ارزش سرمایه فکری برای سازمان‌ها

ارزش سرمایه فکری برای سازمان‌ها:

در سال 1999 در نشستی که با حضور محققان و متخصصان در زمینه مدیریت سرمایه فکری و بسیاری از مدیران ارشد شرکت‌های فعال در این عرصه تشکیل‌شده و حاضرین به تفاهم رسیدن که ارزش اصلی سرمایه‌گذاری در حوزه سرمایه فکری برای شرکت‌ها و سازمان‌ها عبارت‌اند از:

  1. درآمدزایی از محصولات و خدمات.
  2. کسب شهرت، خوش نامی، اعتماد مصرف‌کنندگان و ارتقای تصویر ذهنی برای مصرف‌کنندگان از محصولات و خدمات.
  3. اجتناب از منازعات و مرافعه‌های حقوقی.
  4. افزایش سطح آزادی سازمان در انتخاب‌ها و فعالیت‌ها.
  5. کاهش هزینه‌ها.
  6. مسدود کردن عرصه رقابت.
  7. وجود موانعی برای ورود رقبای بالقوه.
  8. ایجاد وفاداری در میان مشتریان.
  9. حفاظت از نوآوری‌ها. (Libo et al,2011)

سرمایه فکری عامل اصلی ایجاد ارزش در شرکت‌ها می‌باشد و شرکت‌ها در حال حرکت به سمت خلق ارزش از طریق سرمایه فکری موجود در سازمان می‌باشند در واقع دیدگاه گذشته مدیران در مورد ایجاد ارزش شرکت توسط دارایی‌های فیزیکی تغییر پیدا کرده است. با توجه به یافته‌هایی که نشان می‌دهند ارزش بازار شرکت‌ها در مقایسه با آنچه در دفاتر حساب خود ثبت می‌کنند (ارزش دفتری) تفاوت دارند، به طور عمده در دو دهه گذشته، محققان به دنبال پاسخ به علت نابرابری هستند. اتفاق نظر وجود دارد که یکی از دلایل تفاوت در ارزش بازار و ارزش دفتری به دلیل دارایی‌های نامشهودی است که در ترازنامه شرکت‌ها گنجانیده نشده است. یکی از این دارایی‌های نامشهود، سرمایه فکری است. سرمایه فکری یکی از مباحث نوظهور در حسابداری شرکت‌ها است و هنوز در حال سیر تکاملی است، بنابراین تعریف جامع و کاملی از آن وجود ندارد مسئله اصلی در اینجا این است که روش خاصی برای اینکه بتوان ساختارهای سرمایه فکری را در قالب اعداد و ارقام بیان کرد وجود ندارد تا بتوان به کمک آن تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت را بررسی نمود و دیگر اینکه بررسی تأثیر سرمایه فکری بر ارزش شرکت دشوار است چون درآمدهای شرکت از منابع نامشهود و نامشهود یا ترکیبی از هر دوی آن می‌باشد. در اینجا نیاز به ابزاری داریم تا به کمک آن ساختار‌های سرمایه فکری را به صورت اعداد و ارقام بیان کرده و بررسی کنیم که آیا سرمایه فکری باعث ایجاد ارزش افزوده در شرکت و در نتیجه اختلاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت شده است یا نه.(پور زمانی و همکاران،1391، ص 19-18)

مطلب مرتبط :   مسائل و مشکلات آموزش کارکنان

اساس فعالیت‌های سازمان موفق از تولید محوری به سمت دانش‌محوری تغییر یافته است. در اقتصاددانشی بر خلاف اقتصاد صنعتی، دانش با سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی‌ها بر کسب مزیت رقابتی و پیشبرد اهداف سازمانی نقش بسزایی ایفا کند. دلایل متعددی مبنی بر اهمیت و ضرورت مطالعه سرمایه فکری، وجود دارد: اول آن که توجه استراتژیک بخش غیرانتفاعی به سوی منابع ذهنی معطوف می‌شود وتوان پذیرش چالش‌های تحمیل‌شده از سوی محیط‌های بیرونی فزونی می‌یابد. دوم آن که سرمایه فکری محرک پیش برنده کلیدی در بهبود عملکرد و رقابت سازمانی است. علاوه بر این، به جای استفاده از مقیاس‌های سنتی، سرمایه فکری به نقطه اتصال دانشگاه‌ها و سازمان‌ها بر اساس یک زبان مشترک قدرت می‌بخشد که این جالب‌ترین دلیل برای اندازه‌گیری سرمایه فکری است. دلیل آخر آنکه سرمایه فکری نقش کلیدی در مدیریت استراتژیک منابع انسانی ایفا خواهد کرد. از سوی دیگر امروزه مدیران در جستجوی دست‌یابی به یک راه حل جامع، قابل‌اعتماد و انعطاف‌پذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان بوده، می‌باشند.

(علامه، شیخ ابو مسعودی،1394، ص 73)