افسردگی از دیدگاه معنوی‌گرایی 

5 افسردگی از دیدگاه معنوی‌گرایی 

آنچه در بالا مورد اشاره قرار گرفت، عبارت بود از مهم‌ترین نظریه‌های سبب‌شناختی و درمانی درباره افسردگی، اما علاوه بر دیدگاه‌های رایج و کلاسیک، تلاش‌های فراوان دیگری نیز در راستای تبیین و درمان افسردگی صورت گرفته‌اند. یکی از روندهای جدید، مبحث معنویت و درمان معنوی است. این رویکرد ریشه در دیدگاه‌های هستی‌‍‌شناسی دارد.

در سال‌های اخیر، سازمان جهانی بهداشت، نیز در تعریف سلامت کامل و ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و نیز معنوی اشاره می‌کند و بعد چهارم یعنی بعد معنوی را در رشد و تکامل انسان مطرح می‌سازد (وست، ترجمه: شهیدی و شیرافکن: 1387).

معنویت به تلاشی که برای کشف چیزی مقدس انجام می‌گیرد، گفته می‌شود. معنویت، گسترش آگاهی فرد را فراخوانده و مسئولیت فرد را نسبت به خود و ماوراء خود می‌طلبد. معنویت فراتر رفتن از سطح آگاهی فردی به سطح جهانی است (والش[1]، 2007؛ به نقل از راسخ، 1393). معنویت را می‌توان به صورت سازه‌های نهفته مانند شخصیت، فرهنگ و یا شناخت طبقه‌بندی نمود. این سازه‌ها مستقیماً قابل مشاهده نیستند بلکه تنها از طریق ابعاد مؤلفه‌های تشکیل دهنده آنها، می‌توان آنها را استنتاج نمود (میلر و ثورسون[2]، 2003).

امروزه، برخی از سازمان‌هایی که ارزیابی مراکز مراقبت از سلامتی را برعهده دارند، پیشنهاد می‌کنند نیازهای معنوی بیماران نیز در مراکز مراقبت از سلامتی ارزیابی شود. انجمن روان‌پزشکی آمریکا توصیه می‌کند که پزشکان، گرایش مذهبی و معنوی بیماران را جویا شوند. زیربنای این توصیه‌ها این است که مراقبت از بیمار، بسیار فراتر از درمان بیماری است و دربرگیرنده نیازهای مختلف وی است (میلر، پلواک و رامانز[3]، 2001).

مفهوم معنویت با همه حیطه‌های سلامت در تمام سنین ارتباط دارد (اسمیت و مک شری[4]، 2004) و مورد علاقه پژوهشگران در تمام دنیاست (لین و بوئر[5]، 2003). با این همه مشکلات و چالش‌هایی درباره تعریف معنویت وجود دارد.

علی رغم پژوهش‌های بسیاری که در طول دهه‌های گذشته در این باره صورت گرفته، معانی بسیار مختلفی در مقالات و کتب گوناگون درمورد معنویت ارائه شده‌است (وادر[6]، 2006). برخی معتقدند ابعاد معنویت، شامل تلاش برای معنا و هدف[7]، تفوق و برتری ( مثلاً احساس این که انسان بودن فراتر از وجود مادی ساده است)، اتصال[8] (مثلا احساس اتصال به دیگران، طبیعت یا الوهیت) و ارزش‌ها (مانند عشق، دلسوزی و عدالت) می‌باشد (میلر، پلواک و رامانز، 2001). برخی معتقدند معنویت فراتر از مذهب و شامل مفاهیم دیگری همچون آرامش و راحتی ناشی از ایمان و تطابق معنوی (کاتن، لارکین، هوپز، کرومر و روزنتال[9] ، 2005)، تجربیات و تظاهرات روح فرد در یک روند بی‌همتا و دینامیک و منعکس کننده ایمان به خدا یا یک قدرت بی‌نهایت، اتصال (به یک فرد، دیگران، طبیعت یا خدا) و یکپارچگی همه ابعاد انسانی می‌باشد (مراویجیلیا[10]، 1999).

مطلب مرتبط :   انواع اضطراب و علل ایجاد کننده ی ان

بحث‌های موجود در مورد معنویت، منجر به این شده‌است که معنویت امری ذهنی[11]، مبهم[12] و قطبی[13] شود. در یک انتهای طیف، به معنویت مترادف با مذهب نگریسته شده‌است در حالی که در انتهای دیگر طیف، برای تمام افراد فاقد ایمان یا اعتقاد به خدا نیز به کار می‌رود (اسمیت و مک شری، 2004).

