید کننده کنار بیایند .اگر افراد مطمئن باشتد که می تواند ازعهده تکالیف دشوار برآیند ،تلاش جدی تری برای موفق شدن می کنند .(ترک لادانی،1389)

بررسی تحقیقات منتشر شده در موردخود کارآمدی،مشخص کرد که بین باورهای خودکارآمدی وپیشرفت دانشگاهی رابطه مثبتی وجود دارد. علاوه براین نتایج این تحقیقات نشان داد که افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا، معمولا:

1-وظایف چالشبرانگیزرا به عهده می گیرند.

2-کوشش بیشتری صرف کار می کنند .

3-به هنگام ظهور موانع پشتکار بیشتری دارند.

4-میزان کمتری از اضطراب را نشان می دهند.

5- در به کاربستن راهبردهای یادگیری انعطاف پذیری بیشتری دارند.

6-خودتنظیمی بیشتری از سایر افراد دارند.

7-ارزیابی درست ودقیقی از عملکرد خود دارند.

8-علاقه مندی ذاتی زیاد به موضوعات علمی ،وعملکرد فکری بهتری دارند.

مطلب مرتبط :   تعریف و مفهوم محتوا

.باورهای خودکارآمدی :

باور خود کارآمدی عامل مهمی در نظام سازنده شایستگی انسان است. انجام وظایف توسط افراد مختلف بامهارتهای مشابه در موقعیتهای متفاوت به صورت ضعیف،متوسط ویا قوی ویا توسط یک فرد در شرلیط متفاوت به تغییرات باورهای کارآمدی آنان وابسته است. مهارتها می توانند به آسانی تحت تاثیر خودشکی یا خود تردیدی قرارگیرند،در نتیجه حتی افراد خیلی مستعد در شرایطی که باور ضعیفی نسبت به خود داشته باشند،از تواناییهای خود استفاده کمتری می کنند. به همین دلیل احساس خود کارآمدی ،افراد را قادر می سازد تا با استفاده از مهارتها در برخورد باموانع ،کارهای فوق العاده ای انجام دهند.بنابراین خودکارآمدی درک شده عامل مهمی برای انجام موفق آمیز عملکرد ومهارتهای اساسی لازم برای انجام آن است.

عملکرد موثر هم به داشتن مهارتها وهم به داشتن باور در توانایی انجام آن مهارتها نیاز است. اداره کردن موقعیتها ی دائم التغییر ،مبهم،غیر قابل پیش بینی واسترس زا مستلزم داشتن مهارتهای چندگانه است.بنابراین،مبادلات با محیط تا حدودی تحت تاثیر قضاوتهای فرد در مورد تواناییهای خویش است.به این معنی که افراد باور داشته باشند که در شرایط خاص ،می توانند وظایف را انجام دهند .خود کارآمدی درک شده معیار داشتن مهارت خاصی نیست ،بلکه به این معنی است که فرد به این باور رسیده باشد که می تواند در شرایط مختلف باهر نوع مهارتی که داشته باشد،وظایف را به نحو احسن انجام دهد.(عبداللهی،1385ص36)

 

. خود کارآمدی وخود نظم بخشی:

بندورا(1997)خودکارآمدی را باور فرد به توانایی انجام یک عمل در یک موقعیت مشخص تعریف کرده است .زمانی که عملکردباهنجارهای فردی هماهنگ ویافراتر از آن باشد،به حفظ یاافزایش خود کارآمدی منجر می شود.در حالی که عملکرد ضعیف وپاین تر از هنجارهای فردی موجب کاهش خودکارآمدی می گردد. باور به خود کارآمدی بربسیاری از جنبه های زندگی مثل گزینش اهداف،تصمیم گیری ،میزان تلاش ،سطح استمرار وپایداری ورویارویی با مسائل چالش یرانگیز تاثیر دارد.(حجازی ونقش ،نقل ز بندورا ،1387)

.داوری در موردسطح خودکارآمدی:

بندورا داوری در موردسطوح خودکاآمدی رامبتنی بر چهار منبع اطلاعاتی می داند:

1-دستیابی به عملکرد:تجربه های موفقیت آمیز پیشین از تکالیف مختلف.

2-تجربه های جانشینی :دیدن دیگران در حال عملکرد موفقیت آمیز پیشین در تکالیف مختلف.

3-متقاعدسازی کلامی وسایر انواع نفوذ اجتماعی :گفتن این نکته به فرد مورد نظر که”اواز تواناییهای پیش نیازبرای رسیدن به آنچه می خواهد به آن برسد،برخوردار است”به طور واقع بینانه ای باعث افزایش خود کارآمدی می شود.

مطلب مرتبط :   اختلال شخصیت مرزی

4-برانگیختگی فیزیولوژیکی :از فردی که تنش واضطراب بیش از حد داشته باشد،نمی توان انتظار موفقیت داشت.(ترک لادانی،1389)

بندورا(1986)در کتاب پایه های اندیشه ورفتاراجتماعی می گویدکه انسانها دارای یک نظام خوداندکه در کنترل اندیشه ها ،احساسها وکنش هایشان موثر است.نظام خوددربرگیرنده ی گروهی از سازه های عاطفی وشناختی مانند فراگیری از دیگران ،توانایی نماد سازی ،وسامان دهی رفتار شخصی است. هم چنین ،این نظام همواره در فراهم آوری سازوکارهای مرجع وساماندهی کارکردهای فرعی برای در یافت ،سامان دهی ،وارزیابی رفتار دست دارد که به پیوند دوسویه نظام خود ومنابع موثر فرامحیطی می انجامد . در کل بندورا رفتلر وانگبزش انسان را در پی آیند باورهایی می داند که انسانها از خود دارند که سازه های کلیدی در کارکرد وکنترل شخصی  است . نظام خود برآیند کنش دوسویه ی شخص ومنابع موثر پیرامونی است .این نظام خودگردان است وتوانایی دگرگدن سازی محیط وکنش های فرد را دارد.

بندورا خوداندیش را یگانه ترین توانایی انسان می شمارد که3انسانها با آن اندیشه ورفتارشان را دگرگون می سازند وارزیابی می کنند . این بازخوردها در بر گیرنده دریافت های خود کارآمدی است. یعنی باورهای تواناییهای فرد برای سامان دهی وپیاده سازی کنش هایی که برای سامان دهی به موقعیتهای آینده به آن نیاز است . در حقیقت باورهای توانمندی  به چند روش بررفتار اثر می گذارند.

آنها برگزینش های افراد وکنشی که پی می گیرد اثر می گذارد ونیز افراد در کارها هایی شرکت می کنند که احساس شایستگی واعتماد به نفس داشته باشند واز کنشهایی که در آن اعتماد به نفس وشایستگی نداشته باشند پرهیز می کنند .باورهای خودکارآمدی تعیین می کند که انسانها چه اندازه برای انجام کارهایشان زمان می گذرند،هنگام برخوردبا3دشواریها تا کی پایداری می کنند،وآیا در برخورد با موقعیتهای گوناگون چه اندازه نرمش پذیراند.همچنین باورهای  خودکارآمدی برالگوهای اندیشه وواکنش های هیجانی افراد اثر می گذارند. بنابراین ،افراد باخودکارآمدی پایین شاید باورکنند که وضع حل ناشدنی است واین باوری است که تنیدگی ،افسردگی،ودیدی باریک بینانه برای گره گشایی پرورش می دهد.از سوی دیگر خودکارآمدی بالا در هنگام نزدیک شن به کار وکنش های دشوار ،به پدیدآیی احساس آسانی کمک می کند.(رجبی،1385

24-Self efficacy