برخی معتقدند امروزه معنویت یک پدیده جهانی است که برای همه (معتقدان و نیز بی‌ایمان‌ها) به کار می‌رود (کولی[14]، 1997؛ برنارد[15]، 1988؛ به نقل از راسخ، 1393). طبق نظر راسل، معنویت می‌تواند به طرق مختلف تظاهر کند. تبادلات[16] روزانه با دیگران، تعاملات معنوی مشخص به وسیله عشق، اعتماد، صداقت و درستکاری، یکپارچگی، احترام، فداکاری و دلسوزی، تجربیاتی در مورد طبیعت که احساس نزدیکی و اتحاد با دنیای طبیعی را ایجاد می‌کند، ارتباط با ارواح جدا شده از جسم، ارتباط غیرشخصی[17] با برخی از نیروهای برتر یا قدرتی که جهان را هدایت کند یا با یک خدای شخصی که فرد را می‌شناسد و از او مراقبت می‌کند (کرنز، گیروان و مک آلیس[18]، 1998).

با توجه به مطالبی که در باب معنویت در منابع مختلف می‌توان یافت، شاید بتوان معنویت را از دو دیدگاه، یکی نگاه عمومی و متمایل به لائیسم و دیگری نگاه مکاتب الهی بررسی کرد. از نگاه عمومی و جهانی، معنویت شامل هدفمندی در زندگی، تجربه ارتقاء و تعالی، نمود اجتماعی و پایبندی به بایسته‌های تعریف شده اخلاقی است. اما از نگاه مکاتب الهی، خداشناسی، خداجویی و خدامحوری، شناخت هدف خلقت و زندگی، تلاش در جهت تکامل معنوی و خودسازی و توکل (شناخت خدا به عنوان قدرت و حکمت مطلق، انجام وظایف فردی و در عین حال همواره خدا را در جایگاه خدایی و بی‌نهایت دیدن) به معنای معنویت است (اصفهانی، 1389).

ذکر مطالب پیش گفته به خاطر بیان جنبه‌های مورد توجه دانشمندان از قرن‌ها پیش تا کنون بود. جنبه‌هایی که هنوز شاید لازم باشد به هنگام بازنگری در تعاریف متداول و پذیرفته شده به آنها توجه کرد.

وقتی به روح با تعبیر قرآنی آن توجه می‌شود، شکافی عمیق بین نگرش لائیسم از مفهوم معنویت و نگرش الهی-اسلامی می‌توان دید.

واژه معنویت و مشتقات آن در منابع اصیل اسلامی (قرآن کریم و سنت معصومین (ع)) به کار نرفته‌است. ولی در ادبیات مسلمانان هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی رواج یافته‌است. کلمه معنویت از مصدر جعلی معنوی ساخته شده است. کلمه معنوی نیز با افزودن یای نسبت به آن از واژه معنی که خود مصدر میمی بوده و مفاد آن مقصود و مراد است، مشتق گردیده‌است. بنابراین معنوی، منسوب به معنی و در مقابل لفظی است (ابن منظور، 145ق). معنی امری است که در ورای الفاظ و عبارات قرار دارد و الفاظ و عبارات آن را حکایت می‌کند. از این رو معنا به موقعیتی اشاره دارد که دست کم شامل دو لایه باشد: یکی ظاهر که حکایت‌گراست و دیگری باطن که محکی است. اگر مکتوبی از عهده ارتباط با جهان عینی و خارجی یا حقایق ذهنی آن برنیاید، بی‌معنا تلقی خواهد شد (مرزبند و زکوی، 1391).

مطلب مرتبط :   اگه دستگاه تصفیه هوا رابرنده شید اونو به کی هدیه میدید 

هدف و معنا داشتن یک عمل، معنویت را تأمین نمی‌کند، چرا که معنویت به معنای معناداری کل زندگی است نه تنها بخشی از آن و تنها اهدافی که فرد را برای رسیدن به هدف غایی کمک می‌رسانند مهم است. به همین دلیل انتخاب هر هدفی به عنوان هدف غایی نیز به معناداری زندگی منجر نمی‌شود. در ادبیات قرآنی، چنین معنای معقولی، فقط ذات پاک خداوند است. خداوند متعال به مثابه منبع و سرچشمه وجود و همه کمالات معرفی شده‌است و نزدیک شدن به او، هدف اصلی آفرینش انسان شمرده شده‌است (ذاریات، 56). به همین دلیل هدف غایی از حرکت، تلاش، فعالیت و سلوک انسانی و عالی‌ترین کمال انسانی نیز بالاترین نقطه ممکن در مراتب قرب اوست. چون خداوند قله انجام وجود انسان شمرده شده‌است؛ همانطور که نقطه آغاز نیز اوست: ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم (بقره، 156)؛ چون او به بندگانش نزدیک است و فریاد آنها را می‌شنود (بقره، 186)؛ و هم اینکه آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است (قصص، 60)؛ جهان هدف‌دار سیری الی‌ الحقی دارد (اسراء، 44)؛ و هرآنچه بخواهند نزد پروردگارشان باز می‌یابند (زمر، 34)؛ به واسطه او از هر رنجی رهایی می‌یابند (مائده، 69)؛ و اینکه انسان فطرتاً به کمال مطلق یا خداوند گرایش دارد (عنکبوت، 61)، بنابراین رسیدن به این غایت و معنا از نگاه قرآن فقط از جاده عبودیت امکان‌پذیر است: «و ما أمروا إلا لیعبدوا اله واحدا (توبه، 31)؛ و مأمور نبودند جز اینکه خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست». لازمه عبودیت خداوند، توحید در عبودیت است. بنابراین فرد باید همه اعمالش را در زندگی در راستای قرب الهی قرار دهد: «در حقیقت نماز و سایر عبادات من و زندگی و مرگ من برای خداوند، پروردگار جهانیان است» (انعام، 162). بدون این ارتباط مناسب بین انسان و خدا، زندگی انسان به طور بالفعل معنادار نمی‌شود. بنابراین، معنویت در اندیشه قرآنی، جستجوی چنین معنایی در زندگی از طریق ایمان و عمل صالح و نفی بندگی شیطان می‌باشد.

مطلب مرتبط :   همه چیز در مورد جراحی زیبایی

بدین ترتیب از مطالب گفته شده چنین برمی‌آید که طریق قرار گرفتن در مسیر مستقیم عبودیت و بندگی تنها براساس قدم گذاشتن در صراط مستقیم الهی به دست می‌آید. حقیقت این است که اسلام آموزه‌های قابل توجهی را در درک تجربه‌های گوناگون روانی به ویژه اختلالات روانی داراست. روان‌شناسی اسلامی از لحاظ داشتن اصولی برای توجیه فعل و انفعالات روانی انسان و همچنین دارا بودن قوانینی که در ایجاد رشد و جلوگیری از سقوط می‌توانند به انسان کمک نمایند، در بین دستگاه‌های روان‌شناسی موجود و رایج جهان منحصربه‌فرد است. با توجه به اینکه اسلام در تعریف انسان سالم، خصوصیات او را حرکت به سوی انسان کامل شدن مثل اکتساب فضایل و رفع رذایل می‌داند و نیز سلامت انسان را در قرابت بیشتر و همرنگی مضاعف با فطرت می‌داند و همچنین دیدگاه جامع و کاملی که درباب معنویت و راه‌های یافتن معنا و مفهوم زندگی به سوی حق پایدار با توجه به همه جوانب و ابعاد تکامل انسانی بیان می‌دارد، شایسته و ضروری است که نه تنها ابعاد و مضامین و مفاهیم مرتبط با سلامت روح و روان، بلکه ابعاد و زیربنای تحلیلی از اختلالات روانی نیز با همین دیدگاه بررسی شود.

قرآن کریم به عنوان تنها منبع وحیانی مورد اعتماد، با نگاهی جامع به انسان و نیازهای او و ظرفیت وجودیش، دستورالعمل‌هایی را برای سالم ماندن از حمله‌های عصبی افسردگی و هر بیماری دیگری صادر کرده‌است. قرآن کریم با علم به اینکه انسان موجودی است که از دو عنصر روح و جسم تشکیل شده‌است، پیش‌بینی بروز این مشکلات را کرده و به بیان راه حل‌های اساسی اقدام کرده‌است (خدایاری و قائمی، 1391). بدیهی است این کتاب عظیم، درباره سلامت روان و راه‌های تأمین آن، آموزه‌های بسیاری دارد و بدون شک، گام نهادن در راه خداوند و پیروی از راه و رسم و رهنمودهای تربیتی قرآن کریم، تنها راه نیل به بهداشت وسلامت روانی است (صادقیان، 1386).

لذا در ادامه ابتدا به رویکرد اسلامی پیرامون تبیین سبب‌شناسی افسردگی و سپس مؤلفه‌های درمان با رویکرد هستی‌شناسی اسلامی، براساس معنایی که اسلام از زندگی بیان می‌دارد، پرداخته می‌شود.

[1]. Walsh

[2].  Miller & Thoresean

[3]. Meuller, Plevak & Rumans

[4]. Smith & McSherry

[5]. Lin & Bauer

[6]. Vader

[7]. meaning and purpose

[8]. connection

[9]. Cotton, Larkin, Hoops, Cromer & Rosenthal

[10]. Meravigilia

[11]. subjective

[12]. confused

[13]. polarized

[14]. Cauly

[15]. Burnard

[16]. interchanges

[17]. impersonal

[18]. Kearns, Girvan & McAleese